header-photo

بیشترین و آشکارترین موضع‌گیری‌های روحانی در سخنرانی امروز

حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب، در همایش ملی افق رسانه در نخستین سخنرانی خود پس از پیروزی، امروز (شنبه، ۸ تیر) بیشترین و آشکارترین موضع‌گیری‌های خود را در معرض قضاوت دیگران گذاشت. وی ضمن اعلام وفاداری به قول‌های انتخاباتی خود همچنان دولت خود را فراجناحی دانست و اعلام کرد که خود را وامدار هیچ گروه سیاسی و جناحی نمی‌داند و تلاشش انتخاب شایسته‌ترین افراد «به شرط اعتدال» است. 

مهمترین نکات این سخنرانی به شرح زیر است.
• «اعتدال در سیاست خارجی، نه تسلیم، نه ستیز، نه انفعال و نه تقابل است ... اعتدال تعامل مؤثر و سازنده‌ با جهان است.»

• «در این دوران اگر محاسبه قدرت درست انجام نشود و قدرت ملی را کمتر یا زیادتر از واقعیت ببینیم، بسیار خطرناک است.»

• «در همین دوره در منطقه خودمان دیدید که کشورهایی بودند که دچار اشتباه محاسبه شدند و چه سرنوشتی پیدا کردند، کشورهایی هم در منطقه آسیای خودمان هستند که محاسبه درست انجام دادند و ما پیشرفت و جایگاه و ظهور جدید آنها را مشاهده می‌کنیم.»

• «دوران مونولوگ رسانه‌ای به سر رسیده است.»

• «حقوق بشر، حقوق بشر است. حالا هر تعبیری می‌خواهیم داشته باشیم. حواسمان باشد در دام معیارهای دوگانه نیفتیم.»

• «اگر ظلم بد است، همیشه و همه جا بد است و نمی‌توان ظلمی را که در یک کشور دشمن انجام می‌شود برجسته کرد، اما اگر همان ظلم در یک کشور دوست صورت بگیرد، بگوییم که ظلم نیست».

• «دولت آینده به وعده‌هایی که داده وفادار خواهد بود».
• «ما در این منطقه پیشتاز انتخابات در تاریخ بودیم، اولین پارلمان و اولین مجلس شورای اسلامی در این کشور تاسیس شده، یعنی بیش از صد سال قبل.»

• «دولت آینده باید در چارچوب رای اکثریت حرکت کند، اکثریت مردم  ایران رای به اعتدال، عقلانیت، خردورزی و مشورت، راه کارشناسی، دوری از افراط و خودسری رای دادند.  رای کاملا ًروشن است و هیچ ابهامی وجود ندارد همه باید تسلیم این رای باشیم. دولت آینده نیز باید تسلیم این رای باشد.»

• «همه مردم، همه مقامات بدون استثناء ذیل قانون تعریف می‌شوند، قانون خدا، یعنی اسلام و همچنین قانون جمهوری اسلامی ایران.»

• «پیام مردم در این انتخابات دوری از خشونت و افراط بود.»

• «اعتدال بدون قانون گرایی امکان‌پذیر نیست، اعتدال بدون شفافیت امکان‌پذیر نیست، اعتدال بدون ارتباط دوسویه مردم با دولت و دولت با مردم امکان‌پذیر نیست. اعتدال بدون واگذاری امور به صاحبان صلاحیت‌دارش امکان پذیر نیست،  اعتدال در اقتصاد آنجا که گروهی می خواهند دولت فربه شود و تصدی دولت بیشتر شود، امکان پذیر نیست، اعتدال در اقتصاد در آنجاییکه افرادی هستند که می خواهند دولت هیچ نظارتی نداشته باشد، امکان پذیر نیست، دولت آینده به دنبال اقتصاد آزاد مردمی عادلانه است.»

• «اعتدال می‌گوید فرهنگ از آن اهل فرهنگ است.»

• «به صراحت می‌گویم بحث‌های مطرح شده صرفا گمانه زنی است و نسبیت به هیچ فردی در کابینه آینده تصمیم گیری نشده است و در شرایط فعلی به دنبال مشورت با صاحب‌نظران و گروه‌های مختلف هستیم، پس مردم بدانند آنچه گفته می‌شود گمانه‌زنی بیش نیست.»

• «دولت آینده همان طور که وعده داده شده، یک دولت فراجناحی و با تکیه بر شایسته سالاری خواهد بود.»

• «از نیروی انتظامی تشکر می‌کنم، آستانه‌ی تحمل را بالا بردند. شادی و نشاط حق مردم است، خیلی سختگیری نکنید چون مردم ما خودشان اخلاق‌مدارند و چارچوب‌های اخلاقی،‌ اسلامی و سیاسی را می‌دانند. ... البته در این شادی‌ها دو طرف رعایت کردند.»

• «پسرها و دخترها و جوانان را پسر و دختر خودمان بدانیم و به نحوی با آنها صحبت کنیم که در خانه با پسر و دختر خودمان حرف می‌زنیم.»

• «به عزت مردم نباید اهانتی شود، تذکر قابل قبول است اما تحقیر خیر.»

• «ما جامعه کثیرالمله نداریم، بلکه یک اقلیم و یک ملت به نام ایران داریم و البته در مناطق مختلف کشور آداب و رسوم خاص آنجا و خرده‌فرهنگ‌ها وجود دارد، اما همه آنها گل‌های یک باغ هستند.»

• ‌«حکومتی که ریشه در حمایت و رای مردم دارد، نه تنها از رسانه آزاد نمی‌هراسد، بلکه از آزادی قانون‌مند رسانه‌ها استحکام بیشتری می‌یابد.»

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

هاشمی رفسنجانی پیروز بزرگ انتخابات ۹۲

علی خامنه‌ای همیشه از اینکه هاشمی را مغز و شخصیت اول نظام می‌شناختند اگر نگوییم زخمی ناراضی بود.

دوران رییس جمهوری هاشمی، خامنه‌ای بدون دخالت آشکار کارآموزی رهبری می‌کرد چندان جرات ابراز وجود نداشت. اما در دوران خاتمی (که در صبح انتخاباتش گفته‌ بود هیچ‌کس برای من هاشمی نمی‌شود) پشت پرده‌ تمام مقدمات را بر کنار زدن خاتمی و هاشمی و جریان فکری‌اشان فراهم کرد.


لذت عجیبی برد وقتی سال ۸۴ رفسنجانی از احمدی‌نژاد مثلا شکست خورد. گمان کرد کار تمام است. برای همین تقابل خودش با هاشمی را برای اولین بار علنا در قالب نزدیکی نظرش با احمدی‌نژاد را در خطبه‌ی کودتایی ۲۹ خرداد ۸۸ اعلام کرد.

اما هم احمدی‌نژاد و هم سیاست‌های یکدست او و خامنه‌ای چنان اوضاع را بر نظام تنگ کرد که با وجود رد صلاحیت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، وی بازی را چنان چرخاند که خامنه‌ای لاجرم مجبور شد باز هم به قدرت تدبیر و سیّاسی رفسنجانی از سر اکراه کرنش کند و گزینه‌ی اول و یار نزدیک هاشمی را به ریاست جمهوری بپذیرد. خامنه‌ای باز هم نفر دوم مملکت است. این بار نفر دومی بی احترام‌تر.

مهم‌تر آنکه، به دلیل وقایع هشت سال گذشته و انتخابات ۹۲، تاریخ رفسنجانی را به نیکی یاد خواهد و خامنه‌ای را به رفیق نیمه‌راه و دیکتاتوری خواهد شناخت. 

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

ادعای گوبلزی حسین شریعتمداری و دو احتمال

روحیه‌ی ماکیاولی شریعت‌مداری که وی را به شریعت‌نداری شهره کرده است بر اهل قلم شناخته است و کافی است نگاهی گذرا به پیش‌بینی‌ها و ادعاهای او فقط در دو ماه گذشته داشت تا او را شهریار شریعت‌نداری شناخت.

دو ماه پیش: «قطعا هاشمی کاندیدا نمی شود، چون از شکستش مطمئن است»، پس از کاندیداتوری و رد صلاحیت وی، نوشت که «قطعاً او از کسی حمایت نمی کند» ، پس از اعلام حمایت صریح او، مکرر از کاندیداهای اصولگرا خواست که به نفع یک نفر کنار گیری کنند اما درخواست‌های او با بی‌اعتنایی کاندیداهای اصولگرا مواجه شد و در پایان، در اقدامی نامفهوم، ضمن رد اصولگرا بودن حسن روحانی پیش بینی کرد «پیروز قطعی این انتخابات اصولگرایان هستند» پس از پیروزی روحانی، او در خبر دیروز کیهان نوشت که «روحانی اصولگراست» (۱)

اما شریعتمداری در سرمقاله امروزش فراتر رفته و با اشاره یه سخنان حسن روحانی در کنفرانس خبری و همایش تجلیل از ستادهای تبلیغاتی‌اش در سراسر کشور ادعا کرده که «مدعیان اصلاحات شکست سختی را متحمل شده‌اند»  و تاکید کرده که ادعاهایش با «واقعیات همخوانی غیرقابل انکاری دارد».

اگر اشاره‌ی شریعتمداری به همان سخنانی باشد که همه شنیده‌اند دو احتمال وجود دارد: 
۱. شریعتمداری دیگران احمق می‌پندارد.
۲. عصبانیت پیروزی روحانی و نادرست آمدن تمام پیش‌بینی‌هایش وی را ناچار به هذیان‌گویی کرده است. 
----------------------------------------
(۱) انتخاب

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

عقب‌نشینی بس نیست؟ موسوی و کروبی تنها نامزدهای واقعی مردم برای ریاست جمهوری

معلم‌ها همیشه توصیه می‌کنند برای ۱۸ بخوانید تا شاید ۱۵ بگیرید. اصلاح طلبان ما، اما، همیشه برای نمره‌های ناپلئونی (۱۰) درس می‌خوانند و همیشه هم یا تجدید می‌شوند یا مردود!

از تیر ۷۸، اصلاحات در حال عقب‌گرد در برابر پیش‌روی‌های محسوس و چراغ خاموش دیکتاتوری طلبان بوده است طوری که شمار زیادی از مردم و مدیران اصلاح‌طلب شهید، زندانی، شکنجه، تبعید، آواره، بیکار، افسرده، سرخورده، شکسته، و تنها شده‌اند. این عقب نشینی قرار است تا کی و به چه امیدی ادامه پیدا کند؟

با نزدیک شدن آنچه که نظام آن را انتخابات می‌نامد، چرا بار دیگر نگاه‌ها به حداقل‌ها دوخته شده است؟ مگر با این مجلس و با این فضای نظامی-فامیلی حاکم بر سراسر کشور، از کسانی همچون عارف و نجفی و حتی خاتمی کاری بر می‌آید؟ آیا باز می‌خواهیم هیزم آور گرمی انتصابات و تقلبات بشویم؟ آیا قرار است موسوی و کروبی و پایمردی‌اشان را به این حداقل‌ها بفروشیم؟ چرا از این موقعیت برای بر کشیدن دوباره نام دو بزرگ بر تارک سپهر آگاهی مردم و سیاست کودتازده استفاده نکنیم؟

این بزرگواران غیر قانونی در حصر خانگی هستند و محصور بودن غیرقانونی آنان، حقوق قانونی و انسانی آن‌ها را لغو نمی‌کند. معرفی کردن موسوی و کروبی به عنوان نامزدهای اصلاح‌طلبان و سبزها هم پافشاری به بر حق بودن این دو بزرگوار است و هم تسلیم نشدن در برابر تحقیرهای بی‌پایان کودتاخواهان. اعلام نامزدی موسوی و کروبی هم راه‌برد است و هم نقشه‌راه. تسلیم بازی تحقیرآمیز کودتاگران نباشیم.

پ.ن. پیش‌نهاد می‌کنم وبلاگ‌نویسان دیگر نیز در این باب بنویسند. 



عاقبت نزدیک بودن نظر رهبر به احمدی‏نژاد: تحریم، انزوا، و ممنوع التصویری مرغ

من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف‏نظر داریم، که طبیعی هم هست؛ ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقای رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‏ی مسائل خارجی اختلاف‏نظر دارند، هم در زمینه‏ی نحوه‏ی اجرای عدالت اجتماعی اختلاف‏نظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.
بازگفته‌ی بالا گمانه زنی نیست، بخشی از خطبه‏ی علی خامنه‌ای (معروف به خطبه خون) در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ است. بنابراین گفته رهبر ج.ا. در مسایل خارجی ( توجه شود به تحریم‌ها گسترده و حمایت از کشتار در سوریه و منزوی شدن در سراسر دنیا)، در مسایل اجرای عدالت اجتماعی (توجه کنید به اعتیاد و تورم و قیمت ارز و ممنوع التصویر شدن مرغ از یک سو و اخراج و زندانی شدن و آواره شدن مخالفان از سوی دیگر)، و در مسایل فرهنگی (توجه شود به رفتار گشت‌های ارشاد با مردم، پایین آمدن سن فحشا، بستن خانه سینما، بالا رفتن آمار طلاق‌های واقعی و عاطفی و ...) نظراتش به نظرات احمدی نژاد نزدیک‌تر است. 

این بازخوانی بایستی روی دهد تا تاریخ از یادمان نرود و بدانیم که تحریم‌های امروز نتیجه همان کاغذپاره‌ خواندن‌ قطع‌نامه‌هاست که اکنون همچون آوار بر سر مردم ریخته است. این یک یادآوری است تا یادمان نرود که در مسایل خارجی و عدالت اجتماعی و فرهنگی نظر علی خامنه‌ای و احمدی‌نژاد به هم نزدیک بوده است و این نزدیکی آن‌قدر مهم بود که می‌باید آرای مردم نادیده گرفته می‌شد و احمدی‌نژاد با تقلب و خون بر مسند می‌نشت.

و البته این بازخوانی باید باشد تا نتوانند با انداختن گناه‌ها گردن احمدی‌نژاد، دامن رهبر را پاک نشان دهند. میرحسین بخوبی گفت که آگاهی رسانی چشم اسفندیار این کوتاه اندیشانِ سیاه نیت است. باید همچنان آگاهی رسانی کرد. رسانه شمایید. 

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

بعضی وقتا که می‏بینم هیچ غلطی نمی‏تونم بکنم یاد آمریکا می‏افتم ...

می‏گویند یکی از بهترین جاهایی که می‏توان تفسیر سیاسی درست - و نه دروغین همچون گزارش‏های ۲۰:۳۰ سیمای ج.ا.- شنید تاکسی است. جایی که مردم نگاه و قضاوت خود از سیاست را در گفت‏وگویی کوتاه و بی آلایش با همسفران و راننده تاکسی در میان می‏گذارند و پاسخ می‏گیرند و پاسخ می‏دهند.

از سوی دیگر، لطیفه‏ها نیز همچون نقدی که پربها و معتبر است - که البته حتما از ریال معتبرتر است - گویای قضاوت جمعی و احساس گروهی مردم نسبت به جریان زندگی و سیاست و اقتصاد و فرهنگ است. مثلا جوک زیر تفاوت در آنچه که مردم ناچارند به حکومتیان نشان دهند و آنچه که در خلوت خانه خود می‏گویند را نشان می‏دهد.
یک نفر می‏ره نیروی انتظامی و می گه: اومدم بهتون بگم طوطیم گم شده.مامور نیروی انتظامی  با تعجب می‏گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.یارو هم می‏گه: نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!
نمونه دیگر، نوشته‏ای است که یک وبلاگ نویس به عنوان لطیفه و بیانیه زیر نوشته‏ی اصلی‏اش گذاشته است و بهانه این نوشته نیز شد. حال این نوشته را در کنار واکنش مقامات ج.ا. (از جمله خوش رهبر ج.ا.) به قطع‏نامه‏ها و تحریم‏ها (که یک زمانی فقط کاغذ پاره بودند) و تهدیدها از نظر بگذرانید و نوشته کوچکترش را در سایه نمایش مسخره مثلا انتخابات  بخوانید. 
(روی عکس کلیک کنید تا آن را در اندازه بزرگ ببنید)

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

جمع کردن پول برای اینتکتوئل‌های ایرانی در انگلیس!

گویی آبروی ایران و ایرانی ارزان‏ترین متاعی است که هر کسی می‏خواهد آن را بفروشد و با آن پولی جمع کند! بعد از حراج حکومتی آبروی ایران، امروز شنیدم یک انگلیسی می‏گفت که دو ایرانی به سراغش آمده‏اند و درخواست کمک مالی کرده‏اند برای گروهی از انتکلتوئل‏های (intellectuals) ایرانی که در بندند. برایم غریب آمد. بیشتر پرسیدم. گفت همان‏ها که بیشتر از ۳۰۰۰ نفرند و در عراق در بند مانده‏اند و تازه دانستم که باز مجاهدین در حال خرج کردن از آبروی ایرانند و برای ماندن خود از هیچ کاری فرو نمی‏گذارد. و آن انگلیسی نمی‏دانست که اینان برای یک سازمان تروریستی پول جمع می‏کنند.

بله، همان مجاهدین وطن‏نادوستی که تا یاد داریم دست به اسلحه داشته‏اند؛ در هنگام جنگ با عراق در خانه دشمن خانه داشتند و کمک‏های اطلاعاتی به دشمن می‏دادند. همان‏هایی که با تانک و نفربر به ایران حمله‏ور شدند و حالا نام خود را انتلکتوئال ایرانی گذاشته‏اند تا پول جمع کنند و به کمک آن خون‏ریزی و خیانت را ادامه دهند. آیا خون‏ریزی بس نیست؟ آیا وقت آن نیست که توهم را کنار بگذارند و از گذشته سیاه خود دست بردارند و راه پیوستن به مردم را تمرین کنند؟

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

دلیل سوم ماندگاری خامنه‌ای بر احمدی‌نژاد

مدتی است همه در شگفتند که: چرا سید علی خامنه‏ای جانب تجربه‏مندانی چون رفسنجانی، نیکانی چون خاتمی،  بزرگانی چون میرحسین موسوی، شیردلانی چون کروبی، و ناصحانی چون آیات جوادی آملی، دستغیب، و ... را رها می‏کند و به دامان بی‏مایه، شرور، بی‏مقدار، زبون، و نابابی چون احمدی‏نژاد دست انداخته است؟

دو دلیل طبیعی شاید این‏ها باشند: یک: با کنار نهادن احمدی‏نژاد، علی خامنه‏ای عملا به درستی رفتار، گفتار و هشدارهای همانانی که کنار گذاشته و زندان انداخته اعتراف کرده است (او حالت زمین خورده‏ای را پیدا کرده که نمی‏خواهد به افتادن خود معترف باشد و می‏خواهد تا آخر مسیر را سینه خیر برود). دو: احمدی‏نژاد بدلیل همان صفات پیش‏گفته و با جمع کردن مدرک و پرونده از تمام خاندان و اذناب خامنه‏ای و دوستانش آشکارا گفته است که اگر قرار باشد من بروم، شما را هم با خود خواهم برد.

 اما سخنرانی اين جمعه علی‏ خامنه‏ای که گروهی گمان می‏کردند شايد راه عاقلی را جسته باشد نکته ديگری را هم روشن کرد که شايد دليل سوم جذب اوليه خامنه‏ای به احمدی‏نژاد و ماندگاری او بر اين رابطه باشد: خامنه‌ای همانند احمدی‌نژاد متوهم است و خواب‏های بزرگ‏تر از گليمش می‏بيند. آقای خامنه‏ای که گويا متوهمانه لقب "ولی امر مسلمين" را باور کرده است، در اين خطبه‏ها آشکارا از حمايت ايران درجنگ‏های ۲۲ روزه و ۳۱ روزه غزه و لبنان سخن گفت بدون اينکه به تبعات اين گفته از زبان بالاترين مقام رسمی کشور برای مردم ايران اهميتی بدهد. او گفته‏های حماقت آميز شش سال پيش احمدی‏نژاد در محو اسراييل از نقشه جهان را به زبان خود در میانه تهدیدهای حمله به ایران تکرار کرد تا نشان دهد او در توهم ده‏ها متر پيش‏تر از احمدی‏نژاد قدم می‌زند. آيا اگر او را يک شبه آيت‏الله نمی‏کردند و لقبی دروغين را به او نمی‏چسباندند امروز سرنوشت کشور اين بود؟ 

آیا ماندگاری خامنه‏ای بر احمدی‏نژاد در حقیقت نشان‌دهنده خوی و شخصیت اصلی او نیست که سال‌ها بر مردم پوشیده مانده بود؟ 

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

در ستایش «منش و روش» محمد نوری‌زاد

 تا به امروز هشت نامه از محمد نوری‌زاد به رهبر ج.ا. علی خامنه‌ای انتشار پيدا کرده که در تندی کلام، تيزی انتقاد، واگويی فسادها، روکردن فريب‌ها، بازخوانی دردها و سختی‌ها، به چالش کشيدن ادعاهای دينی تاريخ ج.ا. بخصوص دوران رهبری علی خامنه‌ای هيچ نظيری در تاريخ ۳۳ ساله ج.ا. ندارد.

بخصوص اهميت اين نامه‌ها از اين جهت است که وی بدرستی علی‌خامنه‌ای را بدليل دخالت‌های بيش‌ از حدش در تمام امور نظام مسئول مستقيم تمام اين ناکامی‌ها و ناگواری‌ها و فسادها و کژی‌ها می‌خواند و می‌داند.

و باز او اولين کسی بود که از تبار داخليان نظام که شلاق تند انتقاد را بر پيکر فرماندهان ارشد سپاه پاسدران کشيد و از آنان خواست سر از آخور اقتصاد در آورند و به کاری که به آن مامورند يعنی حفظ امنيت کشور بپردازند.

و البته اين باز نوری‌زاد بوده است که بيشتر از هر کس ديگری، انگشت اصرار بر نشان دادن زيان‌های پايان‌ناپذير اعتياد گذاشته است. او بارها و بارها نظام را به خاطر بی‌توجهی به جمعيت بسيار زياد معتادان به مواخذه گرفته است.

و باز اوست که در آخرين نامه‌اش، تمام موجوديت ج.ا. را به سئوال گرفته است. او اين بار نه ادعای جمهوريت اين نظام (که از آن هيچ نمانده) بلکه ادعای اسلاميت آن را به پرسش گرفته و با دليری می‌گويد که ره‌آورد ج.ا. چيزی جز اسلام چماق نبوده است و ضربه‌ای که اين نظام به اسلام وارد کرده قابل مقايسه با ادعای ضربه حکومت پهلوی به اسلام نيست.

اين‌ها همه اکنون در دسترس همگان است اما آنچه محمد نوری‌زاد را از ديگران معترضان سياسی جدا می‌کند «روش و منش» اوست.

منش او دوری از نفرت و باور نداشتن به حذف و خشونت است. مهربانی و شفقت واقعی را می‌توان در کلام او احساس کرد. او برای مهربان بودن همانقدر شجاع است که برای نقد کردن. او نمی‌ترسد علی خامنه‌ای را «رهبر شريف» بخواند و باز نمی‌ترسد که «رهبر شريف» را مسئول تمام ناشريفی‌های اين نظام بداند. منش نوری‌زاد احترام به اخلاق است. نوری‌زاد حق را عريان می‌گويد ولی عفت کلام را عريان نمی‌کند. او اخلاق گفت‌وگو را می‌شناسد و به گفت‌وگو کننده‌اش احترام می‌گذارد.

او به انسانيتی که انسان و عزت او را به هيچ قيمتی پايمال نمی‌کند پايبند است. نوری‌زاد بيش از هر چيزی در سخن‌هايش به خير و خوبی مردم ايران می‌انديشد. او نه از اين می‌هراسد که او را هواخواه نظام بدانند و نه از اين واهمه دارد که او را ضد انقلاب بخوانند. او به جای آنکه به افتادن کسی از قدرت و يا برخاستن کسی به قدرت بيانديشد به اين می‌انديشد که آيا از افتادن و برخاستن اين و آن سودی به مردم ايران می‌رسد يا خير. منش او انديشيدن به انسان است و ايران بدون تنقر يا عشق با افراد.

او تنها وفادار اخلاق، انسان، ايران و قرائت مهربانه خود از اسلام است. و او هميشه می‌کوشد نشان دهد که اسلام ج.ا. از اسلامی که او می‌شناسد سال‌های «نوری» فاصله دارد. وقتی می‌گويد «مردم ما چه اندازه بايد هزينه کنند و آسيب ببينند تا برای شما علما بقدر آن خلخال ربوده شده از پای آن زن يهودی، گزنده و آشوبنده باشد؟» در اتاق اخلاق، علما را به ميز محاکمه راستگويی و پاسخگويی به وجدان می‌کشاند. او صلح طلب است، اما صلحی که در آن فساد و دروغ و کشتارهای پنهان باشد را برنمی‌تابد.

و روش او البته گفت‌وگوست. او سوارکار قابلی در ميدان سخن است و خوب می‌داند که برد سخن از برد گلوله بيشتر است. ولی او باز هم اخلاق دارد و از تيزی سخن برای عصبی کردن طرف مقابل، برای نشان‌ دادن برتری به او، برای تحقير، و يا برای تخريب شخصی او استفاده نمی‌کند. کنايه را جز برای هشدار، و نه برای تمسخر، به کار نمی‌برد. او مخاطبش را خوب می‌شناسد و می‌داند که اگر قرار است نتيجه‌ای از کارش حاصل آيد می‌بايد اول کاری کند که مخاطبش حرفش را گوش دهد و البته اين به اين معنا نيست که او لحن کلامش را ابزارگرايانه به کار ببرد.

او سخن را دارای آبرو و ارزش می‌داند و آن را همچون مخاطبانش لق لقه‌ی زبان نمی‌داند و اتفاقا بر اساس آبروی سخن مخاطبانش را به مواخذه می‌گيرد. سخن او آشتی‌جويانه است،‌ اما ذليل نيست. سخن او دوستانه است، اما چاپلوسانه نيست. او دو پهلو سخن نمی‌گويد، اما برای شکستن پهلوی مخاطب خود نيز مشت گره نکرده است.  او سخن گفتن را برای خوش‌آمد روش‌فکران و يا نامه‌هايش را برای ثبت در تاريخ نمی‌نگارد او حقيقتا به نتيجه‌دار بودن گفته‌هايش اميدوار است و نامه نوشتن و سخن‌گفتن را بهترين راه نفوذ بر ديوارهای جمود فکری و محاصره‌ تعصب و توهم می‌داند. و او تاکنون بهای سنگينی برای اخلاق‌مدار بودن و پايبند بودن به آبروی سخن پرداخته است.

سخن از روش و منش او بسيار می‌توان گفت، ولی کوتاه اين‌که ما به امثال محمد‌نوری‌زادها بسيار نياز داريم تا باز به اخلاق و انسانيت باز گرديم و آبروی سخن و گفت‌وگو را پاس بداريم.
------------------------------
نکته:‌ این نوشته پیشتر در خبرنگاران سبز منتشر شده است. 

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

جنبش سبز عمیقا مدیون زنان/دختران و مادران شجاع ایران است: ۱۷ اسفند روز ادای دین است


نکته این نیست که جنبش سبز با خون ندا آقا سلطان به دنیا شناخته شد، یا با بی‌رحمی و قساوت نیروهای دیکتاتور نسبت به دختران سبز، لعن و نفرین تمام دین‌داران و انسان‌مداران را متوجه خود کرد، زنان و دختران و مادران ایرانی در جبهه‌های گوناگون حقیقتا پیشروان جنبش سبز بوده‌اند.

از آن دختری که شجاعانه در روزهای اول اعتراض با عزمی بزرگ به نیروهای امنیتی حمله می‌کرد تا نگذارد به دیگران حمله کند، تا آن دخترانی که سنگ بدست به یاری هموطنانشان می‌شتافتند، تا آن دختری که مشت ‌گره‌کرده‌اش در برابر وحشیان ولایت یادگار ماندنی‌ روزهای مبارزه است و تا آن زنی که با نواری سبز از مقابل پلیس عبور کرد و شهامت خود را به رخ همگان کشید، تا مادر درد کشیده ندا، مادر خستگی ناپذیر سهراب، مادر تنهای فرزاد، و همسر سیدعلی موسوی، تا مادران مبارزی همچون مادر کوهیار گودرزی و مجید توکلی تا همسران رشیدی چون همسران مومنی، زیدآبادی، تاج‌زاده، بهمنی، و بسیار زنان شناخته و ناشناخته‌ای که همچون ترانه موسوی چیزی جز یک نام و یا گاهی گمنامی از آن‌ها باقی نمانده است همه و همه پرچم‌داران صف اول آزادی‌خواهی ایران قرار گرفته‌اند تا همچون روزهای اول سبز بودنمان که میرحسین و زهرا رهنورد دست در دست هم پیشاهنگ شده بودند همچنان جنبش سبز به همراهی و همقدمی دختران و پسران، مردان و زنان ایران زمین ببالد و بپوید. 

هفدهم اسفند، روزی است که جنبش سبز باید با تمام قوا دین خود را به زنان شرفمند جنبش سبز و ایران ادا کند.
















*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

نامه سرگشاده گروهی از وبلاگ نویسان ایرانی به علی مطهری

خدمت جناب آقای علی مطهری
با عرض سلام و احترام

ما، گروهی از هم‌وطنان شما هستيم که خود را فعال و هوادار «جنبش سبز مردم ايران» می‌دانيم. جنبشی که اعضايش از زمان برگزاری دهمين انتخابات رياست جمهوری تاکنون متحمل رنج و درد فراوان شده‌اند. ما برخی از همراهان خود را در خاک و خون ديده‌ايم و گروه بيشتری را امروز در بند و اسارت داريم. ما مورد ظلم قرار گرفتيم اما همچنان دادگاهی برای تظلم‌خواهی نمی‌يابيم.

آقای مطهری
در ريشه‌يابی علل و عوامل اتفاقات ناگوار ۲۰ ماه گذشته ميان ما و شما اختلافاتی وجود دارد. اختلافاتی که شايد بتوان در فضايی آرام به حل و فصل آنان دل بست و شايد هم هيچ گاه به توافقی قطعی بر سر آنان دست نيابيم، اما در اين ميان ما تشابهاتی هم می‌بينيم که می‌توانند محوريتی برای يک حرکت مشترک شوند.

ما به مانند شما از تداوم وضعيت نابسامان کنونی که بن‌بستی ناگوار را بر سر راه کشور قرار داده است به ستوه آمده‌ايم. ما خواستار بازگشت آرامش و آسايش به کشور و رفع فضای کينه و نفرت و خشم هستيم.
ما به مانند شما از تداوم خشونت‌های خيابانی، کشته شدن هم‌وطنانمان و بازداشت‌های گسترده ناخرسند هستيم و توقف اين وقايع تاسف بار را برای مصالح خود و کشور در اولويت می‌دانيم.
ما به مانند شما از قانون‌گريزی و تصميمات شخصی و جناحی و گروهی آسيب ديده‌ايم و بزرگترين قربانی چنين روندی را مصالح کلی کشور و ملت می‌دانيم.
ما به مانند شما راه حل عبور از بحران را نه در فضايی ملتهب و سرشار از دروغ و تهمت، که در سايه آرامش و گفت و گو جست و جو می‌کنيم.
و در نهايت ما نيز چون شما پافشاری بر لجاجت و تماميت‌خواهی را ريشه تمامی اين مصيبت‌ها می‌دانيم و اميدواريم همه شهروندان کشور، به ويژه مسوولين حکومتی با سعه صدر بيشتری به سخنان و مطالبات طرف مقابل گوش فرا دهند.

جناب مطهری
ما اميدواريم همين ميزان از اشتراکات برای آغاز حرکتی مشترک در راستای نيل به توافقی مطلوب (هرچند حداقلی) کفايت کند. پس صادقانه و صميمانه دست ياری به سوی شما دراز می‌کنيم چرا که شما را فردی صادق، هرچند در مخالفت با خود می‌شناسيم.

آقای مطهری
«جنبش سبز ايران» امروز جنبشی متکثر با خواسته‌های گوناگون است. هر کسی از ظن خود يار آن شده و به اعتراف شاخص‌ترين چهره‌هايش هنوز کسی نتوانسته است کليتی را به تمامی اقشار حاضر در آن منتسب کند. با اين حال ما گروهی از دل همين جنبش هستيم که اميدواريم تا با محوريت قانون، انصاف و مصالح ملی شاهد برقراری گفت و گو با نمايندگان منصف و صادق حاکميت باشيم. در اين راه خواسته‌های ما به صورت شفاف مطرح شده و هرکس که مدعی دلسوزی برای کشور و مردم است بايد برای برآورده‌سازی آن‌ها تلاش کند:

ما خواستار رفع حصر خانگی رهبرانمان هستيم. آنانی که در هيچ محکمه‌ای محاکمه نشده‌اند و بر خلاف قانون و بدون هيچ اتهام اعلام شده و جرمی اثبات شده در حصر گرفتار آمده‌اند و از ابتدايی‌ترين حقوق شهروندی خود محروم مانده‌اند.
ما خواهان تضمين حق شهروندان بر تجمعات و راهپيمايی هستيم که صراحتا در بند ۲۷ قانون اساسی ذکر شده است.
ما خواستار آزادی همراهان در بندمان هستيم که گروه گروه و بی‌هيچ گونه اتهام مشخصی بازداشت می‌شوند و بدون محاکمه در دادگاهی رسمی در بند و زنجير به سر می‌برند.

ما خواستار آزادی مطبوعات و رفع هرگونه سانسور هستيم. حقی بديهی و اوليه که در بند به بند قانون اساسی کشور به ويژه مواد ۳، ۲۴ و ۱۷۵ مورد تاکيد قرار گرفته است.

ما خواستار خاتمه دادن به شرايط امنيتی حاکم بر کشور هستيم که آن را بزرگترين خطر برای مصالح ملی و مايه وهن و بی‌آبرويی کشور می‌دانيم.

و در نهايت ما خواستار برگزاری انتخابات آزاد، غيرگزينشی و سالم هستيم که تنها مستبدين و ديکتاتورها می‌توانند با آن مخالفت کنند.

جناب مطهری
بپذيريد که در اين فضا، هر بارقه‌ای از هم‌گرايی، هرچند به مصداق کورسويی لرزان، بايد به فال نيک گرفته شود و مورد حمايت قرار گيرد تا بتوانيم به توافق‌های بزرگ‌تر چشم اميد ببنديم. ما تنها می‌خواهيم به شما اطمينان دهيم که اگر در راستای تلطيف فضا و بازگشت امور کشور به روند عادی خود گامی برداريد صميمانه از اقدامات شما حمايت خواهيم کرد. با اين حال ما گمان می‌کنيم تا زمانی که ارتباط فعالان جنبش با چهره‌هايی که به صورت نمادين رهبران جنبش خوانده می‌شوند برقرار نگردد، حداقل‌های اين توافق هم قابل دسترسی نيست.

 پس اجازه بدهيد از شما بخواهيم تا به نمايندگی از اين جمع اعلام کنيد آزادی رهبران جنبش ما، آقايان ميرحسين موسوی و مهدی کروبی از حصر خانگی از جانب فعالان جنبش سبز به مصداق گامی مثبت در راستای اعتمادسازی از سوی حاکميت قلمداد خواهد شد. شما بهتر از هر کس ديگری می‌دانيد که اين چهره‌ها بارها و بارها بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی تاکيد کرده‌اند، پس می‌توان اميدوار بود که همين فصل الخطاب مورد توافق طرفين، دستمايه گفت و گوهای آينده قرار گيرد.

آقای مطهری
ما می‌خواهيم که به رسميت شناخته شويم. از ما ياد کنيد اما نه به عنوان فتنه‌گران که ما تنها معترضيم. ما سوگواران جنبشی وابسته و مدفون شده نيستيم. ما آزادی خواهان مستقلی هستيم که جنبش پويای ما با گذشت ۲۰ ماه سرکوب و فشار همچنان رو به رشد و بلوغ است. ما را فريب‌خورده ندانيد که ما پرسش‌گريم. ما را اقليت ناچيز نشمريد که ما بی‌شماريم حتی اگر در نگاه شما اکثريت نباشيم و در نهايت اينکه از آزادی رهبران و ديگر همراهان دربند ما حمايت کنيد، ما نيز از حکميت شما استقبال خواهيم کرد.

با سپاس از توجه شما و به اميد بازگشت به آرامشی که مصالح کشور و ملت را در بر بگيرد
گروهی از وبلاگ نويسان سبز

وبلاگ های امضا کننده (تاکنون):

امير
شوايک
راز سر به مهر
نثر منصور
DIGIRAZ
تمرين دموکراسی
آرش کمانگير
اوپانيشه
فعلا بی نام
آرزوهای يک دختر کوچولو
گاه نوشت های يک فمنيست سبز
وسوسه ای به نام بودن
رود
حرف حساب
اسپينوزا
مجمع ديوانگان

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

دهم اسفند روز مرام و معرفت سبز است: روز حمایت از موسوی و کروبی

اخلاق جنبش سبز محدود و محصور به اخلاق دین‌بنیاد نیست؛ اخلاق جنبش سبز مرام انسانی است که هر دینی و هر اخلاقی و هر باوری را شامل می‌شود. اخلاق جنبش سبز، اخلاق جوانمردی و شیرزنی است. مرام پایداری و معرفت است. ماندن در پای کسانی است که در بدترین زمان‌ها برعهد خود پایدار ماندند.

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در سخت‌ترین زمان‌ها و خطرناک‌ترین موقعیت‌ها با مردم بودند و از مردم دفاع کردند. همچنین است مهدی کروبی و فاطمه کروبی و پسران غیورشان. اکنون که حکومت سراپا ناجوانمردی و دیکتاتوری آن‌ها را در زندان‌های تاریک خود محدود کرده‌ است و چراغ خانه‌های این عزیزان دیگر روشن نیست وقت برپاخاستن ما و ایستادن بر مرام سبز و نشان دادن معرفت همراهی است.

سه‌شنبه‌های اسفندماه برای اعتراض به دیکتاتوری و اختناق نامگذاری شده است و این سه شنبه (دهم اسفندماه) که شب تولد سبز میرحسین موسوی است بخصوص برای آزادی رهبران سبز حضور در خیابان‌ها از ساعت پنج بعد از ظهر اعلام شده است. رسانه شمایید. ویدئو زیر لحظاتی را نشان می‌دهد که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در روز 25 خرداد به میان مردم آمدند.

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

روز ۲۵ بهمن روزی است که در باره آن باید به فرزندانمان پاسخگو باشیم


 جنبش سبز تاکنون فراز و فرودهايی را تجربه کرده و به سبب طبيعت مردمی‌اش گاهی ناچار به روش آزمون و خطا روی آورده است و با انتقادهايی هم مواجه شده است. شايد يکی از بزرگترين انتقادها به جنبش سبز اين بوده‌ است که از کنشگری کافی برخوردار نبوده و زمانی که ابتکار عمل را به دست داشت اين مزيت بزرگ را از دست داد و زمانی هم در سکوت و سکون ديده شد.

چه اين انتقادها روا باشند و چه نباشند اکنون پنجره تازه‌ای در برابر مردم ايران گشوده شده است. ماه گذشته، مردم تونس، ديکتاتوری سی ساله بن‌علی را پايان دادند و روز گذشته مردم مصر رياست مادام العمر حسنی مبارک را. و البته مردم کشورهای اردن و يمن و الجزاير نيز صدا اعتراضشان را بلند کرده‌اند وهر سه دولت اين کشورها نيز بلافاصله به درخواست مردم پاسخ مثبت دادند.

اکنون که رهبران جنبش سبز، مهندس ميرحسين موسوی و شيخ مهدی کروبی درخواست راه‌پيمايی برای ۲۵ بهمن کرده‌اند وقت آن رسيده است که کنشگران جنبش سبز، از اندوخته‌های خود در اين ۱۸ ماه گذشته نهايت استفاده را ببرند و با پاسخگويی ميليونی به اين درخواست زحمات ماه‌ها و بلکه سال‌ها تلاش برای آزادی‌خواهی را با استقامت و شادابی ادامه دهند و به سرانجام برسانند.
فراموش نکنيم که با توجه به شکست راه‌پيمايی دولت‌ساخته ۲۲ بهمن ماه و موقعيت بسيار مناسبی که برای اين راه‌پيمايی ۲۵ بهمن ماه فراهم شده است، اين واقعه اکنون تبديل شده است به يک درخواست تاريخی از کسانی که منتقد وضع موجود هستند و چنانچه کسی کوتاهی کند و از اين فرصت بزرگ برای تداوم حرکت آزادی‌خواهانه استفاده نکنند، فردا می‌بايد پاسخگوی سئوالات فرزندانش باشد که چرا در چنين روزی که زمانه، زمانه ی رفتن ديکتاتورها بود و درس‌های فراوانی از ديگران و خود آموخته بوديد ميدان را خالی گذاشتيد؟

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

نیک‌آهنگ کوثر باید از روزنامه‌نگاران داخل ایران عذر خواهی کند

 نيک‌آهنگ بارها قبل از کودتای انتخاباتی با طعنه و کلام مستقيم خبرنگاران داخل ايران را به مزد بگيری و همراهی با ج.ا. و عدم استقلال محکوم کرد و گرچه بارها و بارها به او تذکر داده شد که وی از کنج عافيت کانادا حق ندارد روزنامه نگاران داخل ايران که تحت فشار هستند را سرزنش کند (اينجا را بخوانيد) ولی وی بدون توجه به اين تذکرها همچنان تيغ تيز طعنه‌ها، انتقادها، و تمسخرهايش را بر پيکر روزنامه نگاری داخل ايران می‌کشيد و هميشه نيز به چند بازجويی و چند روز زندان خويش اشاره می‌کرد و ديگران را به عافيت طلبی متهم می‌کرد. هنگامی که کودتا رخ داد و صدها روزنامه نگار، زندانی، شکنجه، بيکار، مضروب، محروم، تبعيد، آواره و معلول شدند نيک آهنگ از کنج عافيت کانادا هيچ از اين خيل بزرگ مبارازان و روزنامه‌نگاران عذر خواهی نکرد و به خطايش اعتراف نکرد و عقل  عرق شرم و پشيمانی بر چهره‌اش ننشست.

او نگفت که سه روز زندانی بودنش در برابر ۵۰۰ روز زندانی بودن احمد زيدآبادی که از داخل ايران در انتقاد از رهبری مقاله می‌نوشت ولی نيک‌آهنگ در عافيت کانادا شهامت کشيدن کارتون رهبر را نداشت چه معنايی دارد. او که سه روز زندانی بودن و بازجويی‌هايی مرتضوی را برای خود جايگاهی برای طعنه زدن و تمسخر هر کسی می‌داند هيچگاه در برابر اينکه احمد زيد‌آبادی به گفته خود در هفده روز اول در جايی شبيه قبر زندانی بودن است احساس شرم و گناه نکرد. او که چند سال تنها بودنش در کانادا را به رخ می‌کشد هيچ احساس شرم نکرده است و عذر خواهی نکرده است که آيا اين تنهايی (۱) او با ۵۰۰ روز عدم مرخصی عيسی سحرخيز و احمد زيد‌آبادی روزنامه نگارانی که با شهامت از رهبر ايران انتقاد کردند و حتی از او شکايت کرده‌اند قابل مقايسه است در حالی که او تنها شهامت داشت از خامنه‌ای فقط دستش را بکشد؟

اما نيک آهنگ نه تنها از اين‌ها احساس شرم نکرد و عذر خواهی نکرد بلکه بار ديگر هنگامی که روزنامه‌نگاران در زندان اوين اعتصاب غذا کردن و تمام جامعه ايران و جامعه خبرنگاران از به خطر افتادن جان اين نخبگان عزيز کشور در نگرانی به سر می‌بردند و از آن‌ها می‌خواستند که وجود عزيزشان را برای ايران آزاد فردا حفظ کنند ايشان از اين درخواست کنندگان انتقاد کرد و از کنج عافيت کانادا از آنان خواست به اعتصابشان ادامه دهند تا اينکه صدای خانواده‌های اين زندانيان از اين حرف غيرانسانی در آمد ولی او باز هم عذرخواهی نکرد.

نيک‌آهنگ داستان‌های ديگری نيز دارد که در نوشته‌های ديگر به آن می‌پردازم ولی پيش از همه وی می‌بايد با صدای بلند از تمام روزنامه نگاران ايرانی (چه آن‌ها که در بندند و چه آن‌ها که آزادند) عذر خواهی کند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) آقای نیک‌آهنگ خوانندگانت خوب می‌دانند که این دوران تنهایی که از آن گریه می‌کنی مقداری‌اش به دوران آنجلینا جولی گذشت. بیشتر از این نمی‌گویم ولی خودت مقایسه کن دوران خواب‌های آنجلینا جولی‌ات را با زندان‌های قبری احمد زیدآبادی و ....

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

با دستگیری‌ محافظ ارشد رییس جمهور موسوی دعوت به تشکیل هسته های مقاومت و بحران در سراسر کشور و خارج کشور


ساعتی پیش سایت کلمه خبر داد که «احمد یزدانفر سر تیم محافظان میر حسین موسوی امشب توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.» دیروز نیز در اقدامی عجیب محسن آرمین عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دستگیر شد. پیش از آن دادستان تهران رییس جمهور منتخب و قانونی مردم ایران میرحسین موسوی را به جهت محکوم کردن اعدام هموطنان کرد تهدید به دستگیری کرده بود. و باز دیروز عده‌ای از وکیل الدوله‌های جیره خوار کودتا با نوشتن ننگ نامه‌ای خواستار محاکمه رییس جمهور موسوی و شیخ بزرگ کروبی شدند. و البته پیشتر از آن هم الهام عضو تیم کودتاچیان با وقاحتی که فقط از اعضای شورای نگهبان خامنه‌ای بر‌ می‌آید رییس جمهور نجیب و راستکردار را محارب خواند. 

این‌ها همه لکه‌های سیاه یک نقشه شوم می‌تواند باشد که تمام بدنه‌ی مردمی جنبش سبز را به هشدار خوانده و می‌خواند و از چند روز پیش  سبزها با برقراری تماس های فوری ضرورت تشکیل هسته‌های مقاومت و کمیته‌های بحران را به یکدیگر گوشزد کرده و تاکنون هسته‌های فراوانی نیز تشکیل شده است.

هدف اصلی این هسته‌ها در درجه ی اول جلوگیری از کشیده شدن کشور به دامن رویدادهای کنترل نشده است ولی برخی هسته‌ها هم با توجه به پیشینه‌ی تاریک کودتاچیان اعلام کرده اند که درحال برنامه‌ریزی برای مبارزه‌ی همه جانبه برای فلج کردن نظام کودتا هستند.

برخی از این گروه‌ها همچنین از تمام سبزهای سراسر کشور خواسته‌اند که هر چه زودتر با تشکیل جلسات میان گروهی در باره‌ی هر دو احتمال چاره اندیشی و برنامه‌ریزی کنند.

همچنین برخی از خبرها هم حاکی است که یک هماهنگی بزرگ نیز در بین سبزهای خارج کشور برای انجام کنشی هماهنگ در سطح بین المللی در جریان است.

فراموش نکنید رسانه شمایید: خبر را به همه برسانید و در اقدام لازم جهت هماهنگی‌های ضروری را انجام دهید.  


*
دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

هشدار: جنبش سبز در باره‌ی سرنوشت رهبرانش بسیار جدی است / کودتاچیان جایی برای بخشیده شدن باقی بگذارند


امروز دادستان تهران درخواستی نه تنها بزرگتر از قامت خویش که بزرگتر از سقف کوتاه دخمه‌ی کودتا بر زبان آورد. وی مهندس میرحسین موسوی رییس جمهور برگزیده, شجاع و نجیب مردم ایران را به دلیل صدور بیانیه‌ای در محکومیت اعدام هموطنان کرد تهدید به محاکمه کرد. هزینه‌آور بودن دستگیری هر کدام از رهبران جنبش سبز آن قدر برای سردمداران کودتاچی آشکار است که تاکنون شهامت چنین کاری را نداشته اند ولی چند نکته:

1. موسوی، رهنورد، کروبی امروز بخشی از تاریخ دادخواهی مردم ایرانند (از مشروطه تاکنون) و پشتیبانی از این رهبران از مرزهای اختلافات مرسوم سیاسی گذشته و مطمئن باشید که از معتقدان مذهبی نمازشب خوان تا سکولارهای شناخته شده امروز در پشتیبانی از این چهره‌های راستکردار کوتاهی نخواهند کرد. 

2. رییس جمهور موسوی به ویِژه با آخرین سخن‌ها و بیانیه‌هایش تمام آن چه که باید را به تاریخ و مردم ایران گفته است. دستگیری احتمالی ایشان نه تنها از این بابت آسیبی به جنبش سبز نخواهد زد که بی‌شک احساسات سبز آزادی‌خواهی مردم را دو آتشه‌تر و پی‌گیرترخواهد کرد. 

3. جنبش سبز در باره‌ی سرنوشت رهبرانش بسیار جدی است و اشتباهی از این دست بی‌شک زندگی راحت را از تمام کودتاچیان خواهد گرفت. این یک تهدید نیست،‌ یک واقعیت حتمی است. بارها کودتا اتمام حجت جنبش سبز را نادیده گرفته و بارها سرش به سنگ خورده است. شاید تابحال درس گرفته باشد. 

4. کودتاچیان بدانند که تمام گفته‌ها و کرده‌هایشان در پرونده‌های دادگاه‌های عدالت جنبش سبز نوشته‌خواهد شد. به عنوان یک هموطن دوستدار عدالت و آشتی از کودتاچیان می‌خواهم کاری نکنند که دست عدالت از بخشیدنشان کوتاه شود و سیاه‌بختی تنها سرانجامشان باشد. 





*
دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*
Blog Widget by LinkWithin