header-photo

همه پرسی 12 فروردین 58: سوء استفاده از احساسات مردم و قانونی کردن قضاوت های سیاه و سفید

هنوز حتی دو ماه از پیروزی زودهنگام انقلاب نگذشته بود که مردان اول انقلاب با اصرار آیت الله خمینی روز 12 فروردین 58 همه پرسی برپا کردند. چنین چیزی در دنیا بی سابقه است و تاکنون نظام کوشیده این را اسباب سربلندی بداند در صورتی که در واقع همه پرسی 12 فروردین فرصت طلبی مردان اول انقلاب برای بهره گیری از جو احساسی مردم در هفته های اول پیروزی است. بدتر از آن شیوه ی رای دادن است که در آن ابتدا گزینه های مردم را به خواست خود محدود به یک گزینه می کنند (=جمهوری اسلامی) و بعد از او می خواهند یک قضاوت سیاه و سفیدی آری یا خیر کند. (برخی از 26 عکس زیر کاملا گویایند.)

همه پرسی 12 فروردین در واقع اولین قدم دور شدن از درخواست های آزادی خواهانه مردم و نهادینه شدن قضاوت های سیاه و سفیدی به اسم انتخابات است. همه پرسی دوازده فروردین اولین فریاد مرگ بر ضد ولایت فقیه است که با فرصت طلبی ناصادقانه ی آیت الله خمینی و جو گرفتگان آن دوران، تبدیل به یک نظام شد. با تمام این ها، با تصویب قانون اساسی تاثیر گرفته از همین موج باز هم امکان اینکه این قضاوت سیاه و سفیدی جایش را به خرد و انصاف بدهد بود که همان طور که دیدیم کودتاگران برای همان ته مانده ی رای مردم هم احترامی قائل نبودند و نیستند... 

در مقام تشبیه: همه پرسی 12 فروردین مانند این است که یک تیم مسابقه ی فوتبالی را با نتیجه ی عالی ببرد و بلافاصله بعد از مسابقه در ورزشگاه همه پرسی برگزار کنند که آیا حاضرید مربی حاضر تیم برای مادام العمر مربی باشد یا نه و البته شما فقط حق دارید بگویید بله یا خیر! جایگاه خرد و قضاوت درست در این گونه همه پرسی یی کجاست؟

برای بزرگتر دیدن روی عکس ها کلیک کنید

























*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

شایعه مرگ رهبر ایران تبدیل به سنجشی اجتماعی از میزان محبوبیت و مشروعیت او شده است


مهم نیست که این شایعات درست است یا خیر و مهم نیست که آیا خود حکومتیان پخش کننده این شایعه بوده اند یا نه. آن چه مهم است واکنش مردم به این خبر است. واقعیت این است اگر خبر را خود کودتاچیان برای آزمایش فضای عمومی و یا احتمالا دام سازی تبلیغی و یا حتی امنیتی برای مخالفان پخش کرده باشند نتیجه ی آن اصلا نباید راضی اشان کرده باشد.

و باز مهم این است که پس از پخش این خبر یک واقعیت به صورت خشن و عیان خود را به همگان نشان داد: وقتی شایعه ی فوت یک حاکم اینچنین موجب شادی مردم می شود حتی اگر  او همچنان در قید حیات باشد پیام این شادی این است که حاکمیتش دیگر مشروعیت و مقبولیتی برای مردم ندارد. به نظرم بهتر است با توجه به بازخورد اجتماعی این شایعه نیروهای درجه دوم و چندم خادم به کودتاچیان تامل دوباره ای در باره ی وفاداری اشان به ظلم و سرکوب داشته باشند.


دکتر شریعتی: در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید
اگر نوشته و یا خبری دارید «حرف حساب» آمادگی انتشار آن را دارد.

رســــــــــــــــــــانه شمــــــــــــــــــــــــایید
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است لطفا نوشته های آن را با ایمیل به دیگران هم برسانید و یا از آن ها بخواهند از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس

آواز جعفر قلی در بزرگداشت پر شکوه مایکل جکسون: مایکل جکسون شخصا از او دعوت کرده بود تا ...


در بزرگداشتی که روحانیت و شکوهش بی نظیر بود نوجوان خوش چهره و پر استعداد ایرانی شاهین جعفر قلی که هم اکنون در ویلز بریتانیا زندگی می کند (از پدری ایرانی) با آوازش دوستداران مایکل جکسون را منقلب کرد و تحسین همگان را برانگیخت. شاهین تنها خواننده نوجوان مراسم بود و در میان خوانندگی همچون لایونل ریشی، آشر، مرایا کلی، جنیفر هادسن خواند.

بعد از آواز خواندن او همچنان در صحنه ماند و اورتگا به حضار گفت که دلیل حضور شاهین دعوت ویژه ی خود مایکل جکسون از او برای حضور در اجراهای او در لندن بوده است. شاهین جعفر قلی حدود دو ماه قبل در برنامه ی استعدادهای بریتانیا به دنیا شناسانده شد. او در این مراسم یکی از آهنگ های مایکل جکسون را به زیبایی اجرا کرد. آواز افتخار آمیز شاهین جعفر قلی در این میانه ی تلخ کامی های کودتاگران متقلب و دزد مرحمی است بر دل هایمان و یاد آوری می کند که ما چقدر نیازمند آزادی هستیم تا سرافرازانه در خانواده ی بزرگ جهانی ببالیم.

پی نوشت: با تشکر از علی رضا برای ویدئو در یوتیوب

---------------------------------------------------------------

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

نظام از شنیدن صدای مردم وحشت دارد

داستان درگیری های برنامه ی نود عادل فردوسی پور و منصوبان دولت آزادی ستیز احمدی نژاد نکات آموختنی بسیاری دارد.

الف. اعتراض اجتماعی و نافرمانی مدنی اهرمی بسیار موثر و ممکن در تحمیل درخواست های مردمی به استبداد گران است. ترس دولت نهم و حامیانش از حمایت مردمی از عادل فردوسی پور و ایجاد اختلال در سیستم پیامک مخابرات بیشتر از تعداد احتمالی پیامک ها مایه ی رسوایی دولت نهم و حامیان آن شده است و ا تفاقا باعث انباشته تر شدن احساسات جوانان و تنفر بیشتر آنان از صحنه گردانان این شعبده ی سخیف و احمقانه شده  است.

ب. باز هم ثابت شد که حکومت یکدست کنونی تنها یک حکومت اقلیتی بر اکثریت منتقد و مخالف ایران است و نظام از شنیدن صدای مردم وحشت دارد. حکومت از رای اکثریت، از صدای اکثریت، از انتخاب اکثریت و از حضور اکثریت در صحنه وحشت دارد. آیا همین کافی نیست برای اینکه سعی کرد همیشه اکثریت را در صحنه نگه داشت و نه آن که آن ها را دعوت به قهر و تحریم کرد؟

پ. اگر نهادی اجتماعی شکل بگیرد (ورزشی، هنری، ...) حذف آن و مبارزه با آن اصلا آسان نیست. قدرت اجتماع از هر قدرتی بیشتر است و نیرویی که در طی سال ها بوجود آمده را نمی توان با تشر و دستور خفه کرد و رسوا نشد.

ت. سیاسی کاران خبره می توانند هوشیارانه از این جریان درس ها بگیرند و از سرمایه ی اجتماعی یی که شخصیت های شناخته شده ای همچون عادل انباشته کرده اند در جهت پیشبرد اهداف آزادی خواهانه استفاده کنند.

ج. آقایان صدا و سیمایی بهوش باشند  که تلویزیون بی بی سی به راحتی می تواند خانه ی بعدی عادل فردوسی پور باشد اگر هوشیار نباشند. 

تبعات راه اندازی تلویزیون بی بی سی

تلویزیون بی بی سی امروز راه اندازی شد . مسلما آن چیزی که این تلویزیون را از هر شبکه ی دیگری متمایز می کند آرشیو گسترده ی چندین دهه ای رادیویی و تلویزیونی آن است. آرشیو خبری و غیر خبری بی بی سی چنان بزرگ است که هیچ شبکه ی فارسی دیگر جز صدا و سیمای ایران (از لحاظ محتوای فارسی-ایرانی) یارای رقابت با آن را ندارد. در قسمت رویدادهای سیاسی غنای شبکه بی بی سی به آن امکان هر نوع مانوری را می دهد. در قسمت های غیر خبری شاید حتی بشود سرمایه ی بی بی سی را بزرگ تر دانست چرا که در تمام بخش های کودکان، علمی، مستند، فیلم، سریال، ورزشی، سرگرمی و تفنن و ... انبان بی بی سی چنان پر است که شاید تا سال های مدید بتواند مخاطبان فارسی زبان را راضی نگاه دارد.

البته آن چیزی که از نگاه هیچ کسی پوشیده نیست این است که بی بی سی این شبکه را با هدف سیاسی راه اندازی کرده است و  اتفاقا چون اهمیت و سرمایه های رسانه ای و تصویری  بی بی سی از دولتیان ایران نیز پنهان نیست تندترین عکس العمل ها را به آن نشان دادند و امروز وزیر اطلاعات در اظهار نظری تند اعلام کرد که فعالیت بی بی سی را خلاف امنیت کشور می داند .  این خود البته نشان می دهد که بی بی سی جای درستی انگشت گذاشته است. بدون شک تمام کسانی که از اختناق و سانسور خبری شکایت دارند از گشودن هر پنجره ی تازه ای استقبال می کنند بخصوص که تمام تلاش های اصلاح طلبان (راستی تلاشی هم کردند؟!) در به راه انداختن رسانه ی تصویری بی نتیجه ماند.

 با وجود این، با شناختی که از بی بی سی دارم من گرچه حرفه ای بودنشان را می پسندم ولی غلبه ی سنگین سیاست دولتی انگلستان بر خبررسانی و خبرسازی و گزارش گری اشان را نمی پسندم. دنباله روی بی بی سی از سیاست رسمی دولت انگلستان باعث خواهد شد که مثلا اگر روابط دولتین ایران و انگلیس در زمانی خوب و یا بد باشد نوع متفاوتی از خبررسانی را شاهد باشیم. برای همین هم من گمان می کنم ورود بی بی سی به معادلات رسانه های تصویری ایران الزاما شاید به حرکت تحول خواهی ایران کمک نکند و بر پیچیدگی اوضاع داخلی ایران بیافزاید. البته نمی توان انکار کرد که به هر حال وجود غولی چون بی بی سی باعث خواهد شد تا صدا و سیمای میلی ایران که فقط به میل شمار اندکی از خودیان اداره می شود کمی به خود بیاید و دست از دروغ بافی و تحمیق بردارد و به بازبینی و اصلاح رفتارش بپردازد. 

آپارتاید سیاسی، گدا پروری و رای سازی: رایحه ی خوش نفت برای احمدی نژاد و یارانش

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، كميته امداد امام خميني(ره) اعلام كرد: به مناسبت عيد سعيد فطر و با بهره‌گيري از عنايت و توجه ويژه دولت خدمتگزار و عدالت محور مبلغ 620 ميليارد ريال از سوي رئيس‌جمهور به خانواده‌هاي تحت حمايت كميته امداد به اين نهاد اختصاص يافت.

ظاهرا پول نفتی که قرار بود سر سفره ها بیاید فقط قرار است صرف صدقه دادن و گدا پروری های نمک گیرانه و رای سازانه شود و نه سرمایه گذاری برای آینده ی کشور. پول نفتی که بجای ساختن زیر ساخت ها، صرف پول سکوت دادن به عریضه های بی شمار ایرانیانی می شود که دست از همه جا بریده فریاد محرومیت شان را در سفرهای استانی احمدی نژاد به کیسه ی نامه های نخواندنی یاران قیافه ی خوش خدمت می ریزند و می دانند جز شماری چند اسکناس چیز دیگری نصیبشان نمی شود. گویا پول نفت هم دچار آپارتاید سیاسی شده است و فقط راه بعضی سفره ها را بلد است!ء

یک ایرانی بین عجیب ترین های حال حاضر دنیا

1. یک تایوانی که بیش از سی سال است که نخوابیده است ظاهرا این بیخوابی طولانی تاثیری هم بر سلامتی اش نداشته است.

2. یک مرد هندی که برادر دوقلو اش را حامله بود. یکی از عجیب ترین موارد پزشکی که یک از دو جنین در داخل رحم در دیگری مدفون شده است.

۳. یک سرباز ژاپنی که حتی پس از پایان جنگ جهانی دوم از ترس آمریکایی ها ۲۸ سال در خفا زندگی می کرد.

۴. مهران کریمی ناصری (یک پناه جوی ایرانی) که از سال ۱۹۸۸ در فردوگاه دو گل پاریس زندگی می‌کند و از آن بیرون نیامده است. ظاهرا فیلم ترمینال که در سال ۲۰۰۴ ساخته شده بود و تام هنکس در آن بازی می کرد با الهام از مهران کریمی ناصری بوده است.

۵. یک سیاستمدار که فکر می‌کند خدا و مسیح است و تصمیم دارد دنیا را با رسیدن به مدارج سیاسی تغییر دهد. او قایل به یکی بودن دین و سیاست است و می‌خواهد قوانین سازمان ملل را تغییر بدهد و ... (نخیر احمدی نژاد نیست!) این سیاستمدار ژاپنی است.

۶. بیهاری هندی که در سال ۱۹۷۶ رسما مرده اعلام شده بود و او ۱۸ سال با دولت و بوروکراسی هند جنگید تا ثابت کند که زنده است. ظاهرا عمویش با رشوه او را رسما کشتانده بوده است تا زمینش را تصاحب کند. بعدا معلوم شد که حداقل صد نفر دیگر هم سرنوشت او را دارند.

۷. دیوید ایکه بریتانیایی معتقد است جهان را کسانی اداره می‌‌کنند که از نسل خزندگانند. به نظر او این افراد تمایلات کودک آزاری و شیطانگرایانه دارند. او الیزابت دوم و جرج بوش را از نسل خزندگان قدیم می‌داند و در کتاب‌هایش (۱۵ کتاب) سعی می‌کند این افراد را معرفی و جهان را از دست آنها نجات دهد.

۸. الن بادن آمریکایی که از سال ۱۹۹۰ خود را به به پاپی انتخاب کرده است. او و طرفدارنش انتخابات واتیکان را به رسمیت نمی شناسند. الن را ۶ نفر از جمله والدینش با پاپی برگزیدند. او همچنان به کارش ادامه می‌دهد.

۹. ناکاماتسو مخترع ژاپنی که بیش از ۳۰۰۰ اختراع داشته (از جمله فلاپی دیسک). او در ۳۴ سال گذشته از تمام غذاهایی که خورده عکس گرفته و آن را تجزیه تحلیل کرده. او می‌خواهد ۱۴۰ سال زندگی کند.

۱۰. میشل لوتیتوی فرانسوی همه چیز می خورد از تلویزیون گرفته تا دوچرخه از آهن گرفته تا شیشه و پلاستیک و ... البته اگر آن شی کمی برزگ باشد خوردنش نیز طول می کشد. مثلا دو سال طول کشید )1978 تا 1980) که او توانست یک هواپیما را بخورد!


منبع: کوتاه و ترجمه شده از اینجا همراه با عکس

پوپولیست تر از احمدی نژاد؟


دو سال پیش وقتی مجلس هفتم رای به تثبیت قیمت ها داد و از گران شدن بنزین جلوگیری کرد داد تمام عاقلان و مصلحان به آسمان رفت که این یک حرکت ضد اقتصادی و پوپولیستی است، که فریاد بجایی نیز بود. حالا چه شده است که امروز با افزایش قیمت بنزین و سهمیه ای شدن آن یکباره همگان داد وا مصیبتا سر داده اند که این یعنی تیر خلاص بر ملت و اقتصاد و ...

لطفا کمی منصف باشیم. مصرف دیوانه وار بنزین در ایران به چه کسی سود می رساند؟ چرا دیگران را به تعقل دعوت نمی کنیم و بیشتر بر آتش این بحران، بنزین می پاشیم؟ آیا همگان راضی اند به ادامه ی وضع سابق تا کشورهای پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، ترکیه، آذربایجان ارمنستان بنزین ارزان ما را قاجاق کنند ؟

اسکای نیوز و داستان های پس از آزادی ملوانان ها

William Shawcross

به محض به زمین نشستن هواپیمای ملوان ها لحن تونی بلر تغییر کرد و همچنین لحن برخی از خبرگزاری ها. در این بین یک نفر به نحو مشمئز کننده ای سعی کرد شمایی بسیار قرون وسطایی، خشن، تروریست و غیرمتمدن به ایران بدهد. او کسی نبود جز ویلیام شاکراس که بر روی تصاویر زنده ی انتقال نظامیان انگلیسی به پایگاهی در دوون از طریق اسکای نیوز صحبت می کرد. گمانم خوب است که اسکای نیوز و این فرد را ایرانیان به خوبی به خاطر داشته باشند و در وبلاگ های انگلیسی اشان نیز این اولترا نئوکان انگلیسی مطلقا ضد ایران را معرفی کنند.

گزارش تصویری کامل از جریان صعود تا سقوط یک مرد از برج آزادی

1, 2. صعود
3. خستگی
4. اقدام به کمک که او نمی پذیرد
5و 6 سقوط




فوری: حمله ی آمریکایی ها به نمایندگی ایران در اربیل

دقایقی پیش رادیو 4 بی بی سی گزارش داد که نیروهای آمریکایی در ساعات اولیه ی صبح به نمایندگی ایران در اربیل حمله کرده و افرادی را دستگیر کرده اند.
اکثر تحلیلگران دعوت شده به استودیوی شبکه ی چهار بی بی سی که برای تحلیل سیاست جدید اعلام شده در سخنرانی اخیر بوش دعوت شده بودند این را نمونه ی دیگری از اشتباهات بوش و در جهت ادامه ی تفرقه افکنی بین سنی و شیعه می دانستند.

تکمیلی: حرف حساب اولين رسانه ی فارسی زبان بود که این خبر را اعلام کرد و حدود 40 دقیقه بعد خبرگزاری فارس آن را اعلام کرد.

تکمیلی 2: با وجودی که نیروهای بارزانی با بستن فردوگاه سعی داشتند از انتقال ایرانیان بازدداشت شده توسط آمریکایی ها جلوگیری کنند آمریکایی ها موفق شدند آنها را به عراق منتقل کنند. به نظر می رسد این حمله و دستگیری مرحله ی جدیدی از تنش های منطقه ای بین ایران و عراق را کلید زده باشد.

و رفسنجانی به قم نرفت چون...؟

دلیل ظاهری نرفتن رفسنجانی به قم را اینجا بخوانید. یکی از دلیل های پنهان را اینجا بخوانید و البته دلیل اصلی هنوز معلوم نیست.

باید خبرهای مهمی در راه باشد

هاشمی رفسنجانی می خواهد برای سفری دو روزه به قم برود. پس از خبر ناخوشی رهبری این سفر می تواند معنای ویژه ای داشته باشد.
منبع خبر اینجا

خبر بيماری رهبر ایران شایعه نبوده است

اول اینکه برای اولین بار ایشان با شال گردن به شبستان سرپوشیده می اید و بعد با دقت به عکس های زیر دانه های درشت عرق را در دو سویی پیشانی اش می توان دید. البته قیافه ی خسته ی او نیز دلیل دیگری برای درستی این خبر است.


نکاتی در باب قطعنامه 1737

1. اگر قطعنامه ی 1737 ورق پاره است پس باید قطعنامه 598 هم که در آن عراق متجاوز شناخته شده است و قطعنامه هایی که از اسراییل می خواهد شهرک سازی را متوقف کند نیز کاغذ پاره باشد.
2. پیش از صدور قطعنامه ایران می توانست با قبول پیشنهاد اروپا خود را همصحبت بزرگان بداند ولی اکنون بدل به عنصر خرد و غیر قابل اعتماد و یاغی به قطعنامه های بین المللی شناخته می شود.
3. آنانی که امروز از خطرناک بودن قطعنامه سخن می گویند چرا حاکمیت را وادار به جلوگیری از صدور آن نکردند.

مرگ صدام

ویدئوی اعدام صدام را دیدم. از اینکه خواری و مرگ یک رهبر از کشوری جهان سومی و البته مسلمان بدست و دستور گروه کم انسانیت و خشن و متعصبی چون بوش و تیمش اتفاق افتاد عصبانی و اندوهگینم. اما مسلما از پایان زندگی ی کسی که زندگی ها را بی مهابا پایان می داد و پای همین گروه خشن را به منطقه کشید و میلیون ها نفر را در کشور خودش، ایران و کویت کشت و به کشتن داد خوشحالم.
Blog Widget by LinkWithin