header-photo

غلط گرفتن از دیگران و خفه خون گرفتن بهداشتی

بعضی ها دیکته اشان عالیست اولا چون نمی نویسند (بخصوص در مواقع خطر و بگیر و ببند!) و دوم این که عادت کرده اند از دیگران غلط بگیرند تا خودشان درست به نظر بیایند.

من احساسات دلسوزانه و گاهی غلط یک هموطن را به دیکته ی درست و بهداشتی خیلی ها که در کنج عافیت خفه خون گرفته اند ترجیح می دهم.

*به اشارت گفتم والا گفتنی بسیار است.

خیال

پشت صدایم خمیده است،
اما ...
به یاد طراوت نامت «گل اندام»
قامت می کشم به آواز
از امروز
تا ارام پرواز؟

در برابر آینه


تجربه ی غریبی است در برابر آینه ایستادن. نه فقط خود را دیدن بلکه در سکوت و بدون عجله به پستی بلندی های صورت نگاه کردن و بخصوص در چشم ها خیره شدن. تجربه ی من این است که نمی توان زیاد در چشم ها خیره شد. به نوعی شبیه گفت و گو با وجدان است. نوعی اعتراف کردن است در برابر خود. رازهای سر به مهرت به زبان می آیند و کارهای ناخوبت گریبانت را می گیرند.

البته شاید هم همه ی این ها برای من باشد. شاید کسی باشد که روزهای خوش و اعماق شادش را بکاود و از شیرین کاری هایش لذت ببرد. بله آن ها هم هستند ولی حداقل برای من شبیه خاطره گویی نیست. نمی دانم شاید بعضی چشم در چشم خویش از خویش قدردانی کنند. شاید بعضی به خویش افتخار کنند و شاید هم بعضی ترجیه بدهند که زیاد درونگرا نباشند و کلا سر به سر خود نگذارند و در خود خیره نشوند. هر چه هست برای من همیشه تجربه ی غریبی بوده است. برای شما چه؟  

سوء تفاهم

همه با سوء تفاهم زندگی می کنند و اسم آن را فهم می گذارند. دلیلش را از روانشناسان نپرسید از زبان شناسان بپرسید.

چند ماه گذشت ...

ء... نه تلخی ها کمترشده اند و نه احساس کوتاهی کردن قابل سرپوش گذاشتن است. باز می نویسم ولی با گذاشتن وقت کمتر و به دو دلیل: یک: دوستان مجازی واقعی بسیار گران قدری دارم که حاضر نیستم آن ها را نیز از دست بدهم و بودن شریف اشان را نادیده بگیرم؛ کسانی که بودنشان بوی اصالت می دهد و دوستی اشان عمیق و فخیم است (:همدردی هایتان سخت کمکم کرد. مرحمی بود واقعی. سپاس گزارم بسیار.) دوم: ایران  هر روز ویران تر می شود و اگر کمترین کاری می شود برایش انجام داد نباید کوتاهی کرد. هم اندیشی همیشه از تک اندیشی سازنده تر است. ء

Make Sense Who May

Time passes
That is all.
Make sense who may
I switch off.

Samuel Beckett
(1906-1989)

هیچ کس در جوات بودن به من نمی رسد!

اگر عکس 13 سال پیش تان را نگاه کنید (بازی جدید وبلاگی) شاید صادقانه خودتان را جوات هم بنامید ولی کمتر به جوات وجودمان نگاه می کنیم و می خندیم. اجازه تغییر به خودمان نمی دهیم و یا از رفتارهای جواتی امان خجالت نمی کشیم. به هر حال چون من عکس نمی توانم بگذارم از جواتی های دیگرم می گویم:

تمام تندروی های ایرانی را یک جا داشتم. سلول های خاکستری سرم حسابی جوات بود: رییس جمهور خود خوانده ی تمام دنیا بودم. باید همه چیز را یک جا عوض می کردم: تمام کارهای بزرگ منتظر بودند که من ظهور کنم و آن ها عملی کنم (چیه چرا همه یاد احمدی نژاد افتادین؟) فکر می کردم هنر نزد ایرانیان است و بقیه ی ملت ها و تمدن ها پوست خربزه اند! در عجب بودم که چرا غرب همه فاسد این قدر عقل ندارد که از جاده ی تباهی باز گردد و به اسلام ناب و انقلابی ایران و بنگلادش و ملا عمر و شیخ فهد نمی گرود. (نخیر این ها خطبه های نماز جمعه هم نیست.)

فکر می کردم دختر و پسر حکم آتش و پنبه را دارند که هیچ وقت نباید کنار هم باشند (اخیرا کاشف به عمل آمد که اگر دخترها چندتا چند تا باشند و لخت باشند به صف مشغول نماز جماعت باشند ا شکالی ندارد. ظاهرا در این قسمت حسابی عبدالله بودم!)
آن وقت ها فکر می کردم چقدر به ایرانی بودن خودم مفتخرم و در شگفتی بودم که چرا جهانیان از ایرانی نبودنشان سرافکنده نیستند و فوج فوج تغییر ملیت نمی دهند.

و از این داستان ها زیاد بود تا احمدی نژاد ظهور کرد و بعد از مدتی فهمیدم چقدر جوات بوده ام من! و همچنان ادامه دارد...

(ببخشید به جای یک عکس چندین عکس گذاشتم!)ء

روزی روزگاری یک شکم و بود و یک ...


به نقل از علامه جعفری بیش از90 درصد نامه نگاری بین ایشان و برتراند راسل ریاضی دان و فیلسوف انگلیسی در باره ی مسایل جنسی بوده است. دوست رو راستی هم داشتم به شیوه ی خودش همین آمار را نشان می داد: می گفت از هر چی می خواهی شروع کن به صحبت کردن من عاقبت آن را به شکم و زیر شکم مربوط خواهم کرد! اما آیا واقعا غیر این است؟ به نظرم زیر بنای تمام مکتب های تفکری و ایدوئولوژیک و یا روش های زندگی اولا و اساسا تعریف کردن، شیوه های تامین کردن و یا سامان دادن به نیاز های شکم و زیر شکم است. و وقتی به قول حضرت علی اگر فقر از در وارد شود ایمان از پنجره خارج می شود آن وقت می توان به اولیت ها پی برد.

جالب این که آدم و حوا به خاطر شکم از بهشت اخراج شدند و بعد اولین تنبیه آن ها نمایان شدن زیر شکمشان بود. اما جالب تر این است که خداوند در قران وقتی می خواهد بندگانش را به بهشت مژده دهد تمام جایزه هایش ازهمین جنس است. مثلا نمی گوید انسان کامل می شوید و یا اینکه همیشه در حال نماز و دعا خواهید بود و از نماز خواندن لذت می برید. بجایش می گوید جوی های عسل و شیر دارم و حوری های دست نخورده. (بقیه اش با شما.)ء

هک


شاید یک نفر دنیا رو هک کرده.ء


افتخار کردن؟!

ایرانی، خراسانی و یا یزدی ویا خوزستانی به دنیا آمده ایم. دیگری در برزیل بدنیا آمده. من را گفته اند که مسلمانم او را گفته اند که مسیحی است. دیگری هندوست چون میان هندوان بدنیا آمده. شاید 99 درصد باشندگان جهان سوم و اکثریت دیگر آدمیان همین گونه اند. آن گاه افتخار کردن به چیزی که دراتفاق افتادنش نقشی نداشته ایم چیزی جز یک مد کور و بی معنی فرهنگی نیست. بدتر از آن جنگیدن و کشتن به خاطر دینی است که فقط در میان آن به دنیا آمده ایم.

در گوشی: راستی نباید از خالق انسان و جن و جهان پرسید مقصر این کشت و کشتار ها کیست؟ چرا موجودی چنین آفریده است؟

جوک تکراری هستی

درزندان ژن و تاریخ و جنسیت و ماه و خورشید و تربیت و زمانه و فرهنگ و دین و جامعه (و برای بسیاری مشیت الهی و قضا و قدر) از یک سو و فشارهای تند و بی رحم شغل و رسانه و, ایدئولوژی و رژیم و مد و رقابت و شرکت ها و شهرت و هزار مرض دیگر قرار گرفته ای آن وقت خزعبلات می بافند که آزادی و مخیری! انتخاب کن!ء

یک سئوال تکنیکی چهار بی جوابی

کدام برنامه نویس است که «اکثر» عناصر برنامه اش یا ویروسی است و یا باگ دارد و پشت سر هم این ویروسی ها و باگ ها را سرزنش می کند و آن ها را به فایر وال های سوزان و آنتی ویروس های کشنده وعده می دهد ؟

الف: برنامه نویس «اکثرهم لایومنون» و «اکثرهم لا یعقلون»
ب. برنامه نویس آنتی ویروس «جهنم» (نسخه ی «سوزان»)
پ. موارد الف و ب
ت. خفه شو هکر کافر!ء

To Err Is Divine

Either Alexander Pope was a lunatic or God has yet again used one of his old dirty tricks to manipulate man's work. The correct wordage of the so often quoted line is

To Err Is Divine, To Forgive Human

Now back off God and mind your own business! Don't you ever think again to mess up with man's mind and life



مسخره ها!

بگذارید پیاده شوم بابا مسخره اش را در آورده اید! هر کاری می کنی باید مراقب باشی که یا حضرت باری را نرنجانی و یا عمه تاری را نترسانی!ء

بیاییم کمی جدی نگیریم

همه چیز از فیلتر نگاه فرد نگاه کننده می گذرد. هیچ چیزی قطعی نیست. اینقدر خودمان را جدی نگیریم. سیاست و تمام مخلفاتش، زندگی و تمام دروغ و راستش شبهی است از فهم من و تو از دنیا. وقتی از خواب بیدارت می کنند می بینی همه هیچ شده است. منتظر باش تا از خواب دنیا بیدارت کنند.
Blog Widget by LinkWithin