header-photo

بیشتر متعصبان دو آتشه یا نادانند و یا دیکتاتور (و یا هردو)، چه مذهبی باشند و چه سکولار


1. عقیده یعنی پذیرش عقلی و اعتماد به درست بودن و معتبر بودن یک نظر، نظریه و ....

2. تعصب یعنی قضاوت از پیش تعیین شده نسبت به کسی/چیزی داشتن و یا نسبت به کسی/چیزی نفرت/عشق و سوء ظن/حسن ظن بی دلیل و غیر منطقی داشتن.

3. هر کس که به چیزی اعتقاد داشته باشد آدم با ایمانی است چه ایمانش مذهبی باشد، چه ضد مذهبی و چه بی مذهبی (سکولار).  کسی که فقط برای ایمان خودش احترام قائل باشد و بر اساس اصول ایمان خودش دیگران را کافر و نجس و بداند و یا دارندگان ایمان های دیگر را با دیده ی تحقیر بنگرد، آن ها را به سخره بگیرد و یا آن ها جهنمی  و یا احمق و خشکه مغز بداند آدم متعصبی است که یا به تعصب خود نادان است و یا اینکه یک مستبد ذاتی است. البته شق های دیگری هم هست مثلا یکی این است که او اصلا متعصب نیست و تنها ادای متعصبان را در می آورد تا از این ابزار برای رسیدن به اهداف دیگر استفاده کند.

آن سکولاری که مذهبیان را ترسو، احمق، خشکه مغز و یا حلقه ی گم شده داروین تلقی می کند همان قدر متعصب است که آن مذهبی متعصبی که بی مذهبان را گمراه، فاسد و مهدور الدم می داند. تا وقتی که مومنان به هر ایمان نیاموزند که به دیگر مومنان احترام بگذارند رسم خوب هم زیستی و مدارا برقرار نخواهد شد و آشتی جای جنگ و دوستی جای نفرت را نخواهد گرفت. نباید فراموش کرد که حقیقت دست همگان است تنها دست من و شما نیست.



رسانه شماییـــــــــــــــــــــــد لطفا این نوشته را برای دیگران هم بفرستید
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است از دیگران بخواهید از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس


کودتاگر بدان: هرگز از مرگ نهراسیده ام، هراس من از .../ ویدئو


هنرمندان ایرانی شاید زجردیده ترین و بغض دار ترین گروه حرفه ای ایران باشند. هنرمندان تشنه ی آزادی اند و استبداد هم بیشتر از هر کسی با اینان سر دشمنی دارد. ویدئویی به دستم رسیده از خواننده ای تهرانی که شعر شاملو را به زیبایی خوانده و تصویرهای خون و شهامت و سبزی ایرانیان را نیز همراهش کرده تا هم در غم شهیدان اندوهگین باشد و هم با سوگند به خون آنان فریاد بزند که جستن یافتن است و ایران و ایرانی برپا خاسته است تا سربلند باشد و بزودی به این رویایش خواهد رسید. این هنرمند فرهیخته ی سبز بخصوص خواسته به همگان بگویم که این اثر در تهران ساخته شده تا کودتاگران بدانند که ما سبزیم و با تمام توان ایستاده ایم. 


شعر شاملو: 
هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش
از ابتذال شکننده تر بود
هراس من باری
همه از مردن در سر زمینیست
که مزد گور کن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد
سوختن، ساختن
جستن، یافتن
و آنگاه به اختیار برگذیدن
و از خویشتن خویش
بارو یی پی افکندن
اگر مرگ را
از این همه ارزشی
افزون باشد
حاشا ،حاشا
که هرگز از مرگ
هراسیده باشم


رسانه شماییـــــــــــــــــــــــد لطفا این نوشته را برای دیگران هم بفرستید

«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است از دیگران بخواهید از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس




رویکرد جنبش سبز: احمدی نژاد رییس جمهور نیست و خبرهای دستگاه های کودتا غیر واقعی است



دولتی که با تقلب و دروغ و خون ریزی و شکنجه و تجاوز و ضرب و شتم مردم بیگناه و جویای حق راس کار خود را نگه داشته است  چاره ای ندارد تا هر روز دروغ سازی کند تا شاید وجهه ای بدست بیاورد. اما  در جنبش سبز هر ایرانی یک رسانه است و با آگاهی و شهامت به مبارزه با دروغ و تقلب پرداخته است. باور قطعی جنبش سبز این است که رییس جمهورش میرحسین موسوی است و نه احمدی نژاد بنابراین هر شخصیت، خبرگزاری، نهاد، و ... که لقب ریاست جمهوری را به احمدی نژاد نسبت دهد دچار دروغ گویی شده و خبرش مصداق خبر غیر واقع است.

جنبش سبز دولت کودتا، کابینه ی کودتا، مجلس حمایت کننده از کودتا، خبرگزاری نماهای کودتا را به رسمیت نمی شناسد و تولیدات آن ها را خبر واقعی تلقی نمی کند مگر آن که منابع مستقل آن ها را تایید کنند.

رسانه شماییـــــــــــــــــــــــد لطفا این نوشته را برای دیگران هم بفرستید
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است از دیگران بخواهید از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس

بایکوت خبری به عنوان ابزاری کارا برای رسانه های سبز؛ بایکوت اول: جنبش کذایی سبز علوی


 تاکنون جنبش سبز با هوشیاری دروغ گزاری فارس و سایت های کودتایی رجا نیوز و ایرنا را تحریم کرده  است اما دوست  هوشمند سبزی دراینجا  نکته خوبی را یاد آوری می کند:
در دنیای رسانه ها و روزنامه نگاری یک روش مرگبار وجود دارد که در مواقع ضروری یک رسانه علیه یک جریان، حکومت یا واقعه ای به کار میبرد. این سلاح نابود کننده " بایکوت خبری" نام دارد. بایکوت خبری درباره شخص ، حکومت ، جریان فکری یا واقعه ای ظرف مدت کوتاهی آن را از پای درمیی آورد ....کاری که باید درباره این جریان سبز علوی کذائی انجام داده همین است.
پس به عنوان اولین قدم به پیش نهاد این دوست سبز از جنبش سبز کذایی علوی شروع می کنیم و هیچ نوع خبری را از این حرکت کور، مجعول و وقیحانه منتشر نخواهیم کرد. و همچنین از این به بعد سبزها تصمیم خواهند گرفت که احتمالا در چه موارد دیگری با سکوت خبری خود بودن بعضی جریان ها و افراد را انکار و خاموش کنند. البته نباید فراموش کرد که برای شناخت حریف همیشه باید از اخبار حریف با خبر بود ولی صحبت این است که می شود انتخاب کرد که به بعضی زمینه ها میدان رسانه ای نداد. جنبش سبز هر روز پخته تر و سبز تر می شود.  16 آذر سبز گرامی باد



رسانه شماییـــــــــــــــــــــــد لطفا این نوشته را برای دیگران هم بفرستید
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است از دیگران بخواهید از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس


مبارزه ی بی خشونت یک "مبارزه" است و هدفش شکست دادن حریف است و نه تسلیم شدن



تاکید بر مبارزه ی بی خشونت به معنی تسلیم در برابر ستمگری و ناجوانمردی نیست. مبارزه ی بی خشونت همانطور که از نامش پیداست یک «مبارزه» است و هدفش شکست دادن حریف است و نه شکست خوردن. اگر این نکته برای همگان جا بیافتد آن گاه با راحتی خاطر و با اطمینان به نفس بیشتر خواهند کوشید از شیوه های مبارزه ی بدون خشونت استفاده کنند. کسی که از شیوه های مبارزه ی بی خشونت استفاده می کند باید همیشه به یاد داشته باشد که در حال مبارزه است و نباید ذره ای در اراده و امیدش به پیروزی خللی وارد شود.

مبارزه ی بی خشونت به معنی خلع سلاح کردن کردن دشمن مسلح است. به معنی بی اثر کردن آن چه او آن را قدرت می پندارد و تنها ویژگی برتری اوست. مثلا من مطمئنم که پول انداختن دانشجویان در برابر نیروهای گاردی تاثیری بسیار قوی در تاثیر بر وجدان گروهی از آن ها داشته است. سبزها باید بکوشند تا می توانند شیوه های جذب نیروهای شستشوی مغزی داده شده را بیابند.

مبارزه ی بی خشونت زمینه ی شستشوی مغزی و جذب نیروی جدید برای کودتاچیان را نیز از بین می برد. همچنین اگر سبزها نیروی متمرکز شده ای را متوجه نافرمانی های مدنی (ترافیک سبز، خاموشی سبز، اعتصاب، اختلال در تولید کودتاچیان، تحریم، و ...) و جذب نیروهای بلاتکلیف و یا سرخورده بکنند حتما صبح پیروزی نزدیک تر خواهد شد.

در زیر چند شیوه ی واکنش مسالمت آمیز به خشونت تقدیم می شود
بر گرفته از ترجمه کاربر بالاترین (اینجا)

عدم خشونت مبتنی بر ارتباط است:
۱. هدف شما باید منطقی باشد. شما باید به اینکه منصف هستید اعتقاد داشته باشید و درضمن باید بتوانید این را به حریفتان منتقل کنید.
۲. تا جای ممکن به چشم طرف نگاه کنید و تماس دو چشم را حفظ کنید.
۳. حرکات ناگهانی انجام ندهید. آرام حرکت کنید. هرگاه مقدور است، قبل از اینکه کاری بکنید به حریفتان بگویید قصد دارید چه کنید. هیچ چیز تهدید‌آمیز، بحران‌زا و یا خصمانه نگویید.
۴. از به زبان آوردن نکات واضح و بدیهی خجالت نکشید. خیلی ساده بگویید: "تو داری سرم داد می‌زنی"، یا ‌"دستم را شکستی!" [در اصل "دستم را درد آوردی" است ولی فکر کنم شکستی بیشتر بدرد کاربرد در ایران بخورد!].
۵.  کسی که در روند انجام عمل خشن است انتظارات و پیش‌‌داوری‌های زیادی در مورد اینکه حریفش چگونه رفتار خواهد کرد دارد. اگر بتوانید خلاف این انتظارات رفتار کنید، به طرزی غیر تهدید‌گر شما می‌توانید جریان امور را که قرار بود به عمل خشونت آمیز ختم شود را متوقف کنید.
۶. سعی کنید که با قسمتِ خوب شخصیت حریفتان دوست شوید! حتی وحشی‌ترین و عقده‌ای‌ترین افراد بین ما هم لااقل جرقه‌ای از انسانیت در وجود دارند که فرد موردِ هجوم می‌تواند آن را پیدا کند و با آن ارتباط برقرار کند.
۷. در مقابل خشونت فیزیکی قفل نکنید! شما باید بسته موقعیت تصمیم درست بگیرید. بهترین قاعده این است که به محکم‌ترین شکل مقاومت کنید تا جایی که منجر به بالا رفتن خشم و خشونت نشود. 

۸. حریف را به حرف زدن وادارید و به آنچه می‌گوید گوش دهید. او را تشویق کنید در مورد آنچه اعتقاد دارد، آنچه از آن می ترسد یا آرزو می کند صحبت کند. با او جدل نکنید، ولی در ضمن این احساس را ندهید که با سخنان بی‌رحمانه و غیراخلاقی‌(اش) موافقید. گوش کردن از آنچه می‌گویید مهم‌تر است -- سعی کنید طرف را به حرف زدن در آورید و خونسردی خود را حفظ کنید.
حالا شاید این‌ها خیلی برای مورد ایران معصومانه به نظر برسه. ولی قطعا می‌شه این‌ها رو به تناسب وضع در ایران تغییر داد و به‌قول حکومتیان «بومی‌سازی» کرد! یا موارد دیگری به آنها افزود.


رسانه شماییـــــــــــــــــــــــد لطفا این نوشته را برای دیگران هم بفرستید
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است از دیگران بخواهید از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس

Blog Widget by LinkWithin