header-photo

خامنه ای، دیکتاتوری تنها: از خیانت به دوست (هاشمی) تا توقیف روزنامه ی برادر


علی خامنه ای از وقتی که دوست سالیانش هاشمی رفسنجانی را به وسوسه ی قدرت بیشتر فروخت روز افولش آغاز شد. شاید این مسئله خیلی شخصی به نظر برسد ولی کسی که به صمیمی ترین دوستش (که اتفاقا بانی به قدرت رسیدن او شد) خیانت می کند دیگر توقعی نمی توان داشت که به اصول دیگری پایدار بماند.

بعد از ریاست جمهوری رفسنجانی، خامنه ای با مهره ی جدیدی به نام سید محمد خاتمی روبرو شد. خاتمی سیاست پیشه ای عملگرا نبود بلکه اندیشمندی نجیب بود که اخلاق و انسانیت را مبنای کارش قرار داد. اما علی خامنه ای که همچنان در وسوسه ی انباشتن قدرت در دستان خود بود با سوء استفاده از نجابت و شفقت و اخلاق خاتمی به جای آن که پیام ناخرسندی مردم را بشنود هر روز مانعی جدید برایش ایجاد کرد و با همدستی با سرداران سپاه مافیای جدیدی از قدرت پرستان را طی هشت سال فراهم دید تا اینکه بتواند در سال 84 مهره منتخب بیت و سپاه را به مسند ریاست بنشاند. البته برای این کار اول باید تقلب می کرد و بعد باید رفیق شفیق سالیانش (هاشمی رفسنجانی) را از پیش رو بر می داشت که بی تعلل هر دو کار را کرد.

و هر روز که او قدرتمند تر می شد تنها تر می شد. تا اینکه انتخابات خرداد 88 رسید و نخست وزیر پیشینش پا به میدان گذاشت. این بار قدرت دیگر وسوسه نبود، مستی بود و مستی عقل را ذایل کرده بود. رای سازی پادگانی سال 84 این بار تبدیل به کودتای پادگانی شد. و آن قدر پیش رفت که فرمان تیر داد و خون جوانان ریخت و دوستان پیشین به زندان انداخت و یاران نزدیک و دور از دست داد تا رسید به توقیف روزنامه ی بردارش سید هادی خامنه ای تا رسما تنهایی عمیق یک دیکتاتور را به همگان اعلام کند. امروز حیات نو روزنامه ی سید هادی خامنه ای به دستور کودتاچیان ولایت فقیه توقیف شد.

آخرین گفت و گو با سیدهادی خامنه ای: نمی توان به بهانه شرع ، قانون اساسی را ملاک ندانست



رسانه شماییـــــــــــــــــــــــد لطفا این نوشته را برای دیگران هم بفرستید
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است از دیگران بخواهید از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس

وقتی یک دانشجوی هوشمند علی خامنه ای را مجبور به اعتراف می کند: انتقادها از رهبری فراوان است



اینان نمی دانند که اگر نوبت صحبت به مردم بدهند چیزی جز شکست و آبرو ریزی نصبیشان نخواهد شد. در دیدار نخبگان علمی با علی خامنه ای رهبر ایران دانشجویی هوشمند از اینکه صدا و سیما واقعیات را نشان نمی دهد و در پنج سال گذشته در هیچ جا هیچ انتقادی از رهبری نشده سخن می گوید. آن گاه علی خامنه ای در پاسخ به انتقادهای شجاعانه ی دانشجوی نخبه ی دانشگاه شریف ضمن  نعل وارونه زدن و مجرم خواندن هموطنانی که بدنبال رای دزیده شده اشان هستند اعتراف جالبی هم در رابطه با مشروعیت از دست رفته و سیل انتقادها به خودش نیز می کند که بسیار جالب است. (اینجا)
انتقاد هم هست، فراوان هست، كم هم نیست؛ بنده هم می‌گیرم، دریافت می‌كنم و انتقادها را می‌فهمم.
جالب این است که این اعتراف به فراوان بودن انتقادهای مستقیم از دهان خود او خارج می شود


رسانه شماییـــــــــــــــــــــــد
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است از دیگران بخواهید از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس

بدترین ننگ کودتاچیان این است که به خاطر کشتار، سرکوب، شکنجه و دروغ مواجب هم می گیرند


کشتن، تجاوز، فحاشی، شکنجه، ضرب و شتم، ارعاب، تهدید، خبرچینی، چاپلوسی، آسیب رساندن به جان، مال و آبروی مردم، دروغ، تقلب،  ریا، و ... همه بدند. خیلی از ما شاید وقتی یکی یا چند تا از این بدها را مرتکب شده باشیم ولی اصلا باورش که چگونه عده ای ممکن است برای این کارها مواجب بگیرند و سرراحت شب به بالین بگذارند و توقع داشته باشند خود وخانواده اشان از زندگی لذت ببرند سخت است. اگر غیر ایرانی بودند باز شاید قابل تحمل بود ولی ایرانی باشی و برای تقلب و کشتار و شکنجه و ضرب و شتم مردم پول و مزد بگیری برایم قابل درک نیست. سادیستی که دیگران را می آزارد و نمی تواند جلوی خودش را بگیرید بیمار است اما او که پول می گیرد تا دیگران را بیازارد از نسل شیطان است و ننگین ترین کارها را انجام می دهد. کاش روزبه روز تعداد کسانی که علیه مردم خودشان مزدوری می کنند کم شود و ایرانی داشته باشیم سبز برای تمام ایرانیان.


رسانه شماییـــــــــــــــــــــــد
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است از دیگران بخواهید از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس

شعارهای سبز، آیینه ی پیشــــــروی جنبــــش سبـــــز است: دوربیـــن فیلم برداری دیگر اثر ندارد


شاید نام شعار گذاشتن بر سروده های سبز آزادی خواهان ایرانی ظلم باشد چرا که این دلیران ثابت کرده اند که بین گفته ها و عملشان فاصله ای نیست و آن چه می گویند فقط شعار نیست. آن ها گفتند "اگه تقلب بشه، ایران قیامت می شه" و خیلی ها جدی نگرفتند ولی دیدیم که ایران قیامت شد و آن قیامت همچنان ادامه دارد. سبزها گفتند: "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" و خیمه های فاسد جمهوری اسلامی برای همیشه لرزید. سبزها گفتند: "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" و این یعنی سیاست خارجی جنبش سبز که باز کودتاچیان وابسته به ترور را ترساند. سبزها گفتند: "توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد" و در روز سبز قدس نشان دادند که از دندان نشان دادن کودتاچیان وحشی نمی ترسند. و کودتاچیان ترسیده همچنان با فیلم برداری سعی در ترساندن موج میلیونی شهید داده ی سبز دارند و دانشجویان باز هم پاسخ آن ها را می دهند: دوربین فیلم برداری دیگر اثر ندارد (فیلم آن را در زیر ببینید). مردم ایران راه مقاومت و سربلندی را با شهامت انتخاب کرده اند و نخواهند گذاشت زحمت های سده های آنان به هدر رود. ما مطمئنیم که کامیابی سبز نزدیک است.




دکتر شریعتی: در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید
اگر نوشته و یا خبری دارید «حرف حساب» آمادگی انتشار آن را دارد.
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است لطفا نوشته های آن را با ایمیل به دیگران هم برسانید و یا از آن ها بخواهند از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس




انحلال نتایج انتخابات افغانستان به دلیل نبود جایگاه استبدادی ولایت فقیه اتفاق افتاد

ساعتی پیش کرزای به صورت رسمی پذیرفت که در انتخابات افغانستان تقلب رخ داده و آن چه وی قبلا پیروزی اعلام کرده بود دیگر معتبر نیست و انتخابات یک بار دیگر باید بین او و دکتر عبدالله برگزار شود. بدون شک دخالت سازمان ملل و فشار کشورهای غربی در پذیرفتن نتایج گروه ناظر سازمان ملل تاثیر داشته است ولی نمی توان نادیده گرفت که نبود جایگاه استبداد آوری همچون ولایت مطلقه ی فقیه در هدایت جریان آزادی خواهی افغانستان به سوی مردم سالاری نیز نقش اساسی دارد.

بدون شک ابطال انتخابات در افغانستان هم باعث می شود که عرق سرد بر پیکر کودتاچیان کشور همسایه و مدعی ایران بنشیند و هم مردم سبز ایران را تشویق می کند تا در پی گیری خواست هایشان تا ساقط کردن دولت کودتا راسخ تر از پیش  گام بردارند.


دکتر شریعتی: در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید
اگر نوشته و یا خبری دارید «حرف حساب» آمادگی انتشار آن را دارد.
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است لطفا نوشته های آن را با ایمیل به دیگران هم برسانید و یا از آن ها بخواهند از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس

شکایت از دولت متقلب کودتا به دادگاه لاهه و سازمان ملل


فارس به نقل از یکی از 100 نفر وکلای کودتا در مجلس  اعلام کرده که اینان صد نفری شکایتی علیه رییس جمهور میرحسین موسوی به دادستان داده اند.(اینجا) و رجانیوز از شکایت پنجاه هزار نفری از رییس جمهور محبوب و منتخب خبر داده است. (اینجا) این هیاهوها زمانی بلند شده است که مطهری خواسته احمدی نژاد به عنوان شروع کننده ی فتنه محاکمه شود. و باز از افغانستان خبر رسیده که سازمان ملل انجام تقلب را تایید کرده و انتخابات به دور دوم می رود. چند نکته گفتنی است:

1. از مجلسی که اکثریت مثلا اصول گرایانش را سرداران تشکیل داده باشند انتظاری بیشتر از حمایت از کودتا نمی توان داشت.

2. وقتی احمدی نژاد رییس جمهور کودتانشانده ی کنونی و دانشجو (وزیر متقلب علوم) و رفیق موتلفه ایشان ترقی در صف اول شکایت از روزنامه ی سلام قرار گرفتند تا آزادی بیان را به مسلخ بکشند و سدی در برابر آگاهی مردم ایجاد کنند چنان ترقی کردند که همه می دانند (اینجا) حتما اکنون هم هستند کسانی که مزد بگیرند و از قهرمان محبوب مردم شکایت کنند شاید در روزگار سیاه آینده به نان و نوا و پست و پوشالی برسند.

3. حال که وقاحت و خباثت کودتاچیان را حدی نیست، حقوق دانان جنبش سبز شکواییه ای تهیه کنند و آن را به صورت آن لاین و کاغذی به  امضای ایرانیان برسانند و نسخه ای از آن را به قوه ی قضاییه (جهت اتمام حجت) و نسخه های دیگر را به دادگاه بین المللی لاهه و سازمان ملل ارسال کنند تا اینان با این دریدگی جای شاکی و متشاکی را عوض نکنند و وقاحت را اینقدر مطلق نکنند. اگر عده ی این مزد بگیران رسمی ٥٠ هزار نفر است کودتاچیان بدانند که تعداد کسانی که از کشتار و کودتای این نامسلمانان به تنگ آمده اند از ٥٠ میلیون نفر نیز فراتر می رود و امروز موج آزادی خواهی و حق طلبی ایرانیان پشتیبانی میلیون ها حق خواه دنیا را نیز با خود همراه دارد.


دکتر شریعتی: در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید
اگر نوشته و یا خبری دارید «حرف حساب» آمادگی انتشار آن را دارد.

رســــــــــــــــــــانه شمــــــــــــــــــــــــایید
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است لطفا نوشته های آن را با ایمیل به دیگران هم برسانید و یا از آن ها بخواهند از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس

کروبی به آیت الله نوری همدانی: چرا برخی علمای بزرگ نسبت به سرنوشت مردم مسلمان بی تفاوت شده اند و با اربابان قدرت همکار می کنند؟


مهدی کروبی همچنان بر دفاع از حقوق مردم شجاعانه پای می فشرد تا برای همیشه نامش بر پیشانی تاریخ ایران بدرخشد. وی امروز در نامه ای به آیت الله نوری همدانی که اخیرا از برملا شدن فاجعه ی کهریزک ابراز ناخرسندی کرده بود ایشان را بازخواست می کند که چرا همچون علمای خوش نام شیعی بجای دفاع از حقوق پایمال شده ی مردم جانب ظالمان و پایمال کنندگان حقوق مردم را گرفته و بدون شنیدن ادعای طرفین دعوا یک طرفه به قاضی رفته و حکم نابجا و نادرست صادر کرده است؟


نکات اصلی نامه (که متن آن در زیر می آید) از این قرار است:

1. علمای بزرگ دینی و مرجعیت شیعه "به هنگام تعدی امرا و دولت ها بر حقوق مردم" به حمایت از مردم فتوا می دادند و وارد صحنه می شدند که این باعث جذب مردم به دین می شده است.

2. چون مردم از علما حرف شنوی داشته اند فتوای آن ها می  توانسته در سرنوشت مردم خیلی تاثیر گذار باشد. همچون فتوای میرزای شیرازی در تحریم تنباکو.


3.

با تاسف بايد عرض کنم آنچه که از مواضع حضرتعالی در سالهای اخير و بويژه قضايای بعد از انتخابات رياست جمهوری دهم مشاهده شد، بعضا بر خلاف سيره سلف صالح از مراجع معظم دينی می باشد و اين خطر را پيش می آورد که با شبهه آفرينی نسبت به ساحت مقدس مرجعيت شيعه منجر گشته و مفهوم کمک و تعاون به ارباب قدرت از حضرتعالی در برخی اذهان برداشت شود، چيزی که قطعا ً جنابعالی از آن مبرا هستيد ولی چنين تلقی و برداشتی توسط مردم موجب دلسردی و سست اعتقادی مردمان می گردد.

4.  انتخاباتی پر تخلف و تقلب برگزار شد و شما واکنشی نشان ندادید و اکنون یک طرفه به قاضی رفته اید و بدون آن که سه نامزد ریاست جمهوری به حضور بطلبید و حرف هایشان را بشنوید حکم نادرست صادر می کنید و یا در باره ی کهریزک بجای محکوم کردن سرکوبگران مردم را محکوم می کنید و کروبی را دعوت به توبه؟!

5.
بدون اطلاع اظهار نظرنکنيد تا باورهای آسيب ديده مردم که علماء اسلام را امين دين و ناموس و پناهگاه و امانتدار امانات خود می دانند بازسازی شود.

متن کامل نامه:
بسمه تعالی

حضرت آيت الله العظمی حاج شيخ حسين نوری همدانی دامت برکاته
سلام عليکم

مصاحبه تعجب انگيز جنابعالی با راديو معارف که در روزنامه کيهان نيز به صورت برجسته و گسترده ای بازتاب داده شد و شما در ضمن آن سخنانی بدون تناسب و مقتضای حال، گريزی به مسائل انتخابات رياست جمهوری اخير و حوادث بعد از آن زده و در باره بازداشتگاه کهريزک و معترضين و منتقدين آن نيز بطور اجمال سخن گفته بوديد و رفتار و گفتار آنان را موجب آبروريزی نظام تلقی نموده و خواستار توبه آنان شده بوديد، موجب گرديد تا بنده اين نامه را به خدمت شما نوشته و نکته ها و مسائلی چند را به صورت دوستانه يادآور شوم تا هم از سوءتفاهمات جلوگيری نموده و هم از حريم و جايگاه مقدس مرجعيت دينی تشيع دفاع کرده باشم.

پيشاپيش عرض می کنم که جنابعالی از اساتيد برجسته حوزه با سابقه طولانی تدريس، پيشگام مبارزات نهضت اسلامی به رهبری امام راحل قدس سره در حوزه علميه بوده و زحمات و تلاش های قابل توجهی را در اين راه انجام داده و حتی رنج تبعيد و زندان را نيز برای اين مقصد مقدس،در رژيم گذشته تحمل نموده ايد و از السابقون انقلاب اسلامی هستيد.چنانکه بعد از پيروزی انقلاب ، در سال های اوليه نيز همراه حضرت امام (ره) باقی مانده و مسئوليت هايی همچون نمايندگی امام و امامت جمعه همدان را پذيرا شده ايد و اکنون نيز به حمدالله در زمره مراجع دينی محسوب می شويد و بابت همه اين زحمات انشاءالله که در نزد خداوند ماجور و مفتخر خواهيد بود.

چنانکه خود شما آگاهی بيشتر و بهتری داريد علمای بزرگ دينی و مرجعيت شيعه در طول تاريخ ،هميشه به عنوان امناء دين، پاسدار انصاف و عدالت و پناهگاه مردم مظلوم بوده و در حوادث ايام مضافا ً بر صدور احکام و فتاوای لازم همچون حصن حصين و دژتسخير ناپذيری اظهاروجود نموده و به هنگام تعدی امرا و دولت ها بر حقوق مردم،به عنوان امربه معروف و نهی ازمنکر و ازباب لزوم (( النصيحه لائمه المسلمين )) ، جانب مردم را گرفته و از اين رهگذر موجب تقويت هر چه بيشتر انگيزه های دينداری و خداباوری مومنان و جوامع اسلامی گرديده اند و از حقوق و منافع ملی و تماميت ارضی کشور دفاع کردند.


علما و مراجع تقليد شيعه سرافراز به اين افتخار بزرگ هستند که در طول تاريخ نه تنها با استعمارگران خارجی مبارزه نموده اند بلکه با ظلم و ستم و استبداد داخلی نيز هميشه سر ستيز و سازش ناپذيری داشته اند و حامی حقوق توده های مظلوم و محروم بوده اند.

چنانکه استحضار داريد شخصيت دينی بزرگی همچون مرحوم آيت الله العظمی سيد کاظم يزدی ،صاحب عروةالوثقی به هنگام حمله بيگانگان به شهر نجف اشرف وقتی که در برابر اين پيشنهاد قرار گرفت که بهتر است شما و خانواده تان از شهر خارج شويد تا در امنيت کامل باشيد ، فرمودند: همه مردم اين شهر و اين کشور خانواده من هستند و من امنيت همه آنان را می خواهم و سرنوشت من و خانواده ام گره خورده به آنان است.
تاريخ پر افتخار زندگانی علما و فقها و مراجع شيعه پر از اين نوع ايثارها و فداکاری ها و مردمداری هاست و نمونه های بارز آن را در زندگانی بزرگانی همچون حضرات آيات عظام بحرالعلوم ، ميرزا محمد تقی شيرازی ، سيد ابوالحسن اصفهانی ، سيد محسن حکيم ، امام خمينی و ديگران آنچنان فراوان است که با احصاء و نگارش آنها می توان کتابی نوشت و به همين دليل است که مردم و گروه مومنان نيز هميشه قدردان آنان و گوش به فرمانشان بوده اند و گاهی با استناد به يک سطر نوشته و به حکم و فتوای يکی از آنان از زندگی خود گذشته و انقلاب و نهضت بزرگی به راه می انداختند،چنانکه در نهضت تنباکو و فتوای يک سطری مرحوم ميرزای شيرازی تحول و دگرگونی بوجود آمد.

و پيروزی انقلاب اسلامی و سقوط استبداد شاهنشاهی و قطع دست بيگانه از ايران سر افراز و تشکيل جمهوری اسلامی ايران به برکت مرجعيت امام خمينی که عهده دار رهبری انقلاب با حمايت و پشتيبانی مردم بود، شد. بر اين اساس حکومت سابق روی مرجعيت رهبری انقلاب حساسيت خاصی نشان ميداد.

با تاسف بايد عرض کنم آنچه که از مواضع حضرتعالی در سالهای اخير و بويژه قضايای بعد از انتخابات رياست جمهوری دهم مشاهده شد، بعضا بر خلاف سيره سلف صالح از مراجع معظم دينی می باشد و اين خطر را پيش می آورد که با شبهه آفرينی نسبت به ساحت مقدس مرجعيت شيعه منجر گشته و مفهوم کمک و تعاون به ارباب قدرت از حضرتعالی در برخی اذهان برداشت شود، چيزی که قطعا ً جنابعالی از آن مبرا هستيد ولی چنين تلقی و برداشتی توسط مردم موجب دلسردی و سست اعتقادی مردمان می گردد.

چرا که حضرتعالی در اين قضايا که به مثابه يک فتنه بزرگ می باشد نه تنها در منازعات سياسی معترضين و دولت بيطرف نمانديد بلکه معترض به ملتی که حقوقشان پايمال شده است ميباشيد.

حضرت آيت الله، طبق قانون ،انتخاباتی در کشور صورت گرفته و چهار نفر از نامزدها مورد تاييد قرار گرفته و و به مبارزات انتخاباتی پرداخته اند و در اين ميان توسط يکی از نامزد ها به بعضی نامزد های ديگر و شماری از رجال کشوری ،انقلابی و مذهبی در برابر ميليون ها بيننده تلويزيونی اهانت و افترا زده شده و همه امکانات و اموال دولتی و بيت المال و بسياری از مسئولين دولتی به نفع يک نامزد معين به کار گرفته شدند و چند تن از اعضای محترم شورای نگهبان که ناظران انتخابات بودند آشکارا به قانون شکنی پرداخته و به نفع يک نامزد معين مصاحبه و اظهار نظر کرده اند. از طرف ديگر مجريان انتخابات نيز خود اعضای دولت آن نامزد معين و حاميانش بوده اند و بدين واسطه روند صحيح انتخابات خدشه دار گشته و مورد سوال قرار گرفته است و روز انتخابات تخلفات بی سابقه ای انجام شد و در شمارش آرا حق کشی فراوانی صورت گرفت، در نتيجه نامزد های ديگر و صاحبان رای که از بردن دست در رايشان خشمگين شده بودند يکباره و بصورت تظاهراتی خود جوش و سيل آسا که تنها رای خود را مطالبه می کرند به خيابان آمدند ،همانطور که قبلا ً گفته ام هيچ جريان و گروه و يا حزب سياسی توان به صحنه آوردن ميليون ها نفر را که بصورت مسالمت آميز خواهان رای خود بودند را نداشت و اتفاقا ً اين مردم بودند که رهبران و گروه های سياسی را در اين راه با خود همراه کردند .ارتباط دادن اين حرکت به بيگانگان زمينه سرکوب وحشيانه، دستگيری فله ای سياسيون ، ارباب مطبوعات، ياران انقلاب و بخش قابل توجهی از جوانان اين مرز و بوم که بابرنامه ريزی دقيق وتلاش فراوان وارد صحنه شدندوبانشاط رای خود رابه صندوق ها ريختند را فراهم ساخت. از قانون گفتند در حالی که قوانين اساسی کشور را به سادگی زير پا گذاشتند و به بازداشت غير قانونی مردم و سياسيون اقدام کردند و مردمی که بدون سر دادن هيچگونه شعار تند خواستار رسيدگی جدی و بيطرفانه به انتخابات و موارد خلاف قانون آن شده بودند ، به عنوان اغتشاشگر مورد حمله شبه نظاميان و نظاميان مسلح قرار گرفته و شماری ازآنان مورد جرح و قتل قرار گرفته و شمار ديگری بازداشت و زندانی شدندو در برخی از مراکز و بازداشت گاه های غير قانونی مانند کهريزک مورد اجحاف و تعدی و انواع ظلم و ستم قرارگرفتند ، که اين قضايای شنيع موجب وهن اسلام ،انقلاب و آبروريزی از نظام جمهوری اسلامی گشته است، تا جايی که بزرگان نظام حکم تعطيلی آن مرکز آزار و شکنجه را صادر کرده و قوه قضاييه به دستگيری و تعقيب عاملان آن فرمان داد، تا شايد بتوان آبروی ريخته را بازيافت.

اما در اين ميان با شگفتی و حيرت می بينيم که جنابعالی طبق نوشته روزنامه کيهان مورخ ۲۰/۷/۱۳۸۸ در ديدار با کارکنان راديو معارف فرموده ايد: «کسانی که نسبت تقلب در انتخابات و ادعای تعرض جنسی در کهريزک را داده اند در واقع عظمت انقلاب را شکسته اند و .... اگر افرادی که در جريانات اخير بوده اند توبه کنند می شود ائتلاف برقرار کرد» البته بديهی است که اين نوع موضع گيری توسط حضرتعالی با آن سوابق مبارزاتی و علمی که اشاره کرديم ، بايد شگفت انگيز ارزيابی شود، زيرا مطابق سنت ديرينه و هميشگی مراجع که ملجاء و پناهگاه ستم ديدگان و مظلومان بودند و مردم از شما و سايرعلماء و مراجع تقليد انتظار پيگيری حقوق از دست رفته شان را داشته و دارند، البته بخش قابل توجهی از مراجع عظام تقليد به اين مهم اقدام و در کنار بخش مهمی از ملت که معترض به روند انتخابات بودند قرار گرفتند ، ليکن هرچه جويا شديم از شما خبری نبود تا اينکه اخيرا ً سخنانی از شما و البته نه در محکوميت سرکوبگران بلکه مردم در اخبار ديده شد ، جا داشت حضرتعالی افرادی را جهت کشف حقيقت و موارد ادعايی مامور فرماييد تا بصورت عينی با معترضين و آسيب ديدگان تماس حاصل نموده و با تهيه مستندات لازم به جنابعالی گزارش بدهند تا بر پايه آن اظهار نظر فرماييد، نه اينکه با کنار گذاشتن احتياط عرفی و سياسی به اظهار نظر در راديو و روزنامه بپردازيد و از معترضان و مدعيان طلب توبه می فرماييد.

شما که از شاگردان حضرت امام (ره) و مرحوم آيت الله العظمی بروجردی، از پيشگامان انقلاب و از علما و مراجع عظام هستيد می دانيد که اين اظهاراتتان يک نوع قضاوت محسوب می شود ، آيا در شرع مقدس محمدی (ص)، در فقه امام صادق (ع) و در فتوای شخص شما می توان صرفا ً با استماع يک طرف دعوی اينچنين قاطعانه حکم صادر کرد؟

اينجانب که يکطرف قضيه هستم و شما از مسئوليت های واگذار شده از طريق امام و مردم به اينجانب مطلع هستيد و می دانيد از معتمدين حضرت امام (ره) بودم و مدعی دوم کسی است که نخست وزير، معتمد امام(ره) بوده و در بحبوحه هشت سال دفاع مقدس مديريت اجرايی کشور با ايشان بود.نفر سوم فرمانده سپاه پاسداران دوران دفاع مقدس و با سوابقی مبارزاتی و مديريتی ممتاز بود. آيا بهتر و به موازين شريعت مقدس اسلام نزديکتر نبود که حضرتعالی اگر به عامه مردم دسترسی نداريد تا از آنان تحقيق بفرماييد ، به عنوان يک مرجع دست کم ما سه نفر را به حضور می طلبيديد و سخنان ما را می شنيديد، سپس اظهار نظر عمومی می فرموديد، تا عامه مردم نگويند که برخی از علمای بزرگ نسبت به سرنوشت مردم مسلمان بی تفاوت شده اند ؟ و بدون اطلاع اظهار نظرنکنيد تا باورهای آسيب ديده مردم که علماء اسلام را امين دين و ناموس و پناهگاه و امانتدار امانات خود می دانند بازسازی شود.

در پايان سلامتی و موفقيت حضرتعالی و تمام مراجع دينی را از خداوند بزرگ خواستارم.
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته.
مهدی کروبی


------------------------------------------------------------------------------
دکتر شریعتی: در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید
اگر نوشته و یا خبری دارید «حرف حساب» آمادگی انتشار آن را دارد.

رســــــــــــــــــــانه شمــــــــــــــــــــــــایید
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است لطفا نوشته های آن را با ایمیل به دیگران هم برسانید و یا از آن ها بخواهند از  اینجـــا  مشترک شوند. با سپاس

رییس جمهور موسوی به صورت غیر مستقیم فرمان سبز شدن 13 آبان را صادر کرد: خالقان 13 آبان در زندانند


امروز دیدار مهمی بین شیخ شجاع و ماندگار اصلاحات و رییس جمهور موسوی  برگزار شد ( اینجا ). گفتنی های گرانقدر بسیاری از هر دوی این عزیزان نقل شده است از جمله تاکید هر دو بر تقلب در انتخابات. اما نکته ای که نباید از کنار آن گذشت پیام زیرکانه ی رییس جمهور موسوی برای 13 آبان  است که وی با یادآوری اینکه پدید آوردگان 13 آبان (مشخصا میردامادی) در گوشه های زندانند از مردم سبز ایران خواسته ا ست که برای آزادی این عزیزان از چنگال ستم کودتاچیان و سبز کردن این روز منتظر میقات 22 بهمن نباشند. بخصوص توجه کنیم که چون این گفته در جلسه ی مشترک هر عزیز پیش دار مبارزه علیه کودتا عنوان شده و در واقع پیام هر دوی این بزرگواران است.

دکتر شریعتی: در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید

رســــــــــــــــــــانه شمــــــــــــــــــــــــایید
«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است لطفا نوشته های آن را با ایمیل به دیگران هم برسانید و یا از آن ها بخواهند از اینجـا مشترک شوند. با سپاس

آقای اوباما اگر در انتخابات آمریکا تقلب می شد و مک کین را رییس جمهور اعلام می کردند از مردم جهان چه توقعی داشتید؟


جناب رییس جمهور باراک اوباما!
اول بگذارید جایزه ی صلح نوبل را تبریک بگویم و آرزو کنم که کارنامه ی شما در آینده هم شما و هم تصمیم گیرندگان نروژی را سربلند کند.

اما بعد:  بگذارید اول از انتخاباتی که به انتخاب شما انجامید بگویم: حتما یادتان می آید مردم آمریکا چه شوقی داشتند برای اینکه به شما رای بدهند و اینکه شعار "تغییر" چه هیجان و امیدی در دل رای دهندگان آزار دیده از سیاست های بوش ایجاد کرده بود. خوب می دانید که اکثر مردم دنیا در احساسات اکثریت آمریکایی ها شریک بودند و برای انتخاب شدن شما تلاش می کردند گرچه حق رای نداشتند. سرانجام شما انتخاب شدید و اشک شوق از چشم ها جاری شد و چشم های فراوانی به آینده امیدوار شد.

اگر تمام آن شور و شوق ها و انتظارات و تلاش ها را چندین برابر کنید آن وقت می توانید تصویری داشته باشید از آن چه در انتخابات ایران رخ داد. و اگر نارضایتی مردم آمریکا از بوش را چندین برابر کنید می توانید اندازه ای داشته باشید از نارضایتی مردم  ایران از احمدی نژاد و حامیانش. مردم استبداد زده و سرکوب شده ی ایران اراده اشان را استوار کرده بودند تا به خرافه و جنگ طلبی و بی لیاقتی از راه دمکراتیک صندوق رای پایان دهند. و البته شرکت 85 درصدی در این انتخاب بخوبی  می گوید که مردم چه میزان تشنه ی تغییر بودند و چه همت بزرگی برای آن به خرج داده بودند.

اما،  آقای رییس جمهور!، در ایران شبانه کودتا رخ داد و رای های مردم به غارت رفت و رییس جمهوری دروغی به دنیا معرفی شد. دروغ آن قدر بزرگ بود که طاقت در خانه نشستن را از مردم گرفت و خیابان های پایتخت ایران صحنه ی اعتراض میلیونی مردمی شد که در جستجوی رای دزیده شده اشان بودند. اما کودتاچیان به دستور رهبر ایران مردم را به گلوله بستند. گروه زیادی نیز دستگیر شدند و در زندان ها مجبور به اعترافات دروغین شدند، به آن ها تجاوز شد و تحت شکنجه های گوناگون قرار گرفتند. با وجود این ها مردم سرسختانه ایستاده اند تا حکومت غصب شده اشان را و رای شان را پس بگیرند و مجرمان را محاکمه کنند.

آقای رییس جمهور! با شرح آنچه گفته شد یک سئوال از شما دارم: اگر این تقلب و این اتفاقات در کشور شما می افتاد و آقای مک کین را به جای شما رییس جمهور اعلام می کردند و مردم را می کشتند و زندان می انداختند و مورد تجاوز قرار می دادند توقع شما از دیگر کشورهای جهان چه بود؟

با ادب و احترام
عرفان - حرف حساب
یک بلاگ نویس ایرانی

دکتر شریعتی: در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید

«حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است لطفا نوشته های آن را با ایمیل به دیگران هم برسانید و یا از آن ها بخواهند از اینجـا مشترک شوند. با سپاس

کودتا، آقا وحید و خود ِآقا: یک عکس و سه تفسیر


کسی که در سمت چپ علی خامنه ای در سفرش به چالوس ایستاده سردار وحید است که اسمش و حضورش بعد از کودتای 23 خرداد بر زبان ها جاری شد و بعد حضورش و عکسش همه جا دیده شد بدون آن که پست رسمی یی برای او عنوان شده باشد. وی برای اولین بار در جلسه ی تنفیذ حضور داشت و حرکات احمدی نژاد را بسیار دقیق زیر نظر داشت. وی حتی در جلسه ی قلابی تحلیف احمدی نژاد در مجلس هم حاضر شد. باز او همان کسی است که در نماز عید فطر با مکاری سعی داشت هاشمی رفسنجانی را کنار احمدی نژاد قرار دهد تا تابلوی دروغین دیگری از وحدت درست کند. و مهم تر از همه او همان کسی است که در شامگاه 22 خرداد اولین خبر رسمی کودتا را به نماینده و پیک ستاد رییس جمهور میر حسین موسوی که حامل پیام پیروزی جناب مهندس میر حسین موسوی در انتخابات بود را داد. اما حضور او در این عکس چه معنایی می تواند داشته باشد. (عکس های مربوط در پایین صفحه)

1. بعد از کودتا و کشتار و شکنجه مردم و ایجاد نارضایتی عمیق در بدنه و حتی فرماندهان پاک و مردمی سپاه، تیم حفاظتی کودتا مستقر در بیت علی خامنه ای دیگر اعتمادی به اکثریت سپاه ندارد و این خود نشانه ی بزرگی از همراهی بدنه ی سپاه با مردم سبز ایران و ترس و وحشت کودتاچیان حتی از نزدیک ترین نیروهای خودشان است.

2. کودتاچیان علی خامنه ای را به گروگان گرفته اند و در همه جا سعی می کنند راه ارتباطی آزاد او با بدنه جامعه و نخبگان مخالف را سد کنند و وی را همیشه تحت نظر دارند.

3. هر دو مورد بالا می تواند درست باشد. یعنی تیم کودتا هم به اکثریت سپاه بی ا عتماد است و هم به علی خامنه ای. در آن صورت باید دید نقش مجتبی خامنه ای و دیگر غایبان در صحنه در این بین چیست.



















 «حرف حساب» ف.ی.ل.ت.ر است لطفا نوشته های آن را با ایمیل به دیگران هم برسانید و یا از آن ها بخواهند از اینجـا مشترک شوند. با سپاس

نقاشی یک کودک سبز و معجزه ی کارهای کوچک اما بیشمار


این نقاشی را یک دختر شش ساله برای نشان دادن روز قدس کشیده است. باور کنیم که تاثیر این نقاشی در نشان دادن اصالت و ژرفای جنبش سبز با یک مقاله ی جدی در فلان سایت معروف برابری می کند اگر بیشتر نباشد. (روی عکس کلیک کنید تا آن را در اندازه ی بزرگ ببینید)

یکی از عادات فرهنگی بدی که به ما ایرانی ها تحمیل شده است این است که می خواهیم به تنهایی بارهای خیلی بزرگ را برداریم و اگر شدنی نبود آن وقت بیخیال همه چیز می شویم. بیاییم از فرصت جنبش سبز به بازتربیت خودمان بنشینیم و باور کنیم که کارهای کوچک همچون قطراتی وقتی جمع شود تبدیل به سیلی بنیان کن خواهند شد. چون ما بیشماریم کوچکترین کار ما نیز قدمی و نفسی قطار سبز جنبش را به پیش می برد.

پشتکار و ایمان آوردن به کارهای کوچک اما نتیجه بخش را تمرین کنیم وبه دیگران هم توصیه کنیم. مطمئن باشیم که کار ما تاثیر گذار است. نگذاریم کارهایمان را بی اهمیت جلوه دهند. اگر خاموشی سبز بی اثر بود یک یار سبز را به جرم طراحی آن زندانی نمی کردند. بگذارید یک مثال بزنم: اگر صد نفر فقط هر کدام یک مرگ بر دیکتاتور بنویسند و در مقابل 5 نفر هر کدام ده مرگ بر دیکتاتور بنویسند باز هم کار آن صد نفر هم به دلیل شمار و همه به خاطر گستردگی جغرافیایی اهمیت و برد بیشتری دارد.

هر کاری که نیروهای کودتاچی و استبدادگر را مشغول به خود کند و روح و روانش را خسته کند و بیشماری ما را به آن ها گوشزد کند کاری موثر و بزرگ است هرچند بزرگ دیده نشود. انتشار یک عکس، نوشتن یک شعار، سبز کردن تابلوها، و ... همه کارهایی هستند که حضور سبز ما را به کودتاچیان نشان می دهد. این وبلاگ ( دیوار نویسی ) راهنمایی خوبی برای چگونه فعالیت کردن می دهد.

منبع نقاشی
کسانی که «حرف حساب» را با فیدخوان می گیرند لطفا نوشته های آن را با ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند از اینجـا مشترک شوند. با سپاس

خانم برومند! خبر دارید "اسمشو نبر" به مدرسه موش ها حمله کرده است؟


سلام خانم برومند! خوبید؟ خواستم ببینم خبر دارید که گربه های حرامی (نه گربه های ایرانی) به سرکردگی "اسمشو نبر" به شهر و مدرسه ی موش ها حمله کرده اند و چند خاطر و خاطره ی نازنین را کشته اند که هنوز ندای فریادشان در گوش فلک می پیچد؟ خبردارید که حرامیان نامرد حتی با موش ها زندانی و بی پناه شهر خاطراتمان کارهای زشت هم کرده اند؟ راستی حال نارنجی چطور است؟ همان که اداهایش دختران نازک نارنجی را به وجد می آورد؟ خبردارید که حالا حتی نارنجی هم دیگر سبز شده است و با "اسمشو نبر" می جنگد؟ خانم برومند! خبر دارید کپل بیچاره سه ماه است در حبس انفرادیست و هیچ کس به او گردو نمی دهد و مجبورش کرده اند بگوید که مارمولک است؟

خانم برومند! خبردارید که گوش دراز به جرم این که  نقشه های "اسمشو نبر" را از پشت دیوار شنیده بود و آن ها را لو داده بود سه ماه است از گوش ها آویزانش کرده اند که بیاید مصاحبه کند. اما او گفته است که فقط حرف هایی که شنیده را می گوید و نمی تواند حرف های دروغ بگوید.

می دانید سرمایی را عمدا در سلولی سرد نگه می دارند و به او پتو هم نمی دهند؟ خبر دارید خوش خواب را بیخوابی می دهند و عینک عینکی را گرفته اند و همه را آورده اند برنامه ی  خردسالان که بگویند هوا خیلی گرم است و وضع خواب و خوراک خوب است و احتیاجی هم اصلا به عینک ندارند؟

اصلا می دانید چرا اینطوری شد؟ چند وقت بود که معلم های دروغی و دروغ گو آمده بودند مدرسه ی موش ها. این ها اصلا معلم نبودند. آدم های "اسمشو نبر" بودند که خودشان را با کلاه برداری و مدرک های تقلبی معلم جا زده بودند! باورت می شود؟ می گفتند موشند ولی هم چنگال داشتند و و هم پنگال. اولش بعضی ها باورشان شده بود ولی بعد همه دروغ ها و چنگال هایشان را دیدند. و همه خواستند که معلم واقعی داشته باشند. معلم هم با وجودی که بازنشسته شده بود به خاطر نجات مدرسه آمد. ولی حرامی ها شبانه به مدرسه حمله کردند و بعضی ها را کشتند و بعضی ها را مجروح کردند. بعد از آن هم تمام خیابان ها پر شد از حرامی و زندان ها پر شد از شاگرد بچه ها. هر روز آن ها را داخل اتاقی می بردند که چند گربه وحشتاک داشت. می گفتند همه باید بگویند که همان معلم متقلب را می خواهند.

خانم برومند خبرها خیلی زیاد است. خیلی ها گمنامند و از آن ها بی خبرم ولی از آن هایی که می شناسی می گویند دم باریک و دم دراز را هم هر روز می زنند. می گویند می خواهند له اشان کنند. حتی شنیده ام چند بار می خواسته اند آشپز باشی شجاع را هم دستگیر کنند. آخر آشپز باشی شجاع هم با آن کلاه سفید قشنگش و پیش بند سبزی که تازگی ها می پوشد مثل آقا معلم علیه حرامی ها ایستاده. آن ها می خواهند نگذارند مدرسه به دست دزدها و متقلب ها و دروغگو ها نابود شود. آن ها خیلی دلشان به حال نارنجی و کپل و سرمایی می سوزد. آن ها دلشان برای همه می سوزد.

راستی یاد آوری کنم که بعضی از این خبرها را از محمد نوری زاد، بعضی ها را از استاد فقید مشکاتیان، و بعضی هایش را از استاد سبز هنر شجریان و بعضی های دیگر را از مخملباف و فرمان آرا و ... گرفتم.

کوتاه آن که: خانم برومند! لطفا با حرامیان همکار نشو و همچنان در صفحه ی تاریخ و خاطراتمان "برومنـــــد" بمان.

کسانی که «حرف حساب» را با فیدخوان می گیرند لطفا نوشته های آن را با ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند از اینجـا مشترک شوند. با سپاس

این چهار فیلم را مردم جهان، روزنامه نگاران، تصمیم گیران امور خارجه دولت ها و کودتا گران ببینند

1. بعد از آن که رای مردم  با فرهنگ ایران توسط کودتاچیان در شبانگاه 22 خرداد به غارت رفت مردم متحیر اما نجیب ایران برای پس گرفتن رای خود راه اعتراض مدنی و مسالمت آمیز را برگزید و به صورت میلیونی به کلاهبرداری دینی و کودتای نظامی اعتراض کرد. اما چون خواسته ای جز باز پس گیری رایش نداشت برای جلوگیری از هر گونه خشونت و اغتشاش مهر بر دهان سبز خود زد و با نهایت آرامش تنها به دنبال رای خویش خیابان های تهران را به سبز کرد. (فیلم اول 25 خرداد)

2. علی خامنه ای رهبر و فرمانده ی کل قوای ایران یک هفته بعد در نماز جمعه با نهی مردم از راه پیمایی های قانونی خیابانی علنا فرمان تیر را صادر کرد. مردم اما از پای ننشستند و روز بعد به خیابان هایی که تبدیل به پادگان نظامی شده بود آمدند اما این بار دیگر ساکت نبودند (فیلم دوم: 31 خرداد) غافل از اینکه زر و زور از هیچ چیزی حتی کشتار مردم ابایی ندارند. اما آن ها هر چه بیشتر وحشی شدند «نــــدای» آزادی خواهی ایرانیان بیشتر به گوش جهان رسید و عزم مردم خون داده جزم تر شد.

3. یک ماه گذشت و در 26 تیرماه مردم  باز به خیابان ها آمدند و نماز جمعه  و خیابان های تهران را به تسخیر خود در آورند. این بار مردم با هوشیاری تمام و تسلیم نشدن در برابر شعارهای فرمایشی دولتی با افشا کردن حمایت روسی از کودتاچیان خون خود را به جای رهبر به ملت خود تقدیم کرد و از مرز بازپس گیری رای به خونخواهی هموطنان شهید شده ی خود و باز پس گیری ایران خود رسید و گوش تهران و جهان را با شعار استقلال آزادی جمهوری ایرانی آشنا کرد. (فیلم سوم)

4. صد روز از کودتا گذشت و کودتاچیان دولت ساختند و هم کاسه هایشان تاییدشان کردند و وانمود کردند که همه چیز تمام شده است. چه بسا دنیا هم کمی تا قسمتی باور کرد. اما قیام دلاوران سبز در روز 26 شهریور ماه به شهادت فیلم چهارم هم به رهبران و عمله ی کودتا و هم به جهانیان باید ثابت کرده باشد که جنبش سبز ایران تا باز پس گیری آب و خاک و تاریخ و پرچم  ایران عزیز از کودتاچیان متقلب از پای نخواهد نشست. فیلم چهارم را حتما ببینید.


















کسانی که «حرف حساب» را با فیدخوان می گیرند لطفا نوشته های آن را با ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند از اینجـا مشترک شوند. با سپاس
Blog Widget by LinkWithin