header-photo

سلطنت طلب ها باعث تفرقه و دلسردی معترضان در شهر کلن شده اند

[خلاصه شده از یک ایمیل دریافتی]

خبر تظاهرات با شکوه و چند هزار نفره ی شهر کلن در هفته ی گذشته را در اینجا بخوانید و ببینید(در گویا و رادیو زمانه هم منعکس شده است). اما عده ای از تظاهر کنندگان خبر داده اند که تمام این چند روز سلطنت طلب ها همیشه با غوغا کردن و مطرح کردن نشان های شاهنشاهی سعی در مصادره تلاش دیگران به نفع خود داشته اند که البته با تلاش زیاد مردم در این کار کمتر موفق بوده اند تا اینکه روز یکشنبه ی گذشته گروهی از سلطنت طلب ها ساعتی زودتر از قرار گردهمایی در محل کلیسای بزرگ و معروف کلن جمع می شوند و محل را به اشغال خود در می آورند و شروع به توزیع نشان های شاهنشاهی بین مردم می کنند. بعد از مدتی مردمی که برای اعتراض به محل می آمدند از این صحنه جا می خوردند و برای اینکه تجمع آن ها به نام اینان نوشته نشود با دلسردی تمام صحنه را ترک می کنند. این در حالی است که کلنی ها پیش بینی می کرده اند که به خاطر تعطیلی روز یک شنبه اجتماعشان از روزهای قبل هم پر جمعیت تر باشد.


همــراه شــو عـزیـز حتـی یـک قـــدم: مـام وطــــن تـرا می خـواند

کفـش هـــایــم کـو؟ چــه کسی بـــود صـــــدا زد ایـــــران؟ مگر نه این است که سال ها تحقیر شده ایم و در وطن خود شهروند درجه دوم و سوم بوده ا یم. خشممان را فرو خورده ایم و در برابر ریا و دروغ و شیادی دینی سکوت کرده ایم و خود را خورده ایم و یا جلای وطن کرده ایم و خانواده ها متلاشی شده اند. گاهی چون دوم خرداد گمان خوش بینانه کردیم که شاید اینان را اصلاح کنیم. نشد. هم وطن دیگر می دانیم که اینان سیاستشان عوام فریبی، استراتژی اشان وقاحت، کلامشان دروغ، روششان فریب، منطقشان سرکوب، کشورشان همه جا جز ایران، دینشان تقلب، و رهبرشان استبداد است.


هم وطن بس نیست؟ بیش از این می خواهیم خواری تحمل کنیم؟ اکنون که استبداد کم رمق و بی اعتبار و عریان شده است نباید از پای بنشینیم. حتما هر کس به میزان عذابی که در این چندین سال کشیده انگیزه ی پایان دادن به این ظلم ها را دارد. می دانم که آدم های مختلف معذوریت های گوناگون دارند. می دانم که فعلا هر کس فقط حاضر است قدری خطر کند. باشد این هم قبول. توقع هم وطنانی که هر روز روبروی سرکوبگران می ایستند و خون می دهند از شما این است که حداقل در جبهه های دیگر آن ها را تنها نگذارید. امروز تاریخ و وطن شما را صدا می زند.

کارهای بسیاری هست که بزرگند گرچه ظاهرا کوچکند. آن را از وطن و هم وطنان دریغ نکنید.


یک الله اکبر شبانه، یک عدد هفت سبز یا یک میرحسین سبز و یا یک الله اکبر سبز بر دیوار، یک ایمیل، یک خبر، یک تلفن، یک عکس، یک سنگ، یک پلاکارد، یک فکس، یک سرکار نرفتن، یک تحریم، یک اعتراض ساکت، یک حک کردن، یک اگاهی دادن به دیگران، یک سی دی، یک شمع، یک بادبادک، یک گل، یک نقاشی، یک کارتون، یک کاریکاتور، یک علامت پیروزی با دو انگشت، یک پیش نهاد، یک مهربانی با نیروهای مردمی انتظامی، یک یاری رساندن به مجروحان، یک در باز برای پناه دادن به هم وطنان، یک بوق، یک چراغ روشن، یک پا به پای دیگران اعتراض کردن، یک باند، یک چسپ زخم، یک مرگ بر دیکتاتور، یک سربند سبز، یک لباس مشکی، یک نامه، یک آب دادن به پیرزنی خسته، یک نجات دادن یک هموطن از چنگال چماق بدستان کودتاچی، یک قطره اشک، یک کامنت، یک توییت، یک پست یک وبلاگ، یک پیام فرفری، یک دست یک نابینا را در تظاهرات گرفتن، یک خواب شیرین یک کودک با سربند سبز بر شانه های پدر، یک ویدئو، یک عکس، یک فیلم، یک فراخوان فیس بوکی، یک ترانه، یک سرپیچی از فرمان سرکوبگران، یک پیوستن به مردم، یک آواز، یک حمله ی یک شیر زن به سرکوبگران وحشی، یک دست به دست کردن سنگ ها، یک پیامک، یک داد، یک فریاد، یک ناله به دادخواهی، یک دود سیگار برای آن کس که چشمش از گاز اشک آور می سوزد، یک پارچه ی خیس، یک دست و بدن که حفاظت کنی خواهر و هموطنت را از باتون وحشیان مزدور، یک فاتحه برای شهیدان، یک سوم، یک هفتم، یک چهلم، یک خط بر روی دیوار، یک نامه ی تقدیر، یک لقمه همدردی، پخش کردن یک بیانیه، همراه کردن یک هم وطن، یک نوازش کبودی های هموطنان دلیر و مقاوم، یک الله اکبر و یک الله اکبر ویک الله اکبر و ... از همه مهم تر یاد آوری این که "نـــــــــدا" ی وطن ما را می خواند، خون شهیدان و تلاش مجروحان و آینده ی ما و فرزندانمان ما را می خواند، تاریخ ما را می خواند...



----------------------------------------------------

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

چرا ناامید باشیم وقتی که پیروزیم؟

[ نوشته ی زیر خلاصه و اقتباسی است از یک ایمیل دریافتی که در چند بخش تقدیم خواهد شد.]


دو هفته مبارزه، [چندین] شهید، چند هزار دستگیری، و ... این انتظار را در مردم ایجاد کرده است که باید سریع به موفقیت نهایی برسند. عقده های چندین ساله مردم از بی عدالتی و توهین سر باز کرده است و انتظار دارند که یک دفعه کار را یکسره کنند! حال که با سرعت مطلوبشان کار پیش نرفته است مایوس شده اند که البته تا حدودی طبیعی است. اما درست این است که به خود و اطرافیانمان یادآور شویم که در حقیقت یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخ ملت ایران در مدت کوتاه یک ماه اتفاق افتاده است! و باید به دستاوردهای فوق العاده ای که به دست آورده ایم به خود ببالیم:

·    در جریان چهار سال گذشته و به خصوص در جریان انتخابات عموم مردم به آگاهی فوق العاده ای رسیدند و متوجه اهمیت مسایل مهمی مانند اهمیت کارشناسی، اهمیت برنامه ریزی، خطر سواستفاده از مذهب و امام زمان در جهت فساد و ... شده اند.

·   وجهه مردم ایران در جهان از یک ملت خشن و تروریست که کاری جز فریاد مرگ و فحش دادن در خیابان ندارد و هیچ منطقی را نمی پذیرد اکنون به ملتی شجاع، با فرهنگ و اهل آرامش تغییر کرده است که تظاهرات دو ملیونی را در سکوت و آرامش برگزار میکند و دنیا این ملت را در بند حکومتی مستبد و خونخوار میبیند. این پیشرفت بسیار بزرگی است که به طرز معجزه آسایی اتفاق افتاد. تمام پول نفت را هم خرج تبلیغات ترمیم وجهه ملی میکردیم و هزاران طومار اینترنتی برای خلیج فارس و فیلم 300 امضا میکردیم نمیتوانست حتی یک دهم این هم اثر داشته باشد.

·   در پی تقلب و کودتای انتخاباتی، اکثریت مردم حتی بسیاری از آنهایی که به احمدی نژاد رای داده بودند متوجه ظلم و بی عدالتی سردمداران و مدعیان عدل علی شدند. همه آنها اکنون متوجه هستند که روبرویشان جریان فاسد و کودتاگری است که به راحتی دروغ میگوید، ارزشی برای نظر مردم قایل نیست و آنها را خس و خاشاک میداند، حاضر به کتک زدن و کشتن مردم بیگناه با سواستفاده از نام اسلام برای حفظ منافع مالی کثیف و قدرت نامشروع خود است. مردم اکنون ماهیت خامنه ای، احمدی نژاد دروغگو و دار و دسته فاسدش، قاضی مرتضوی، شورای نگهبان، فرماندهان سپاه و نیروی انتظامی، شکنجه گاه اوین، فرماندهان رانت خوار بسیج، صدا و سیمای دروغگو و لبنانیهایی که برای قتل عام مردم بیگناه ایران اجیر شده اند را به خوبی میشناسند. یک لحظه فکر کنید که چند سال و چقدر باید زحمت میکشیدید که این اطلاعات را به همه مردم برسانید؟ دست دشمن درد نکند، خودشان زحمتش را کشیدند!

·   مردم اکنون همدیگر را میشناسند. میدانند که در خیابان با هم بودند. میدانند که اغتشاشگر نیستند. میدانند که شبها با هم الله اکبر میگویند. میدانند که با هم هستند و میدانند که دشمنشان کیست. چنین همبستگی یی خارق العاده نیست؟

·   خیلی از افرادی که معتقد به رژیم بودند منجمله خانواده شهدا، رزمندگان قدیم، بسیاری از آیات عظام و مراجع تقلید بعد از ظلم های اخیر، کشتار مردم و ... به خوبی متوجه شده اند که اهداف انقلاب 57 و آرمانهای امام خمینی همانند رای مردم توسط عده ای فاسد و مستبد افراطی دزدیده شده است. دیگر حکومت مشروعیتی پیش آنها ندارد و دقت کنید که آنها مهمترین تکیه گاه حکومت در طی سالها بوده اند. علامت این موضوع را میتوانید در تعداد کم افراد عادی در جشن پیروزی احمدی نژاد و خطبه نماز جمعه خامنه ای ببینید که ناچار میشوند با اتوبوس جیره خوارها را برای حفظ ظاهر بیاورند.

پس افسردگی، آیه یاس خواندن و ... بس است. خوشحال باشیم. موفقیتی که تاکنون در این مدت کوتاه بدست آورده ایم آن قدر ارزشمند است که افسردگی ما مانند کسی میماند که دنبال گنجی از الماس بوده است و اکنون گنج طلا بدست آورده است و از این خسران (!) افسرده شده است!
بابک خرمدین
----------------------------------------------------

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.


بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن


۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پیمایی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.
۲) ما قانون‌شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.
۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایران

در صورت عدم ابطال انتخابات، پرزیدنت موسوی باید کابینه ی دولت امید را به ایرانیان و جهانیان معرفی کند

میزان و قانون رای مردم است. به گواهی شرکت فوق العاده مردم در انتخابات برای تغییر وضع موجود و نیز اعلام خبر از جانب وزارت کشور و نیز بیت رهبری به ستاد مرکزی جناب آقای میرحسین موسوی در شبانگاه 22 خرداد و اعلام رسمی آن از طریق رسانه های جمعی رییس جمهور قانونی و منتخب ایران پس از پایان دولت فعلی مهندس میرحسین موسوی است.

اهریمن نژادان اما با استعانت از معجزه ی تقلب هزاره ی سومی سودایی دیگر پخته اند و با کودتایی وقیح جشن سبز و صلح طلبانه ی مردم ایران را سیاه کردند. رییس جمهور نجیب مردمی مهندس میرحسین موسوی و شیخ شجاع و آزاد اندیش مهدی کروبی با هوشیاری و شهامت این بازی مشمئز کننده را مضحک و شعبده خواندند و خواستار ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن بدون تقلب و فریب شدند.

کودتاگران مست قدرت را اما گوش شنوایی نبود و بخصوص بعد از آنکه از تریبون مقدس! نماز جمعه از جانب ولایت مطلقه ی فقیه فرمان آتش صادر شد به روی مردم بی گناه اسلحه کشیدند و خون جوانان معترض و و عدالت خواه را به زمین ریختند تا آنکه نــــدا"ی آزادی خواهی امان تمام جهان را گرفت" و مظلومیتمان چهره ی سیاه سرکوبگران را برای همگان آشکار کرد.

بیانیه های ممتد پرزیدنت موسوی و شیخ شجاع و مردمی و مراجع تقلید و دیگر حامیان بعد از خطبه ی تهدید و فرمان آتش، نشان از پایداری منتخب ملت در برابر تقلب و دروغ است. از آن پس مردم در انتظار و اضطراب با تلاش و نجابت و هوشیاری حرکت کودتاگران و حیله های احتمالی آنان را رصد می کنند. همان طور که رییس جمهور مهندس میرحسین موسوی بارها تکرار کرده است مردم ایران در بازپسگیری رای های به غارت رفته اش عقب نمی نشیند و با دادن خون عزم راسخش را به سرکوبگران و جهانیان نشان داده است.

فوت وقت بیش از این دیگر جایز نیست. چنانچه در روز دوشنبه شورای نگهبان انتخابات سراسر مهندسی شده را ابطال نکرد، مردم ایران از رییس جمهور قانونی و منتخب خود توقع دارد ضمن معرفی کابینه ی دولــت امـیــــد به مردم ایران و جامعه جهانی هر چه سریعتر کار آزاد سازی ایران از چنگال متقلبان  و قانون شکنان را عملیاتی کند و با کمک تمام ایرانیان روزگار نوینی را برای ایرانی آباد و سر بلند آغاز کند.



----------------------------------------------------
کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

بــــازرگان: آقای خامنه ای، زمان زیادی ندارید ... آریامهر!! آنگاه صدای انقلاب مردم را شنید که فریاد "مرگ برشاه" همه فضای شهر را پر کرده بود

نامه مهم مهندس عبدالعلی بازرگان به سیدعلی خامنه ای در حرارت اخبار نادیده ماند. در چند نوشته قسمت های مهم تر آن را برجسته سازی می کنم.  قسمت اول و قسمت دوم
------------------------------------------------------------------------


د) شخصيت پرستى مشركانه
جناب آقای خامنه‌ای، ...  اینک پس از ۳۱ سال، گرچه ظواهر و عناوین عوض شده، اما همچنان در بر همان پاشنه می گردد و اکثریت ملت درنظام ولایت مطلقه و شورای نگهبان و سایر نهادهای وابسته، از حاکمیت خود محرومند. شیوه‌های شخص پرستی و بت سازی مشرکانه از مقامات و تملق و چاپلوسی، سکه رایج زمانه است و ... متأسفانه دیده نمی‌شود مقام رهبری ابراز برائتی از چنین چاپلوسانی کرده باشند. 
ه ) عدالت پرورى
انتظار ملت از شما چیزی جز انصاف و عدالت و ترجیح حقوق ملت برتمایلات خودتان نیست، شادمانی شما نیز، آنچنان که در عهدنامه آمده است، نباید جز اجرای عدالت و جلب رفاه و رضایت مردم باشد. این سخن ِامامی است که یکسره از ولایت او داد سخن می‌دهيد:
بهترین مایه شادمانی رهبران باید بپا داشتن عدالت در شهرها وپدیدار شدن دوستی (طرفداری) ملت باشد و چنین دوستی حاصل نمی‌شود، مگربا خوش‌بینی‌شان و این نیزحاصل نمی‌شود جز با گردآمدنشان پیرامون مسئولین امور و سنگین نشمردن بار دولت آنها بردوش خود و ترک ِآرزوی سر آمدن دوران زمامداری‌شان (بند۵۸).
جناب آقای خامنه‌ای، پایان بخش نامه خود را مقدمه عهدنامه امام علی قرارمی‌دهم، مقدمه‌ای که به هنگام اعزام مالک اشتر به سرزمین فراعنه، نوشته شده است:
ای مالک، بدان که تو را به سرزمینی فرستاده‌ام که پیش از تو دولت‌ها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشمی می‌نگرند که تو در کار رهبران پیش از خود می‌نگری ودرباره تو همان می‌گویند که درباره آنان می‌گوئی و نیکوکاران را از آنچه خدا بر زبان مردم جاری می‌سازد توان شناخت.
میهن عزیز ما بیش از ۲۵ قرن است درسلطه سلسله سلاطینی، عموماً ستمکار زیسته است، زمان زیادی ندارید تا قضاوت بندگان خدارا عوض کنید. آریامهر!! آنگاه صدای انقلاب مردم را شنید که فریاد "مرگ برشاه" همه فضای شهر را پر کرده بود. به نصیحت امیرمؤمنان گوش دل بسپارید که فرمود:
کفایت کار مردم به عهده تو قرار گرفته وخداوند ترا در رفتارت با ملت امتحان می‌کند. پس خود را در جنگ با خدا قرار مده که قدرتی در برابر انتقام او نداری و نیز بی‌نیاز از عفو و رحمتش نیستی. (بند۱۱)




----------------------------------------------------
کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

این جنبش رهبر دارد: از سر خیر خواهی باعث تفرقه و شکاف نشویم

مشکل همیشه ی اپوزیسیون ایرانی در سی سال گذشته این بوده که آلترناتیو آزادی خواهی که بتواند مردم را همبسته کند و توانایی مقابله با استبداد را داشته باشد وجود نداشته است. اکنون با شرایط پیش آمده تمام ایرانیان فارغ از گرایشات فکری و یا جهت گیری های سیاسی (تحریمی، سلطنت طلب، لائیک، چپ و ...) همنـــدا شده اند تا به رهبری کسی که حقیقتا و مشروعا رییس جمهور منتخب رای دهندگان ایران است نگذارند مال و آبرو و رای هموطنانشان به غارت رود و خونشان ریخته شود و قدمی به ایرانی آزاد تر نزدیک شوند تا نهایتا ایران عزیز خانه ی مهربان همه ی ایرانیان از هر رنگ و زبان و باور باشد.

انتظار از تمام کسانی که موقعیت تاثیر گذار دارند این است که با طرح مسایل جانبی باعث از هم پاشیدن این انسجام نشوند. مثلا شخص محسن سازگارا در اولین پیام خصوصی ویدئوئی اش می گوید که گرچه شاید بعد از به ثمر رسیدن حرکت آزادی خواهانه ی مردم با میرحسین موسوی بر سر مسایلی هم رای و نظر نباشد ولی امروز صلاح را در این می بیند که جز به همبستگی این حرکت با رهبری میرحسین موسوی فکر و تلاش نکند. بنابراین، مطرح کردن خواسته هایی متفاوت و یا راهکارهایی ناهماهنگ و یا مطرح کردن گزینه های دیگری برای رهبری جنبش در این شرایط که میرحسین موسوی با شهامت مسئولیت آن را قبول کرده است اگر توطئه ای از طرف کودتاگران نباشد حتما از سر کم تدبیری است و نتیجه اش ایجاد شکاف و درگیری های فرسایشی بین کوشندگان راه آزادی است.

لطفا شکیبایی و تحمل به خرج دهیم و از مطرح کردن پیش نهادات و نظرات شکاف انداز و یا زخم زبان زدن ها خودداری کنیم. تلاش ها و آزمایش های مردم ایران در راه آزادی خواهی را قدر بدانیم و به آن کمک (فکری و ...) برسانیم. هوشیار و نقاد و تدبیرگر باشیم ولی با ژست های روشن فکری هر حرکتشان را تحقیر نکنیم. زبان تحقیر دوستی و رشد نمی آورد.  تحقیر و کنایه و تمسخر فقط باعث نفرت و جدایی می شود. کلا با هر نیتی تحقیر و تمسخر و تخفیف افراد مخرب و غیر سازنده است.



----------------------------------------------------
کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

وقت ناامیدی نیست، وقت مـاندن و پـای فشــــردن است: ما بیشمـــــــاریم و پشت کار داریم

قبل از هرچیز بر روحیه زودبازده بودن همه چیز فائق آییم. ما بیشماریـــــم و پشت کار داریم.  اگر استثنائا در جایی که شما هستید سرکوبگران توانسته اند قدمی جلو بگذارند مطمئن باشید در جاهای دیگر خیل بیشمار آزادی خواهان آن ها را قدم ها عقب رانده اند. امروز "نـــــدا" ی آزادی خواهی ما به گوش همگان رسیده است و خون "نــــدا" ها همه را می خواند. دست از تلاش برنداریم که کوچکترین کارها هم تاثیر دارد.

 یک شعار نویسی کوچک، یک الله اکبر شبانه، یک سنگ، یک ایمیل، یک خبر، یک تلفن، یک عکس، یک پلاکارد، یک فکس، یک سرکار نرفتن، یک تحریم، یک اعتراض ساکت، یک حک کردن، یک اگاهی دادن به دیگران، یک سی دی، یک شمع، یک بادبادک، یک گل، یک نقاشی، یک کارتون، یک کاریکاتور، یک علامت پیروزی با دو انگشت، یک پیش نهاد، یک مهربانی با نیروهای مردمی انتظامی، یک یاری رساندن به مجروحان، یک در باز برای پناه دادن به هم وطنان، یک بوق، یک چراغ روشن، یک پا به پای دیگران اعتراض کردن، یک باند، یک چسپ زخم، یک مرگ بر دیکتاتور، یک سربند سبز، یک لباس مشکی، یک نامه، یک آب دادن به پیرزنی خسته، یک نجات دادن یک هموطن از چنگال چماق بدستان کودتاچی، یک قطره اشک، یک کامنت، یک توییت، یک پست یک وبلاگ، یک پیام فرفری، یک دست یک نابینا را در تظاهرات گرفتن، یک خواب شیرین یک کودک با سربند سبز بر شانه های پدر، یک ویدئو، یک عکس، یک فیلم، یک فراخوان فیس بوکی، یک ترانه، یک سرپیچی از فرمان سرکوبگران، یک پیوستن به مردم، یک آواز، یک حمله ی یک شیر زن به سرکوبگران وحشی، یک دست به دست کردن سنگ ها، یک  پیامک، یک داد، یک فریاد، یک ناله به دادخواهی، یک دود سیگار برای آن کس که چشمش از گاز اشک آور می سوزد، یک پارچه ی خیس، یک دست و بدن که حفاظت کنی خواهر  و هموطنت را از باتون وحشیان مزدور، یک فاتحه  برای شهیدان، یک سوم، یک هفتم، یک چهلم، یک خط بر روی دیوار، یک نامه ی تقدیر، یک لقمه همدردی، پخش کردن یک بیانیه، همراه کردن یک هم وطن، یک نوازش کبودی های هموطنان دلیر و مقاوم، یک الله اکبر و یک الله اکبر ویک الله اکبر و ... از همه مهم تر یاد آوری این که "نـــــــــدا" ی وطن ما را می خواند، خون شهیدان و تلاش مجروحان و آینده ی ما و فرزندانمان ما را می خواند، تاریخ ما را می خواند...

باور کنیم که ما بیشماریــــــــــــــم و وقت ماندن و پای فشردن است. وقت هم خوانی سرود امید وطن است روزان و شبان و همه گاهان:




نام جاوید وطن
صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که هم‌آواز تو منم
همه‌ی جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
بشنو سوز سخنم
که نواگر این چمنم
همه‌ی جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه‌زنان
ز سلامت ایران جوان... 



----------------------------------------------------


کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

عبدالعلی بازرگان: آقای خامنه ای: ناله ی والدین "نـــدا" های مقتول بدون جواب نمی ماند


نامه مهم مهندس عبدالعلی بازرگان به سیدعلی خامنه ای در حرارت اخبار نادیده ماند. در چند نوشته قسمت های مهم تر آن را برجسته سازی می کنم.  قسمت اول


ج) سركوب مخالفين

کشتارهای فجیعی که در برخورد با دانشجویان و یا در تظاهرات مسالمت آمیزخیابانی در حوادث اخیرتوسط نیروهای تحت فرمان مستقیم وغیر مستقیم شما رخ داده است، تماماً حکایت از عزم راسخ آن مقام در قلع و قمع مخالفینی می‌کند که جز تجدید انتخابات ِمهندسی شده درخواست دیگری ندارند. گویا فدا شدن هزاران نفر برای به کرسی نشاندن تصمیم رهبری و نادیده گرفتن میلیونها درخواست منطقی اهمیتی در نظام ولائی شما ندارد!؟

...  ۵۶ سال قبل ... مهندس بازرگان ... گفت: ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون وبه شیوه مسالمت آمیز با شما سخن می‌گوئیم. ...


جناب آقای خامنه‌ای، شما که اجازه نمی‌دهید خبرنگاران داخلی و خارجی از صحنه‌هائی که هوادارانتان آفریده‌اند، فیلم و گزارشی تهیه کنند، آیا مستقل از فضا و فیلتری که پیرامونتان ایجاد کرده‌اند هرگز فرصت کرده‌اید نیم نگاهی به عکس‌ها و فیلم‌هائی که جوانان جسور با موبایل‌های خود از جنایت‌های مأمورانتان گرفته‌اند بیندازید؟ آیا حمله نیروهای سرکوبگر در لباس شخصی را که همچون گرگ به جان جوانان برومند وطن افتادند دیده‌اید؟ ...

البته شما در نماز جمعه با فرافکنی زیرکانه‌ای مسئولیت این جنایت ها را به گردن "تروریست های نفوذی"! انداختید که در پوشش تظاهرات خیابانی ضربات تروریستی خود را وارد می کنند. عجبا، چگونه است که تروریست ها اهداف خود را همواره از میان دانشجویان معترض دانشگاهها و در میان مردم عادی انتخاب می‌کنند!؟ ...

جناب آقای خامنه‌ای، در نظام ولایتی شما خونبها که پیش کش! جنازه جوانان را هم به خانواده‌هاشان به راحتی تحویل نمی‌دهند تا بر آنان عزاداری کنند!؟...

شما با تحریک عواطف مذهبی نمازگزاران، بخش عظیمی از ملت را فریب خوردگان یا وابستگان به بیگانه شمرده و مرتکب ظلم عظیمی می‌شوید. شما ناله و نفرین مادران داغدار وفرزندان شکنجه شده آنان را نمی‌شنوید اما در نظام خداوند ِ سمیع و علیم ناله والدین "ندا"های مقتول بدون جواب نمی‌ماند.

لینک به کل نامه



----------------------------------------------------

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

عبدالعلی بازرگان: آقای خامنه ای میلیون ها ایرانی صلاحیت رهبری اتان را انکار می کنند/ شما مسئول جنگ داخلی و برادرکشی هستید .

نامه مهم مهندس عبدالعلی بازرگان به سیدعلی خامنه ای در حرارت اخبار نادیده ماند. در چند نوشته قسمت های مهم تر آن را برجسته سازی می کنم.

الف – بدبینی ملت به رهبری

جناب آقای خامنه‌ای، میلیون ها ایرانی آزاده، به حق یا باطل، شما را در حوادث اخیر به خاطر حمایت بی دریغتان از رئیس جمهور و تقلب آشکارانتخاباتی همکاران او، عامل اصلی تشنجات و کشتارها می‌دانند وسیاست‌های یک طرفه و استبدادی شما را محکوم و عدالت و صلاحیت رهبری‌تان را انکارمی کنند.....
شما جز تأیید شتابزده صحّت انتخابات پیش از زمان قانونی آن و مردود شمردن ادعای مخالفین بر تقلب درامانت ِ آراء، نه تنها هیچ دلیل و منطقی جز پافشاری بر درستی و “شیرینی”! آن ارائه ندادید، بلکه نیروهای سرکوب تحت فرمانتان را از “تلخی” عواقب کشتار منع نکردید. در حالی که باید به جای تهدید و توبیخ، با عدالت و انصاف و عذرخواهی ازملت، آنها را آموزش و رشد می‌دادید.

با وجود بسته شدن خبرگذاری‌ها ... آیا هرگز گزارش و عکسی ازشهدا و مجروحین وقایع اخیر را به سمع و نظر شما رسانده اند؟ آیا می‌دانید نزد خدا و خلقش، به عنوان تصمیم گیرنده اصلی و مسئول مستقیم آنها پاسخگوی در دنیا و آخرت هستید؟ از دو حال خارج نیست؛ یا می دانید، یا نمی دانید. این سئوال را رهبر سلف شما در آستانه انقلاب از شاه کرد. آیا به یاد نمی‌آورید!؟

اختلاف میان مقام رهبری و ملت، امری بسیار طبیعی و عادی در سایر کشورهاست، در نظام ولایت فقیه،[اما] همواره این مردم هستند که صغیر و مهجور و محتاج سرپرستی هستند و حق همیشه با رهبری است و نظر او “فصل الخطاب” و “حکم حکومتی”اش حذف کننده هرحرکت فکری است. ....

جناب آقای خامنه‌ای، اینک متاسفانه میان شما و بخش عظیمی از ملت اختلاف و فاصله‌ای عمیق افتاده است که در صورت لجاجت و بی‌اعتنائی به حقوق مردم، میرود خدای ناکرده به جنگی داخلی و برادرکشی منتهی شود آثار چنین فتنه‌ای که تا ابد بر پیشانی عاملان آن باقی می ماند، نام نیکوئی از شما باقی نمی‌گذارد. ...

--------------------------------------------------
متن کامل بند اول: 

الف – بدبینی ملت به رهبری

جناب آقای خامنه‌ای، میلیون ها ایرانی آزاده، به حق یا باطل، شما را در حوادث اخیر به خاطر حمایت بی دریغتان از رئیس جمهور و تقلب آشکارانتخاباتی همکاران او، عامل اصلی تشنجات و کشتارها می‌دانند وسیاست‌های یک طرفه و استبدادی شما را محکوم و عدالت و صلاحیت رهبری‌تان را انکارمی کنند. جنابعالی مسلماً چنین قضاوتی را بر نمی‌تابید، اما مدعی پیروی از کسی هستید که (در همان عهدنامه) فرمود:

اگر ملت برتو گمان ستمگری بَرَد( حکم ترا ظالمانه بشمارد)، عذر خویش را با شفافیت تمام برای آنها بیان کن و بدگمانی مردم را با دلائل روشن از خود دور ساز. مسلماً در این (تمکین به حقوق و حاکمیت مردم) ریاضتی است که باید بر خود دهی، و رفاقتی است با مردم، و رسیدنی است به آرمانت که باید برپاداشتن مردم در راه حق باشد (بند ۱۳۰ عهدنامه).

اما شما جز تأیید شتابزده صحّت انتخابات پیش از زمان قانونی آن و مردود شمردن ادعای مخالفین بر تقلب درامانت ِ آراء، نه تنها هیچ دلیل و منطقی جز پافشاری بر درستی و “شیرینی”! آن ارائه ندادید، بلکه نیروهای سرکوب تحت فرمانتان را از “تلخی” عواقب کشتار منع نکردید. در حالی که باید به جای تهدید و توبیخ، با عدالت و انصاف و عذرخواهی ازملت، آنها را آموزش و رشد می‌دادید.

با وجود بسته شدن خبرگذاری‌ها و همه امکانات و ابزار رسانه‌ای ِ قابل کنترل، برای بی خبر نگه داشتن توده‌های مردم از سرکوب سازمان یافته حاکمیت، به نظر نمی‌رسد برای شما محدودیتی برای آگاهی ازعوارض این قلع و قمع باشد. آیا هرگز گزارش و عکسی ازشهدا و مجروحین وقایع اخیر را به سمع و نظر شما رسانده اند؟ آیا می‌دانید نزد خدا و خلقش، به عنوان تصمیم گیرنده اصلی و مسئول مستقیم آنها پاسخگوی در دنیا و آخرت هستید؟ از دو حال خارج نیست؛ یا می دانید، یا نمی دانید. این سئوال را رهبر سلف شما در آستانه انقلاب از شاه کرد. آیا به یاد نمی‌آورید!؟

اختلاف میان مقام رهبری و ملت، امری بسیار طبیعی و عادی در سایر کشورهاست، در نظام ولایت فقیه، همواره این مردم هستند که صغیر و مهجور و محتاج سرپرستی هستند و حق همیشه با رهبری است و نظر او “فصل الخطاب” و “حکم حکومتی”اش حذف کننده هرحرکت فکری است. اما در همان “عهدنامه”، در تنازع احتمالی رهبر با ملت (مشابه چنین حوادثی)، تصریح شده است طرفین موظفند به کتاب و سنت (قانون) مراجعه نمایند ورهبری هیچ حق ویژه ای بر دیگران ندارد (بندهای ۶۳ تا ۶۵).

جناب آقای خامنه‌ای، اینک متاسفانه میان شما و بخش عظیمی از ملت اختلاف و فاصله‌ای عمیق افتاده است که در صورت لجاجت و بی‌اعتنائی به حقوق مردم، میرود خدای ناکرده به جنگی داخلی و برادرکشی منتهی شود آثار چنین فتنه‌ای که تا ابد بر پیشانی عاملان آن باقی می ماند، نام نیکوئی از شما باقی نمی‌گذارد.

توجه تان را به تصویر زشتى ازاین اوضاع در فرازی دیگر ازعهدنامه جلب میکنم:

اگر ملت بر رهبری چیره گردد (نظام مدیریت گسسته شود) یا رهبری به ملت ستم کند، در این هنگام اختلاف کلمه پدید می‌آید و نشانه‌های زورگوئی قدرت آشکار می‌گردد، فریب کاری‌های دینی زیاد می‌شود ، عمل به سنت‌های نیکو متروک می ماند، هر کس به دلخواه عمل میکند، احکام معطل می‌ماند، دردها و بیماری‌های(جسمی و روحی) مردم افزون می‌شود، هیچ کس از پایمال شدن حق بزرگ و رواج امور باطل بیمی به دل راه ندهد (بی‌تفاوتی مردم). در این هنگام نیکان به‌خواری و بدکاران به عزّت می‌رسند(خطبه



----------------------------------------------------
کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

پاسدار گفت: پایتان را روی خون نگذارید نجس می شوید!/ همسرم گفت: نجاست شمائید كه مردم را می زنید و می كشید

[در زیر روایت یک خبرنگار از فاجعه ی روز شنبه 31 خرداد در میدان انقلاب است. بدون هیچ تغییری.]

عصر شنبه بود....شاید این جور باید شروع كرد كه همه آمده بودند: از قرارگاه سپاه ثارالله تهران، نیروهای سپاه بدر، نیروهای مقاومت بسیج، نیروهای ویژه ذوالفقار، .نوپو و چندین نیروی آماده سرکوب دیگر. 

اینها را من كه شهروند عادی هستم از اول نمی دانستم حتی وقتی هم كه دنبال مان می كردند و ما را تا كوچه های بن بست می كشاندند و باتوم های جور و اجورشان را به سر و بدن مان می كوبیدند هم نمی دانستم كدام شان مال كدام خراب شده است و از كجا آمده اند. فقط سعی می كردم دستان ام را روی سرم بگیرم و یا خودم را حائل باتوم هایی كنم كه ممکن بود به همسرم اصابت كند.

البته خودش می گفت چون چادری است اورا كمتر زدند. اما وقتی به خانه آمدیم دیدم كه كبودی های پاهایش كمتر از من نیست و در پهلویش هم بدجوری احساس درد می كند.

ماهیت واقعی نیروهای حاضر در مسیر خیابان انقلاب تا آزادی از میدان امام حسین تا فردوسی و انقلاب و آزادی را در جریان ربوده شدن كیف دستی همسرم فهمیدم؛ چادرش را از سرش كشیدند و یكی شان که لابد مانند بقیه هم قطاران اش مدعی حفظ نظم و قانون و اسلام بود، كیف را از روی شانه همسرم كشید و رفت. اول فكر كردیم دنبال كارت شناسایی و یا سند هویت می گردند ولی وقتی دیگر پیدایش نكردیم و دیگر پاسدارها و لباس شخصی ها هم نمی دانستند كه آن "برادر" كجا رفته، گفتند شاید از نیروهای اطلاعات و امنیت تهران بوده، یا از نیروهای قرارگاه ثارالله، یا از نیروهای بسیج، نیروهای ضربت ذوالفقار، نوپو یا...
وقتی خواستیم ردی و نشانی از كیف همسرم بگیریم به هزار و یك جا كه نیروهایشان را به خیابان فرستاده بودند سرزدیم ولی اثری از كیف سرقت شده پیدا نكردیم.

من و همسرم در همه راه پیمایی هایی كه از سوی حامیان مهندس موسوی پس از حماسه 25 خرداد برگزار شده است حضور داشته ایم. آن روز هم بچه مان را به عمه اش سپردیم و راه افتادیم به سمت میدان انقلاب. با مترو آمدیم كه ما را تا ایستگاه فردوسی پیاده كرد و اعلام كردند قطار از این جلوتر نمی رود.

مجبور شدیم در آن ایستگاه پیاده شویم و بقیه مسیر به سمت میدان انقلاب را پیاده برویم. هنگام خروج از ایستگاه مترو، جمعی كه در قطار بودند همه با هم شعار می داند ولی مردمی كه وارد می شدند به ما هشدار دادند كه همان جا بمانیم چون خیابان پر از نیروهای ویژه است و دارند به مردم حمله می كنند. ما از ایستگاه خارج شدیم ودر میان جمعیت به سمت چهارراه كالج حركت كردیم. در حاشیه خیابان نیروهای ویژه ای با لباس پلنگی در گروه های 7 تا 10 نفره و به فاصله 10 یا 15 متر قرارداشتند و در حاشیه پیاده رو نیز نیروهای دیگری كه باتوم و سپرهای های تلقی شفافی كه رویش نوشته بود POLICE  ایستاده بودند.

دسته دوم با لباس شخصی بودند و همه جور تیپی داشتند از جوان های كم سن و سال گرفته تا پیرمردان چاق وریشو. تا وقتی چهارراه كالج را رد كردیم هیچ اتفاق خاصی نیافتاد. صدایی از جمعیت در نمی آمد و نیروهایی هم كه نظاره گر ما بودند مشغول كار خودشان بودند. تا این كه اولین برخورد در ساعت 16 میان نیروهای ویژه مسلح با مردم زیر پل كالج اتفاق افتاد و لباس شخصی ها به صف های جلویی مردمی كه در حركت به سمت چهارراه ولی عصر بودند حمله كردند.

جمعیت به سمت خیابان حافظ دوید ولی دیدم از پشت نیز این گروه حدودا 200 نفره را محاصره كرده اند و چون ما هیچ دفاعی نداشتیم مجبور به فرار شدیم.

من و همسرم به سمت پل رفتیم و یك لحظه از غفلت نیروهایی كه دنبال مردم بودند استفاده كردیم و به سمت چهارراه رفتیم. اول صدایمان كردند و بعد هم سوت زدند كه بهشان توجهی نكردیم و آرام به حركت خودمان ادامه دادیم.

با عبور از چندین مانع این چنینی دیگر و به بهانه های مختلف توانستیم مسیر خود را به سمت چهارراه ولی عصر ادامه دهیم. بعد ازآن از طریق اتوبوس های BRT به سمت انقلاب برویم. چندی كه جلو رفتیم مقابل سینما سپیده جلوی درگیری كوچكی میان مردم و نیروهای سپاه درگرفته بود كه چند گاز اشك آور شلیك شد و چون دراتوبوس باز بود دود وارد شد و چشمان و گلوی ما را سوزاند. از همسرم آب گرفتم و به چشمم زدم كه خیلی بدتر شد و سوزش آن و پوستم دوچندان شد. به خصوص اینكه ساعتی قبل اصلاح كرده بودم.

جوانی كه كنار من نشسته بود سریع از جیبش پاكت سیگاری در آورد و چند نخ آتش زد و به دست ما داد. من كه تمام عمر از سیگار و دودش بیزار بودم این نخستین بار از این دود استقبال كردم. اسم این پسر كامران بود. نام فامیلش را به من نگفت ولی گفت دانشجوی دانشكده كشاورزی دانشگاه تهران است. حدود یك ربعی طول كشید تا مسیر چهار راه ولی عصر به میدان انقلاب را با اتوبوس طی كردیم، چراكه اغلب مسیرهای مستقیم بسته بود و یا موانعی وجود داشت و حركت معمول اتوبوس ممكن نمی شد.

با كامران جوان خوش سیمای یزدی چند خبر را مبادله كردیم تا رسیدیم. جمعیت داخل اتوبوس در مقصد پیاده شد و راننده اعلام كرد از این جلوتر نمی تواند برود.

به همراه كامران داخل جمعیتی شدیم كه تعداشان حداكثر 200 نفر بود. آنجا نیروهای امنیتی از هر نوع و شكل و اندازه دیده می شد و شاید تعدادشان از ما بیشتر بود آنها هم در پیاده رو و هم در خیابان ایستاده بودند و نیروهای كوماندوی موتور سوار هم راه و بی راه سر و ته خیابان را بالا و پائین می رفتند و ویراژ می دادند كه مردم را بترسانند. من و همسرم با این تصور كه می توانیم همانند دوشنبه 25 خرداد راه پیمایی آرامی داشته باشیم جلو می رفتیم وهیچ تصوری از آنچه چند متر جلوتر ممكن بود ببینیم نداشتیم.

در میان جمعیتی كه از مقابل سینما بهمن تا حد فاصل خیابان 16 آذر حركت كرده بودند و به سمت خیابان كارگر می آمدند به مرور زمزمه هایی شكل گرفت. شعارهای مردم داشت از سینه به زبان می آمد و به فریاد تبدیل می شد كه من و همسرم و كامران به همراه دو دوست او سعی كردیم مردم را به سكوت فرا بخوانیم.

كامران از ما جدا شد و چند قدمی اون طرف تر با فریاد سعی كرد مردم را به سكوت دعوت كند كه از سمت مقابل ما مردی كه لباس پلنگی به تن داشت به داخل جمعیت حمله كرد و با فریادی كه از ته سینه می كشید باتوم اش را كه در هوا می چرخاند بر صورت كامران فروآورد. در كسری از ثانیه صورت اش تركید و گوشت آن با ضربه باتوم كنده شد.

به دنبال او دیگر هم لباسان اش نیز به داخل جمعیت حمله كردند و لباس شخصی هایی كه در پیاده رو ایستاده بودند نیز شروع كردند به زدن مردم. دست همسرم را كشیدم و دویدم به سمتی كه كامران بر زمین افتاد. دیدم خون از صورتی كه باتوم بر آن فرود آمده بود بیرون می زد. طرف چپ صورت كامران داغون شده بود. به قاعده سر باتوم توی صورتش خالی بود. جای چشمش بود.

سر كامران به عقب خم شد و افتاد. من كه بالای سرش رسیدم هنوز خون از درون صورتش می زد بیرون و دوستانش بالای سرش رسیده بودند. در آن هنگامه كه مردم فرار می كردند؛ دست و پا اون بی چاره لگدمال می شد. با نوش جان كردن چندین ضربه چوب و چماق به زحمت توانستیم آن جوان را از زیر دست و پای مردم كنار بكشیم.

وقتی می خواستم دستمالی را روی چشم چپ كامران قراردهم دیدم چشم راست اش باز است و دست و پاهایش رعشه خفیفی دارد. چیزی نمی گفت و چشم دیگرش هم حركتی نداشت من خیلی ترسیده بودم همسرم شدیدا شوكه شده بود و با داد و فریاد مردم را به كمك می خواند. با صدای او بود كه همه دوره مان كردند و مهاجمان هم برای چند ثانیه دست از زدن برداشتند و رفتند توی خیابان.

پارچه را گذاشتم روی صورتش دستانم می لرزد و همسرم مدام جیغ می زد. نیروهای ویژه دوره مان كردند و یكی شان با مهربانی و درحالی كه سعی می كرد خود را دلسوز نشان دهد گفت الان آمبولانس می آید و سعی كرد مردم را متفرق كند. همسرم و چند خانم دیگر فریاد می زدند و فحش شان می دادند. یكی از دوستان یا هم دانشكده ای هایش ناگهان كنترل اش را از دست داد و با مشت كوبید توی صورت اون پاسدار.

اون هم همانطور كه صورتش را گرفته بود یك قدم عقب رفت و نمی دانم چه طور اسپری سوزناكی را در هوا رها كرد كه پدر چشمانمان را در آورد. فوجی از پاسدارها به سمت ما حمله كردند و بالگد سعی كردند مردم را متفرق كنند.

-          تقصیر خودتان بود... ما گفتیم متفرق شوید. اگر همین الان نروید همین بلا را به سرتان می آوریم.

پاهای كامران و یك دست اش را گرفتند و بردند كنار پیداه رو و گذاشتند اش داخل یك وانتی كه نفهمیدم كی آمد وخیلی زود بردندش  طوری كه حتی همراهانش هم نتوانستند دنبالش بروند. بقیه هم سعی كردند مردم را متفرق كنند.

من هاج و واج مانند مسخ شده ها ایستاده بودم كه این چه بلایی بود كه سر این پسر آمد و ممكن بود برای من یا حتی همسرم اتفاق بیافتد كه از پشت چنان ضربه ای به كمرم خورد كه چند قدم تلوتلو خوردم و با سر روی كتف جلویی ام افتادم.

ضربه باتوم الکتریکی قبل از اینكه موضعی كه به آن اصابت كرده را بسوزاند، برق از سر می پراند. طول این باتوم ها حدودا بیست سانتی متر است و به جز دردی كه دارد برق خیلی قوی ای هم به بدن منتقل می كند كه همه جای بدن انسان را می لرزاند، وقتی هم که از پشت سر بخورد كه دیگر نور علی نور است.

پشتم به شدت می سوخت و ازطرفی گاز اشك آور شلیك كردند. یك آن متوجه شدم همسرم نیست. ولی صدایش را شنیدم كه بلند بلند سر پاسدارها فریاد می زد.

-          اگر ذره ای اعتقاد به جمهوری اسلامی هم داشتم دیگر آن هم از بین رفت.

اشك چشم های من را گرفته بود. مامورها با چوب همسرم را هل دادند به سمت كوچه ای داخل خیابان كارگر. چند مرد و زنی كه هنوز آنجا بدوند داشتند ماجرا را تماشا می كدند. پاسدارها دور2 دوست كامران حلقه زده بودند و مثل اینكه می خواستند ببرندشان درحالی كه آنها مدام به رهبر و احمدی نژاد بد و بیراه می گفتند و كتك می خوردند. پاسدارها هم معلوم بود از آنچه پیش آمده بود ترسیده بودند و می ترسیدند مردم خشمگین شوند.

یكی از پاسدارها مدام می گفت:
-          داد نزن !...چیه می خوای مردومو جمع كنی؟

وقتی خواستم بروم و همسرم را از دستشان خلاص كنم نگذاشتند و جلویم را گرفتند. داد و فریاد كردم كه  نامسلمونا زنم رو رها كنید.یك پاسدار كوتاه قد سریع آمد و گفت چی می گی؟

موضوع را گفتم و اون رفت چادر همسرم را كشید و آورد پیش من و گفت این هم از زنت! این جا چه كار می كنید؟
-          اومده بودیم راهپیمایی...
-          مگر نمی دانید كه راهپیمایی مجوز نداره
-          اگر كسی بخواد با زنش توی پیاده رو راه بره باید مجوز بگیره
خندید.
-          پس شعار چرا می دادید ؟! چرا به رهبری و كشور و نظام توهین كردید؟
-          كسی شعار نداد... شما زدید جلوی چشم ما یك بی گناه را كشتید... كسی شعار نداد.

این رو كه گفتم عصبانی شد و گفت
-          ببریدشون قرارگاه.

دیگر همسرم از كوره در رفت: و از فرمانده تا زیردست همه را زیر باد ناسزا گرفت. اون پاسدار كوتاه قد هم اصلا بر نگشت پشت سرش را نگاه كند. من از دید كمر و پا نمی توانستم راه بروم و هنوز اتفاقی كه برای كامران افتاده بود جلوی چشمم بودو همسرم هم از شدت ناراحتی به شدت عصبانی بود و فریاد می زد. كه یكی شان آمد و گفت از اون طرف بروید و خیابان "ادوارد براون" را با دست نشان داد.

هیچ كسی از مردم آن نزدیكی نبود. آن سوی خیابان چند تنی از مغازه دارها داشتند ما را می دیدند و بیشتر پاسدارها و بسیجی هایی بودند كه توی خیابان ایستاده بودند و با چوب و چماق ها و سپر شیشه ای ابراز وجود می كردند.

به كمك خانمی كه خدا خیرش دهد و نمی دانم از كجا پیداش شد به طرف جایی كه مجوز داده بودند برویم راه افتادیم كه چند قدم بالاتر از داخل "ادوارد براون" ده بیست نفر دوان دوان فرار می كردند و آمدند داخل كارگر. پشت سرشان هم چند پاسدار آمد كه یكی دوجوان دختر و پسر را دست بند زده می بردند.

ما با چند نفر داخل یك پاساژ بالاتر از ادوارد براون شدیم چند پاسدار تعقیبمان می كردیم. خانمی كه همراه ما بود مدام شعار می داد و پاسدارها هم هوار می كشیدند. ته پاساژ یك راه پله بود كه همگی به آن سمت دویدیم شاید كه دست از تعقیب ما بردارند.

وقتی پشت سرهمسرم از پله ها بالا می آمدم اول صدای شلیك وحشتناك از اسلحه آن پاسدار را شنیدم كه در فضای بسته پاساژ گوشمان را كر كرد و بعد صدای ناله مردی كه پشت سرم می دوید و دیگر پشت سرم نبود.

-          یا حسین !

هركس چند پله بالاتر صدای شلیك دیگری آمد كه از اولی آرام تر بود ولی وقتی از ترس جان مان تا پشت بام رفتیم فهمیدیم اولی گلوله اسلحه بود و دومی گاز اشك آور.

پاسدارها تا چند پله بالا آمدند و از ما خواستند كه از پاساژ بیرون بیائیم و برویم خانه.تعدای از كسبه و مغازه دارها هم همراه ما بودند. یك نیم ساعتی آنجا بودیم. نه پاسدارهای مسلح از پله ها بالا می آمدند و نه كسی از ما از جایش تكان می خورد.

اون ها از پایین داد می زدند كه
-          بیائید پائین !

خلاصه نیم ساعتی اون جا بودیم تا سرایدار ساختمان آمد بالا و گفت می گویند "كاری باهاتان نداریم " و می گویند می خواهند پاساژ را تعطیل كنند. پیرمرد آرام و آهسته به ما گفت كه یكی را داخل پاساژ با تیر زده اند.
چند تن از كاسب های ساكن ساختمان هم مغازه هایشان را بسته و قفل كردند و از ماهم خواستند كه آن جا را ترك كنیم. با ترس از پله ها آمدیم پائین جلوی پله ها خون زیادی روی موزائیك های كف ریخته بود. خون پا خورده بود؛ یكی از پاسدارها تكه ای مقوا از جایی گیر آورد و انداخت رویش و به ما گفت:
مواظب باشید پایتان را روی خون نگذارید نجس می شوید!

من تند گفتم
-          كشتینش!؟
-          نه تیر به پاش خورد.
همسرم با عصبانیت گفت:
-          نجاست شمائید كه مردم را می زنید و می كشید.

جلوی درخروجی ساختمان چند پاسدار و نیروی لباس شخصی ایستاده بودند. شاید 10 یا 15 نفر بودند. به خاطر چادری كه همسرم داشت گذاشتند ما برویم ولی دو خانم دیگری كه همراه ما بودند گرفتار سین جین آنها شدند. به این ترتیب یك بار دیگر در روز نكبت چادر همسرم باعث خلاصی ما شد.

بعد از خروج از پاساژ به سمت شمال خیابان كارگر به قصد رفتن به جمالزاده راه افتادیم كه البته انتهای همان خیابان و در خیابان انقلاب به كلی مانع از حضور مردم می شدند.

بالاخره موفق شدیم به سمت فردوسی برگردیم و سراغ پاسدارهایی را بگیریم كه كیف همسرم را گرفتند. با پرس و جو دو كوچه بالاتر از میدان فردوسی به مقر اطلاعات و امنیت رفتیم. كسی آنجا كمكی نكرد و فقط سین جینمان كردند كه از كجا آمده اید و برای چه آمدید و چرا آمدید و خلاصه كلی جر و بحث باهاشان كردیم.

بعد كه از آن جا بیرون آمدیم از دیگر پاسداران سراغ مقر نیروهایی كه قبلا در آن مستقر حوالی بودند را گرفتیم كه گفتند این ها از بچه های پایگاه شهید بهشتی هستند و ما را به سمت میدان هفت تیر هدایت كردند.

ما این طور نتیجه گرفتیم كه در آن بلبشو كسی به كسی نیست و اگر كیف را هركسی برده باشد فعلا قابل دسترسی نیست و از خیر پیدا كردنش گذشتیم.

ما تا حوالی ساعت 9 در خیابان بودیم. هرگز شعار ندادیم ولی به همراه جمعیت پراكنده ای كه هنوز در خیابان بودند راه پیمایی كردیم و بارها با پاسدارهایی مواجه شدیم كه به گروه ما فحش می دادند و می خواستند پراكنده مان كنند.

این روزهم به پایان رسید درحالی كه من فكر می كردم بیش از یکصد سال است که مردم در جستجوی عدالت و آزادی هستند. 98 سال قبل ادوارد براون ایران شناس فرهیخته بریتانیایی با نگارش کتاب "انقلاب ایران: 1905-1909" نخستین راوی و تحلیلگر دقیق و تیزبین این رویداد تاریخ ساز باشد. سرنوشت آن بود که من و ما در عصر شنبه سی ام خرداد در خیابان ادوارد براون در حاشیه دانشگاه تهران گرفتار سرکوبگران عدالت و آزادی شویم.
... روزنامه نگار در تهران



آقای خاتمی لطفا اشتباه خود را جبران کنید: برای حفظ همین نظام به مردم پشت کردید؟

آقای خاتمی یادتان می آید در آخرین حضورتان در دانشگاه تهران هنگامی که  در قدرت بودید در توجیه برگزاری انتخابات ناعادلانه و غیر آزاد و طراحی شده ی مجلس هفتم گفتید که مجبور بودید بین مردم و حفظ نظام یکی را انتخاب کنید؟ و بعد از آن انتخابات بود که صدای چکمه ی نظامیان راهروهای مجلس هفتم و هشتم را تسخیر کرد و عده ای با رای های پادگانی به مجلس رفتند و بعد با رای پادگانی احمدی نژاد را برنده اعلام کردید و کردند.

حالا در پیشگاه مردم باید پاسخگو باشید: مردم را به همین نظام چکمه و چماق و گلوله فروختید؟ برای همین خون ریزی ها و تقلب ها و فریب ها از حق مردم گذشتید؟ می خواستید همین نظام سرکوب و تقلب را حفظ کنید؟ حتما جوابتان مثبت نیست. ولی حالا زمان جبران است. حق مردم را به خودشان باز گردانید و شر سرکوب و کودتا را از سر مردم کم کنید تا هم وجدان شما و هم قلب ایرانیان با آرمش آشتی کند.


----------------------------------------------------
کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

خطاب به آیت الله سیستانی و دیگر علما: اگر این اسلام است ما به اسلامتان کافریم

بارها دیده ایم که علما با شنیدن اخبار چچن و بوسنی و غزه و عراق و افغانستان و یا لبنان بلافاصله اعلامیه صادر می کنند و فارغ از بعد مسافت و یا سنی و شیعه بودن قربانیان، قاتلان را محکوم و با قربانیان و بازماندگانشان اعلام هم دردی می کنند. بارها دیده ایم وقتی رای مسلمانان نادیده گرفته می شود (در غزه و الجزایر) باز علما ساکت نمی شینند و اعلام موضع می کنند. بارها دیده ایم اگر یک محجبه را به فلان دانشگاه اروپایی راه ندهند علما  وا اسلاما گویان این حرکت ها را محکوم می کنند. اکنون آیا این همه تقلب و دزدی و دروغ و سرکوب و ظلم و خونریزی را در کشور خود نمی بینند؟ آیا این همه جنایت و خدعه برای موضع گیری و محکوم کردن و فتوا دادن کافی نیست؟

آقایان علما اگر اسلامی که شما علمای آن هستید همان است که با سکوت خود جانب قاتلان و متقلبان را گرفته اید ما  به اسلامتان کافریم. بد هم نمی گوییم که ما از نیاکان زردشتی آموخته ایم: پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک. اما بدانید که این روزها روزهای آزمایش و شناخت است. هر  ساعت و هر دقیقه ای که می گذرد مردم شفاف تر دین و مدعیانش را می شناسد و کارنامه ی 30 ساله ی مدعیان راستی و درستی را باز نویسی می کند و در دفتر تاریخ ثبت می کند.



----------------------------------------------------

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

در اعتصاب سراسری روز سه شنبه شهرستان ها همبستگی خود با دیگر هموطنانشان اعلام کنند

خشونت و سرکوب وحشیانه ی کودتاگران در تهران و برخی از شهرها به قیمت از دست دادن جان عزیزان فراوانی از هم وطنان انجامیده است. درست که شاید در بعضی شهرستان ها شرایط هنوز مهیای تظاهرات برای فردا نباشد ولی توقع این است به پاسداشت خون شهیدان و از جان گذشتگی هموطنان دیگر همه ی ایران به فراخوان اعتصاب سراسری بپیوندد و همبستگی خود را با اعتراض ملی نشان دهد. اعتصاب فردا باعث دلگرمی  آزادی خواهان و وحشت کودتاگران خواهد شد. لطفا با تلفن و روش های دیگر به دیگران هم اطلاع رسانی کنید و روز سه شنبه را به روز بزرگ اعتصاب در همبستگی با معترضان به تقلب و فریب تبدیل کنید و در شکل گیری تاریخ نقش به عهده بگیرید.



----------------------------------------------------

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

از خون شهیدان وطن "نـــــدا"ی جمهوری دوم می آید

ده روز گذشت. دوست و دشمن، خود را شناسانده اند و می شناسانند. اعتراض نجیب سبز را سیاه طینتان به خون کشاندند و سینه ی ملت را غمدار کردند. تسلا اما این است که ایران قدم در راه بی بازگشت گذاشته است. دوران جمهوری دوم همگان را "نــــدا" می دهد. آن گاه که می خواستند جمهوری از درون تهی شده و از رمق افتاده ی اول را به حکومت ولایتی و ریاست جمهوری مادام العمر و فرماشی تبدیل کنند مردم راست قامتانه ایستادند و خوش بختانه رهبرانی غیرتمند نیز با آن ها همراه شدند. و امروز «نـــدا»ی آزادی خواهی ایرانیان به گوش جهانیان رسیده و ترس از خشم مردم، ستون خیمه ی کودتاچیان را لرزانده و خواب و هاله از سرشان ربوده است.

 ایرانیان به دنیا نشان دادند که با تمدن و نجابتشان به جنگ وحشی گری کودتاچیان شیاد و کوردل آمده اند و لیاقتشان این دغلکاران جهان آشوب نیست. دوران جمهوری دوم است: زمانی که ایرانیان تصمیم گرفته اند نظارت تحقیر آمیز استصوابی و دیکتاتوری مطلقه تبعیض و تقلب و آپارتاید خودی و ناخودی و بیخودی را به تاریخ بسپارند و طرحی نو در اندازند و جمهوری را از انحصار تنگ عده ای کلاه بردار و دروغ گو خارج کنند و به جمهور مردم و لایقان وطن بدهند. در این راه هیچ کس ناخودی نیست و مردم انتقام جو نخواهند بود و آغوششان برای بخشش و پذیرش خطا کاران بسته نخواهد بود و جنایت کاران را نیز به دست عدالت می سپارد و نه به خشم انتقام. باری: قطار جمهوری دوم به راه افتاده است، اگر با آن همراه نشوید باید از آن پیاده شوید.



----------------------------------------------------

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

دنیا بهوش باشد: ترور و تروریسم دولتی به جان مردم افتاده است

دنیا بهوش باشد که وزارت اطلاعات دولت تقلب و کودتا برای انتقام گیری از  مردم حق جو و آزادی خواه و پس از فرمان آتشی که از طرف رهبر و فرمانده ی کل فوا در روز جمعه صادر شد اقدام به انجام عملیات تروریستی کرده است. دیروز در مرقد آیت الله خمینی یک بمب منفجر کردند (که چون انتحاری بود! اثری از بمب گذار به جا نماند) و امروز نیز خبر از انفجار هایی در سطح شهر تهران می رسد. علاوه بر آن تلویزیون دولتی ایران با وارونه نمایی آشکار مردم حق طلب و مسالمت جوی تظاهر کننده در تهران را تروریست می نامد تا بدین وسیله ننگ کشتار بی گناهان را با رنگ دروغ های مکرر و مشمئز کننده بپوشاند.

توقع مردم ایران از تمام رسانه ها و افکار عمومی جهان این است که فریب این صحنه سازی ها را نخورند و حساب مردم مسالمت جو و حق خواه ایران را از دولت متقلب، دروغگو و تروریست جدا کنند و به روشنگری در این زمینه بپردازند.

----------------------------------------------------

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

ایران سراسر "نــــدا" ی آزادی خواهد شد

وقتی سال 57 فریاد الله اکبر سرکوبگران امروز را به حکومت رساند مردم دیندارانی پاک باز بودند و نمی دانستند برخی شیادان دین فروش می خواهند احساسات و باورهای آنان را بازیچه ی قدرت پرستی خود کنند. این مردم نجیب اما سی سال خون دل خوردند و صبر کردند و هر بار به امید اصلاح به ظالمان فرصت دادند. اینان حتی تا دیروز نجیبانه و متمدندانه تمام بغض های فرو خفته و دردهای داد نکشیده خود را به زبان سکوت روزانه و فریاد الله اکبر شبانه گفتند تا شاید شرم و حیا بر وقاحت و وحشیگری و کوری فائق آید و بدون آن که خون مردمی ریخته شود و سر ظالمی به دار کشیده شود ملک و ملت به صلاح گرایند.

اما دریغ و صد افسوس که فرماندهان کوته اندیش و ماموران فریب خورده با دستورگیری از فرمانده ی کل قوا و ولایت مطلقه ی فقیه نجابت مردم را قدر ندانستند و نانجیبانه دست به خون فرزندان پاک و سربزیر این خاک پر افتخار آلودند. اینان گویی نمی دانند که مردم نجیبند اما زبون نیستند، شریفند اما بی شهامت نیستند. دیروز دانش جویان بی سلاحمان را به مسلخ بردید و امروز به نام دین و ولایت مداری "نـــــدا" ی نجابت ما را شهید کردید. حال که نمی خواهید صدای نجیب اصلاحات سبز رابشنوید مطمئن باشید خروش «نــــدا» ی ایران گوشتان را کر خواهد کرد. از این پس هر شب «نـــــدا» ی الله اکبـــــرمان سیاه بختی اتان را فریاد خواهد زد و هر روز «نـــــــدا»ی خون خواهی امان کاخ شیادی دینی سست پایه تر خواهد کرد.



----------------------------------------
کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

نیروهای کادر و سربازان وظیفه و بسیجی ها، نیروی انتظامی و سپاه پاسداران را ترک کنند

امروز ببانیه ی میرحسین بخوبی گفت که ما علیه سپاه و نیروی انتظامی و بسیج نیستم. ما علیه ملت نیستم همان طور که آن ها علیه ما نیستند. اما سرکوبگران با استفاده از سلسله مراتب فرماندهی در نیروهای انتظامی و نظامی و شبه نظامی مردم را در برابر هم قرار می دهند. در انقلاب 57 هم یکی از بهترین راه های ضعیف کردن سرکوبگران و جلوگیری از خون ریزی بیرون آمدن نیروها و سربازان از پادگان ها و پیوستشان به مردم بود. اکنون وقت آن است که یا خود این عزیزان تصمیم بگیرند و یا خانواده ها از فرزندانشان که در بسیج عضوند و یا در نیروی انتظامی و سپاه پاسداران خدمت می کنند بخواهند از این نیروها خارج شوند تا مجبور نباشند به روی هم وطنانشان گلوله شلیک کنند. بخصوص چون اینان جوانند و ممکن است تحت تاثیر احساسات تند مذهبی و یا تلقینات اشتباه ملی-امنیتی قرار گرفته باشند و یا از نافرمانی ترس داشته باشند تماس خانواده ها یا دوستان دلسوز در این باره می تواند خیلی موثر باشد.


این برای نیروهای کادر هم بهترین راه است. هر درجه دار و یا افسر نیروهای انتظامی یا سپاه برادر یا عمو یا دایی و یا خویشی از من و توست. آن ها هم نمی خواهند مردم خود را ضرب و شتم کنند یا بکشند. نافرمانی در داخل نیروهای نظامی وقتی به مقیاس قابل توجه شکل گیرد ساختار آن دستگاه را متلاشی می کند و پشت ظالم را در برابر نیروی مردم خم می کند. هیچ کس نیست که نداند تاثیر عکس همافران نیروهای هوایی در بهمن 57 در پیروزی 22 بهمن چه میزان بود. امروز هم زمینه پیوستن آن نیروها به مردم فراهم است. ظاهرا باز هم عده ای از همافران پیشتاز مردمی همبستگی خودشان را با مردم عزیز اعلام کرده اند. واقعیت این است که پیوستن نیروهای انتظامی و نظامی و بسیجی به مردم تضمینی است برای جلوگیری از بردار کشی و خون ریزی بیشتر. به این ترتیب همچنین حساب نیروهای مردمی از معدودی مزدور بی رحم که عمله ی ظلم و قساوت شده اند جدا خواهد شد و آن ها نیز با وجدانی آسوده شب به خواب می روند.



----------------------------------------
کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

در روزهای سخت به همه نیاز داریم: «عبـــدالـله نــــوری» کجاست؟

زید آبادی بزرگترین مدافع کاندیداتوری عبدالله نوری اکنون شش روز است در دست نیروهای کودتاگر است و همسرش نیز از او خبری ندارد. در این برهه که ملت ایران نیاز دارد از تمام سرمایه هایش استفاده  کند عبدالله نوری که شجاعت و درایتش سرمایه ی بزرگی برای مردم آزادی خواه است کجاست؟  چرا از او صدایی نیست؟ کسانی که به ایشان دسترسی دارند به ایشان پیام بدهند که مردم  شهید داده ی ایران در  این روزهای سخت و پر خطر از تمام فرزندان و بزرگان خود توقع دارد حضور خود را در صحنه نشان دهند و ضمن دادن کمک فکری و به تقویت روحیه ی آن ها نیز کمک کنند .

پیش نهاد می کنم در راه پیمایی فردا با درج نام کسانی همچون عبدالله نوری بر روی کاغذ از آن ها بخواهیم به جمع مردم بپیوندند تا سایه ی تهدید و ارعاب از سر مردم کم شود.

----------------------------------------
کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

فردا از همه ی شهرستان ها به تهران سرازیر شوید

بعد از سخنرانی امروز آقای خامنه ای که مردم را از حق قانونی اشان در اعتراض نهی کرد و برای نشان دادن همبستگی با معترضان تهرانی و باز به این دلیل که انجام راه پیمایی در شهر های کوچک تر سخت است فردا به عنوان روزی سرنوشت ساز مردم عزیز ایران سعی کنند به تهران سفر کنند و در اعتراضی ملی از رای خود  و حق تعیین سرنوشت خود دفاع کنند. مطمئنا شکوه و بزرگی راه پیمایی روز شنبه پیام روشنی به کودتاچیان خواهد داد.

لطفا در  این باره به دوستان خود خبر رسانی کنید.

آقای خامنه ای با صدور فرمان آتش، از این بعد هر آسیبی به جان و مال مردم وارد شود شما مستقیما مسئولید

آقای خامنه ای! سخنرانی تهدید آمیز امروز شما و صدور جواز به ذوب شدگان در ولایت مطلقه ی فقیه از رسانه ی سراسری برای مقابله با معترضان جای شکی برای ایرانیان و جهان در باره نقش شما در اتفاقات اخیر و بخصوص اتفاقات آینده باقی نگذاشته است. اما بگذارید نعل وارونه  اتان را درست بگذاریم. داستان این است:

آقای خامنه ای! به سبب سرکوب، ضرب و شتم و دستگیری های فراوان در این چند روز و عدم صدور مجوز قانونی برای تظاهرات از یک سو و ایجاد خفقان خبری و بن بست ارتباطی توسط دولت مورد حمایت شما از سوی دیگر، رهبران معترضان از امکانات رسانه ای و ارتباطی برخوردار نیستند و نمی توانند سیل مردم معترض را کنترل کنند. اما شما می توانید از راه های آشکار (رسانه ی ملی) و غیر آشکار (خودتان می دانید که!) به سرعت هاله ی نور به ذوب شدگانتان امر و اشاره و فتوا برسانید و با خلق لحظات عاطفی صحرای کربلایی به آسانی آن ها را تشجیع به عمل های تند و احساساتی و افراطی کنید.

بنابراین آقای خامنه ای! به دلیل دسترسی سازمانی و رسانه ای شما به نیروهای تحت امرتان و نیز تهدید های شما و چراغ سبزتان به اعمال خشونت در مقام فرماندهی کل قوا و نیز رهبری مذهبی گروهای شدیدا فرمانبرتان (مقلدان و ذوب شدگان در ولایت که منتظر حکم جهادند) شما قانونا و شرعا و مستقیما مسئول هر نوع خشونت و وارد شدن خسارات مالی و جانی به مردم  ایران (از هر دو طرف) شناخته می شوید.

خونسرد باشیم: تکلیف مشخص شد؛ راه های بعدی این هاست

بعد از سخنان رهبر در نماز جمعه که با تهییج طرفدارانش به امنیتی تر کردن فضا و ایجاد جو احساسی مبارزه با دشمن و شهادت طلبی تمام شد علاوه بر ادامه دادن به تظاهرات آرام خیابانی می باید نافرمانی های مدنی و فعالیت دیگری را را آغاز کرد.

1. اعتصابات گسترده خصوصا در صنعت نفت و بازار

2.  بیرون کشیدن پول از بانک های دولتی و فروختن سهام های دولتی بورس

3. نپرداختن فیش های آب و برق و گاز و خلافی رانندگی و پلیس راه و همچنین نپرداختن مالیات ماشین و کسب و کار و ...

4. حرکات هماهنگ اجتماعی از قبیل بوق زدن، دیوار نویسی، پخش اعلامیه و شب نامه، بی حرکت ایستادن در یک ساعت خاص به مدت مثلا دو دقیقه ( چه پیاده چه با ماشین) و راه های دیگری که همه باید هم فکری کنند و پیش نهاد کنند.

5. تشکیل هسته ها و شبکه های ارتباطی موثر (زنجیره ی ایمیل، تلفن، بلوتوث، ...) و سازمان یافته طوری که وظایف هر کدام مشخص باشد

6. وضع تحریم های سازمان داده شده علیه حامیان کودتا (صدا و سیما و ...)

7. تلاش برای دوستی با نیروهای نظامی و انتظامی و بیسجیان برای کشاندن آن ها به آغوش مردم.

8. گرفتن مراسم سوم و هفتم و چهلم شهدای آزادی و بزرگداشت خاطره ی آن ها در مناسبت های مختلف

9. . در خواست از مراجع تقلید مستقل و شجاع در همراهی با مردم و طلب یاری از آن ها. نقش مراجع و روحانیون در شهرستان ها خیلی مهم است.

10. پرهیز جدی از آزرده کردن اعتقادات مذهبی و باورهای دینی معتقدان.

11. تقاضا از رهبران اعتراض (موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی و ..) به ایستادگی در برابر کودتا چیان.

12. جبران خسارت و دلجویی کردن از کسانی که در این وقایع آسیب های جدی دیده ا ند و یا می بینند.

13. پیگیری وضعیت دستگیر شدگان از طریق منابع داخلی و بین المللی

14. جلوگیری از پخش اخبار غیر موثق و شایعاتی که باعث رعب و وحشت می شود

15. مبارزه با جنگ روانی و ارعاب کودتاگران و شجاعت دادن به کسانی که هنوز در تردید به سر می برند.

-----------------------------------

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

تبعیض و آپارتاید سیاسی در نمایش حکومتی نماز جمعه


چیزی که بیش از هر چیزی جلب توجه می کند فریاد زدن های کر کننده ی کسانی است که می گویند اهل کوفه نیستند تا علی تنها بماند (ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند!) و گلو می درانند تا  تا مرگ را برای کسانی که ضد ولایت فقیه هستند طلب کنند (مرگ بر ضد ولایت فقیه!) و تهید به حکم جهاد خامنه ای علیه هم وطنان خود می کنند (وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد!). همه ی این ها به صورت مستقیم از شبکه ی خبر پخش می شود.

مقایسه کنید این را با وضیعت معترضان بی پناهی که مجبورند با سکوت خیابان های تهران را زیر پا بگذارند و حتی دهان خود را با چسب می بندند نکند که واژه ای ناگاه از دهان  بیرون بیاید. این آپارتاید سیاسی دوام نخواهد آورد.

----------------------------------

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

نقشه ی یک انفجار بزرگ برای منحرف کردن اذهان از کودتای انتخاباتی و ...

حضور مردم در خیابان ها کودتاگران را غافلگیر کرده است. برای کامل کردن کودتا اینان احتیاج به امنیتی کردن فضا دارند که تاکنون با حضور ساکت مردم خنثی شده است. از طرفی گمانه بر این است که یک خطبه ی تند نماز جمعه ای هم نتواند چاره کار کند. بنابراین برای منحرف کردن اذهان عمومی و ساکت کردن منتقدان و معترضان احتیاج به حادثه ای در سطح امنیت ملی دارند. به نظر می رسد وقوع چنین حادثه ای در نماز جمعه ای که رهبر در آن حضور دارد ایده ال باشد. در آن صورت بحث کودتای انتخاباتی به حاشیه رفته و معترضان دستگیر شده و دستگیر نشده برچسب خائن و برانداز می گیرند و بهانه ای برای سرکوب خونین مردم پیدا می شود. و این یعنی دفن تلاش ها و خواسته های بحق مردم و پایمال شدن خون شهیدان آزادی. آگاهی عمومی از چنین نقشه  ای حتی اگر صد در صد موثق هم نباشد باعث خنثی شدن آن خواهد شد.

لطفا در سطح وسیع اطلاع رسانی کنید

( اقتباس از نظر وارده از طرف یک خواننده و یک ایمیل)

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

ائتلاف حزب الله: اینان که مردم را می زنند از حزب شیطان اند

هم اکنون تلویزیون بی بی سی اعلام که گروهی به نام ائتلاف حزب الله از خشونت های وحشیانه ای اخیر لباس شخصی ها به نام حزب الله برائت جسته و گفته که این ها از حزب الله نیستند حزب شیطان اند.

شهرستانی ها تهران را تنها نگذارید

تظاهرات میلیونی تهرانی ها نشان داده است که ما بیشماریم و اگر بیشمار به خیابان بیاییم کسی را توانایی ایستادن در برابر موج سبز معترض نیست. امروز هم که باید در رسای شهیدان راه آزادی سوگوارایمان را نشان دهیم. اما اگر در این حرکت ملی شهرستانی ها به اخبار رسیده از تهران بسنده کنند سرکوبگران خواهند توانست نیروهای بیشتری را به تهران بفرستند و هموطنانمان مبارز تهرانی را در تنگنا قرار دهند. اعتراض به دولت تقلب و سرکوب باید سراسری باشد. اعتراضات مسالمت جویانه نیز باید سراسری باشد. ابتدا در مراکز مذهبی تجمع کنید. همان کاری که شیرازی ها کرده اند و در شاهچراغ جمع می شوند. مشهدی ها به  حرم بروند و قمی ها به حضرت معصومه و اصفهانی ها به مسجد امام و ....

سروش: اگر شبانه روز از صدا و سیما پورنوگرافی پخش شود گناهش از آبروریزی و جلوگیری از پخش صدای مردم کمتر است

دکتر سروش در مصاحبه با تلویزیون بی بی سی با اشاره به فدا شدن عدالت در انقلاب و بی پناه بودن مردم اعلام کرد: مراجعه به شورای نگهبان برای شکایت یعنی مراجعه به دشمن. از دشمنان برند شکایت به دوستان/ چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟ وی آنگاه با اشاره به دروغ پردازی های فراوان صدا و سیما گفت: «همین که در رادیو و تلویزیون جلوی صدای مردم را می گیرندف همین که آبروریزی می کنند گناهش از صد گناه دیگر بدتر است. من معتقدم اگر از این رادیو و تلویزیون ایران شبانه روز فیلم های پورنوگرافی پخش بشه گناهش کمتر از آن است که بیایند آبروی کسی را ببرند و به او اجازه ی دفاع از خودش را ندهند. این ابطال رایی که در ایران شد، این اهانت و بی اعتنایی که به آرای مردم شد مصداق بارز بی عدالتی است.»



استاد شجریان به صدا و سیما: صدای من صدای خس و خاشاک است آن را پخش نکنید.

تلویزیون بی بی سی هم اکنون اعلام کرد که استاد شجریان  از صدا و سیما خواسته است که صدایش را پخش نکند. او گفته است صدای من هم صدای خس و خاشاک است آن را پخش نکنید.

خبرهای دیگر اینکه: محمد رضا جلایی پور، دکتر توسلی، وسعید لیلاز نیز دستگیر شده اند. از دیگر دستگیر شدگان قبلی عبارتند از:  بهزاد نبوی (برای بار دوم)، سعید حجاریان، عطریانفر، عبدلفتاح سلطانی، مصطفی تاج زاده، محسن امین زاده، احمد زید آبادی.
خبرهای دیگر اینکه: درگیری های صورت گرفته در دانشگاه رازی کرمانشاه هم 30 دانشجو دستگیر شده اند.
در آبادان و بوشهر هم درگیری  و تجمع گزارش شده است.

گنجی: اگر مردم به خانه برگردند حکومت رعب و وحشت نتیجه اش خواهد بود / خامنه ای رنگ سبز و سفید را به سیاه و سرخ تبدیل کرده است

اکبر گنجی در مصاحبه با رادیو آمریکا: تخریب ها کار خود افراد رژیم است. اگر مردم امروز کوتاه بیایند و به خانه برگردند نتیجه ی آن حکومت رعب و وحشت خواهد بود. اما اگر مردم در صحنه بمانند حکومت سلطانی خامنه ای مجبور خواهد شد در برابر خواسته ی مردم کوتاه بیاید. او همچنین گفت که تمام این نقشه ها تحت رهبری خود خامنه ای صورت می گیرد و احمدی نژاد نقش کوچکتری به عهده دارد.

گنجی مکررا می خواست که مردم تلاششان این باشد که در نهایت مسالمت در خیابان ها حضور داشته باشند و در دام خشونت و تخریب رژیم نیافتند.

ابطحی را همچون رای مان دزدیده اند! جای ابطحی خیلی سبز است. / ابطحی را آزاد کنید

امشب وب نوشته ها برای اولین بار طی پنج سال و هشت ماه بروز (2085روز) نشد. امشب ابطحی را از فضای مجازی دزدیده اند و دنیای وب فارسی از ابطحی خالی است. کودتاچیان به شادترین و خوش گوترین روحانیون هم رحم نکردند. امشب لبخند ابطحی از فضای وبلاگستان غایب است.  ابطحی مشاور کروبی بود و برای تغییر تلاش می کرد ولی کودتا گران تغییر را نمی پسندند.

اگر امشب ابطحی بود حتما از شهدای آزادی می نوشت. از وحشیگری های ناجوانمردان در حق جوانان وطن می نوشت. اگر امشب ابطحی بود حرکت بدون خشونت معترضان ایرانی را می ستود. ابطحی شاید تنها کسی در دنیای مجازی فارسی بود که بدون استثنا هر روز وب نوشته اش را تازه می کرد.

 امشب کودتاچیان با ابطحی چه می کنند؟ هر وقت وبلاگ نویسی زندانی می شد ابطحی از او می نوشت و تا جایی که می توانست برای آزادی اش تلاش می کرد. حالا نوبت ماست که همه از ابطحی بنویسیم و تا جایی که می توانیم برای آزادی اش تلاش می کنیم.

آخرین عکس وب نوشته ها خود شاهدی است از تلاش او برای آزادی دربندان. او عکس تاج زاده را انداخته که اکنون در زندان است. حالا خود او را حبس کرده اند تا آب خنک بخورد. تاثیر تلاش های ابطحی برای پیش برد اهداف اصلاح طلبانه ی ایران انکار نشدنی است. تمام فضای وب باید در کنار مطالبات انتخاباتی، زندانیانش را نیز از یاد نبرد. همه بنویسم تا کودتاچیان ابطحی و زندانیان راه آزادی را آزاد کنند. بخصوص وبلاگ نویسان بنویسند: ابطحی را آزاد کنید.

دهن کجی آشکار خامنه ای به اعتراضات و درخواست مردم و کاندیداها

در دیدار اعضای ستاد چهار کاندیدا با خامنه ای نکات مهمی بود. (من فقط حدود هفت تا هشت دقیقه ی آن را دیدم)

1. اعضای ستاد کروبی هیچگاه به صورت مستقیم به او نگاه نمی کردند و عدم رضایت از چهره ی همه آن ها پیدا بود.

2. خامنه ای با بی توجهی تمام به تقلب بزرگ در انتخابات چنان وانمود کرد که گویی این نتیجه قطعی است و بارها از رییس جمهور منتخب و یا کاندیدای پیروز و کاندیدای غیر پیروز نام برد.

3. خنده های غیر طبیعی و هیستریک او که حتی با لبخند حضار هم همراهی نمی شد نشان دهنده اوج استرس و ناآرامی درونی او بود.

4. او البته نتوانست نگرانی اش از اوضاع را پنهان کند چون وقتی به نماز جمعه ی آینده اشاره کرد گفت اگر عمر و مجالی بود خواهم گفت ...

5. او گفت که کاندیداها و طرفداران آن ها نباید همدیگر را عصبانی کنند ولی همین حرف های او تمام مردم معترض را بیشتر از قبل عصبانی خواهد کرد همان طور که عصبانیت را از چهره ی نمایندگان کروبی نیز می شد خواند.

6. او بدون اشاره به شهیدان آزادی فقط به مردم معترض نام خرابکار داد (دقیقا همان لقبی که شاه به معترضان می داد). این البته تنها شباهت این دو موقعیت نیست.

دو خبر مهم از ستاد موسوی

ستاد موسوی طی یک اعلامیه می گوید که مردم مراقب باشند در دام درگیریهای طراحی شده نیافتند.

از مردم عزیز مجدداً درخواست می‌گردد که در دام درگیریهای طراحی شده قرار نگیرند. جمعیتها و احزاب حامی آقای مهندس موسوی در تلاشند تا با استناد به اصل 27 قانون ا ساسی مبنی بر آزادی اجتماعات به منظور برگزاری تجمع موج سبز در اعتراض به تخلفات انتخاباتی و برخوردهای خشونت آمیز و شهادت تعدادی از هموطنان ما مجوز لازم را اخذ کنند. از آنجا که با توجه به محدودیتهای شدید رسانه‌ای که دولت حاکم ایجاد کرده است، امکان اطلاع‌رسانی مناسب و به موقع از طرف ستاد وجود ندارد، مسئولیت عواقب این وضعیت که نقش اطلاع‌رسانی رسانه‌های بیگانه و پی‌آمدهای آن را تقویت می‌کند به عهده دولت حاکم است. ضمنا آقای مهندس موسوی آمادگی خویش را برای حضور در برنامه‌های مستقیم تلویزیونی برای بیان مواضع خود در خصوص انتخابات و وقایع پس از آن اعلام داشته‌اند.

خبر دوم: محتشمی

فوری//کنفرانس مطبوعاتی محتشمی پور ساعت 15:30 برگزار می شود
قلم - کنفرانس خبری حجت الاسلام و المسلمین محتشمی پور امروز ساعت 15:30 با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی برای تشریح آخرین پیگیری های انجام شده درباره تخلفات انتخاباتی و گزارشی از جلسه صبح با شورای نگهبان برگزار می شود. 

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

http://harfehesaaby.blogspot.com/feeds/posts/default


اعلامیه ی آیت الله منتظری

پس نوشت مهم و تصحیح: متاسفانه منبعی که این اعلامیه را در اختیار من گذاشته بود دچار اشتباه شده بود. گرچه ی آیت الله منتظری اعلامیه ی بسیار مهم و مفصل تری روز بعد یعنی در 26 خرداد صادر فرمودند اما اعلامیه ای که عکس آن را گذاشته ام صادق نیست و بهتر است به اعلامیه ی ایشان که در زیر می گذارم اعتماد شود. ضمنا می توانید این اعلامیه را در اینجا نیز مطالعه فرمایید. پس اعلامیه ای که با عنوان لا یحب الله شروع می شود اعلامیه ی اصلی ایشان است. از این اشتباه صورت گرفته عذر خواهی می کنم. 



‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
‏(لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم )‏
 
 ‏ملت شريف و مظلوم ايران
‏ ‏ضمن سلام و تحيت - در روزهاى اخير شاهد تلاش و حضور پرشور و‏ ‏ايثارگرانه شما برادران و خواهران عزيز و بزرگوار، از زن و مرد، پير و جوان و‏ ‏تمامى اقشار در صحنه تبليغات انتخابات دوره دهم رياست جمهورى‏ ‏بودم .
‏ ‏در اين ايام قشر جوان با روحيه اميد و براى رسيدن به خواسته هاى به حق‏ ‏خود به صحنه آمدند و شب و روز براى روز موعود لحظه شمارى كردند، و‏ ‏اين فرصت بسيار مناسب و خوبى براى مسئولين نظام بود تا موقعيت را‏ ‏مغتنم شمرده و بتوانند بهترين رابطه دينى ، عاطفى و ملى را با قشر عظيم‏ ‏نيروى جوان و بقيه اقشار برقرار نمايند.

‏ ‏اما متأسفانه از اين بهترين فرصت بدترين استفاده شد. با اعلام نتايجى كه‏ ‏هيچ عقل سليمى آن را نمى پذيرد و بر اساس شواهد موثق تغييرات‏ ‏عمده اى در آراى مردم داده شده است و به دنبال آن در پى اعتراض برخى از‏ ‏اقشار مردم به اين نحو عملكرد، در جلوى چشم همين مردم كه بار سنگين‏ ‏پيروزى انقلاب و هشت سال جنگ تحميلى را بر دوش خود حمل نمودند و‏ ‏با دست خالى در برابر گلوله هاى رژيم شاهنشاهى و توپ و تانك دشمن‏ ‏مقاومت كردند، و در جلوى چشم جهانيان و در حضور دوربين هاى‏ ‏خبرنگاران داخلى و خارجى به جان فرزندان اين مردم و اين مملكت افتاده‏ ‏و با شدت و خشونت كامل با زنان و مردان بى دفاع و دانشجويان عزيز‏ ‏برخورد كرده و آنها را سركوب و مضروب و دستگير نمودند; و اينك به دنبال‏ ‏تسويه حسابهاى سياسى ، با فعالان و انديشمندان و روشنفكران بر آمده و‏ ‏عده كثيرى را كه بعضا از مسئولين بلند مرتبه نظام جمهورى اسلامى بوده اند‏ ‏بى جهت دستگير و بازداشت مى‎كنند.

‏ ‏اينك بر وظيفه دينى و ملى و بر اساس آيه شريفه (و ذكر فان الذكرى تنفع‏ ‏المومنين ) و نيز با هدف خيرخواهى و آرزوى اصلاح امور، چند نكته را تذكر‏ ‏مى‎دهم :

‏1 - ويژگى يك حكومت مقتدر - چه اسلامى و يا غير اسلامى - آن است كه‏ ‏بتواند ديدگاههاى موافق و مخالف را مورد توجه قرار دهد و با شرح صدر كه‏ ‏شرط لازم حاكميت است همه اقشار حق مخالفين فكرى و سليقه اى خود را‏ ‏جذب و در امر حاكميت سهيم نمايد، نه اينكه آنان را به كلى طرد نموده و‏ ‏روز به روز بر تعداد آنان بيفزايد. من به خاطر موسوم شدن حاكميت به‏ ‏حكومت دينى خوف آن دارم كه كارها و اعمال مسئولين در نهايت باعث‏ ‏ضربه به دين و موجب خدشه در اعتقادات مردم گردد.

‏ ‏2 - در رابطه با اوضاع كنونى و مسائلى كه پس از انتخابات اخير به وجود‏ ‏آمده و بسيارى از مردم دچار تحير و بدبينى شده اند و بر اساس آموزه هاى‏ ‏دينى و اخلاقى ، از حاكمان و مسئولين مربوطه توقع دارند در چنين امر‏ ‏مهمى كه حفظ حقوق عامه مردم است و در آن نمى توان به اصالت برائت‏ ‏تمسك كرد بلكه بايستى از طريق معتبر و مرضى الطرفين و بى طرف ،‏ ‏امانتدارى حاكميت و دست اندركاران آن احراز گردد. در چنين شرايطى‏ ‏انتظار آن است كه حاكميت پاسخى مقبول و معقول بدهد و با روشهاى‏ ‏صحيح ، بدبينى و شك و شبهه مردم را برطرف نمايد; كه در غير اين صورت‏ ‏موجب بى اعتمادى بيش از پيش مردم به حاكميت شده و مشروعيت نظام و‏ ‏منتخب آن زير سوال رفته و اعتبار آن مخدوش خواهد شد. بارها تذكر داده ام‏ ‏كه آراء ملت امانتهاى مردمى و الهى هستند و حاكميتى كه بر اساس تصرف‏ ‏در آراء باشد هيچ نحو مشروعيت دينى و سياسى ندارد.

‏ ‏3 - از همه مردم به ويژه جوانان عزيز تقاضا مى‎شود كه حق خواهى خود را‏ ‏همراه با صبر و متانت دنبال كنند و با كياست و هوشيارى درصدد حفظ‏ ‏آرامش و امنيت كشور و پرهيز از هرگونه خشونت و كارهايى باشند كه چهره ‏ ‏آنان و نيز خواسته مشروع و قانونى شان را مخدوش مى‎نمايد و بهانه به‏ ‏دست افراد معلوم الحالى مى‎دهد كه خود را در ميان مردم جا زده و با ايجاد‏ ‏اغتشاش و تخريب و آتش زدن اماكن شخصى و عمومى ، قصد ايجاد فضاى‏ ‏رعب آور و امنيتى كردن كشور را دارند. لازم است ضمن حضور آگاهانه و با‏ ‏هوشيارى كامل اجازه دهند تا كانديداهايى كه حقشان تضييع شده كار‏ ‏قانونى خود را دنبال نمايند.

‏ ‏4 - به همه مسئولان و دست اندركاران و همچنين به مأمورين نظامى و‏ ‏انتظامى توصيه مى‎كنم دين خود را حفظ و آن را به دنياى ديگران نفروشند و‏ ‏توجه كنند كه عبارت "المأمور معذور" در پيشگاه خداوند متعال به هيچ وجه‏ ‏پذيرفته نيست . جوانان معترض را فرزندان خود دانسته و از برخوردهاى‏ ‏خشن و غير انسانى دست برداشته و با عبرت از سرنوشت گذشتگان ، بدانند‏ ‏كه دير يا زود عاملين ظلم به مردم از كيفر و عقوبت دنيوى و اخروى مصون‏ ‏نخواهند بود. در اين زمان نمى توان با سانسور و قطع و محدود نمودن‏ ‏امكانات ارتباطى حقايق را از ديد مردم پنهان نمود.
‏ ‏در خاتمه از خداوند متعال توفيق همگان را در خدمت به اسلام و مسلمين ،‏ ‏و نيز عزت و سربلندى ملت عزيز ايران را مسألت مى‎نمايم .
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
‏26 خرداد 1388‏
‏حسينعلى منتظرى ‏




کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

http://harfehesaaby.blogspot.com/feeds/posts/default

سناریوی افشا شده ی کودتاگران را در این دو عکس ببینید

روی عکس کلیک کنید تا آن را بزرگتر ببینید

عکس اول مربوط به نیمه شبی است که دولت تقلب و کلاه برداری در حال اعلام پیروزی اهرمن نژاد بود و مثلا طرفداران آن در خیابان ها داشتند جشن می گرفتند (صبحگاه 23 خرداد). و عکس دوم مربوط به سرکوب مردم در روز 24 خرداد است. ببینید سناریوی چکمه پوشان متقلب را.

این هم یک لینک: http://i39.tinypic.com/2i1do90.jpg (ممنون از دوستی که لینک را گذاشت)

کسانی که نوشته های حرف حساب را از طریق فید خوان می گیرند لطفا نوشته ها را از طریق ایمیل به دیگران هم برسانند و یا از آن ها بخواهند که مشترک شوند.

http://harfehesaaby.blogspot.com/feeds/posts/default

خودشان پایگاه بسیج را آتش زدند

طبق گزارشی که از طریق ایمیل به دستم رسیده اعضای پایگاه بسیج تا جایی که تیر داشته اند تیر اندازی کرده اند. یک نفر به دست مردم افتاده است ولی بقیه فرار کرده اند و قبل از فرار هم پایگاه را آتش زدند تا چیزی دست مردم نیافتد.




گزارش را به زبان انگلیسی در اینجا بخوانید. در باز نشر گزارش بکوشید.

معلوم شد که نمایندگان هم نماینده ی مردم نیستند و هم کاسه ی تقلبند!

حداقل برای حفظ ظاهر هم که شده نمایندگان مجلس می باید مدافع مردمی باشند که رایشان ها به غارت رفته است. ولی کدام ظاهر؟ مگر می شود از نمایندگانی که دست چین شورای نگهبان اند توقع داشت از مردم پشتیبانی کنند؟ هر چه هست در این روزهای پر خطر مردم هر روز بیشتر از قبل دوست و دشمن خود را می شناسد. سکوت مثلا نمایندگان در برابر رای دزدی و کشتن و ضرب و شتم سه روزه ی مردم در غرب و شرق و شمال و جنوب کشور و یا بدتر تبریک گویی آن ها به کسی که با تقلب و فریب می خواهد ریاست جمهور ایران باشد هیچ گاه از خاطره ی تاریخی مردم عدالت خواه ایران پاک نخواهد.

توصیه ی مردم این است که تا کاملا دیر نشده آنانی که وجدان و ضمیرشان با مردم است و تا بحال به هر دلیلی به مردم نپیوسته اند آخرین فرصت های اعلام همبستگی با جنبش عدالت و آزادی خواهی مردم را از دست ندهند.

ابطحی: تعداد تظاهر کنندگان امروز از تظاهر کنندگان 22 بهمن هم بیشتر بود

ابطحی با زیرکی تمام به سردمداران استبداد طلب خون ریز یاد آوری کرده است که خیزش آزادی طلب و عدالت خواه مردم انقلابی جدید است که مردم بیشتری را از مثلا پاسداشت انقلاب 57 به میدان آورده است.
نزدیک خیابان انقلاب معلوم بود خیلی بیشتر از 22 بهمن امده اند.
 نمی دانم آیا سردمداران دروغ و تقلب این قدر فهم دارند که با شنیدن صدای مردم در برابر خواسته ی آن ها کرنش کنند و بر مردم ایران و تاریخش هزینه های غیر ضروری تحمیل نکنند. 

شهیدان آزادی را از انقلاب تا آزادی تشییع خواهیم کرد

قاتلان بی رحم مردم ایران مطمئن باشند بهای سنگینی برای قساوتشان خواهند پرداخت. مردم ایران شهیدان عزیزشان را بر دوش های غم تشییع خواهند کرد. جواب آزادی خواهی مردم گلوله نیست. جواب راهپیمایی مردم باتون و لگد نیست. جواب سبزی خواسته ی مردم سرخی خون نیست. ایران در غم جوانانش می گیرد اما از پای نمی نشیند. مستبدان و خونریزان در پیشگاه تاریخ سرافکنده خواهند بود و به کوری چشم بد طینتان از خون جوانان وطن، ایرانی آباد و آزاد خواهد رویید. 

تشکر یک ایرانی از پلیس امارات که همچون پلیس ایران با آن ها رفتار نکرده است

یک ایرانی که امروز در تظاهرات ایرانیان در برابر سفارت ایران در امارات شرکت کرده بود با شرح جزییاتی از همکاری پلیس امارات که با و جودی که تجمع آن ها ابتدا مجوز نداشته  از همکاری و عدم آزار و اذیت پلیس امارات تشکر کرد و آن را با رفتار پلیس ایران با هم وطنان ایرانی مقایسه کرد و افسوس خورد.

از طرف دیگر آن طور که در گزارش صدای آمریکا دیده می شد یکی از کارکنان سفارت ایران از روی بام سفارت  دوربین بدست از تمام تظاهر کنندگان فیلم برداری می کرد. شاید تظاهر کنندگان هم از طبیعت این افراد پرونده ساز آگاه بودند که اکثرا با نقاب در تظاهرات ظاهر شده بودند.

تنفیذ حکم ریاست جمهوری میر حسین موسوی توسط مردم

امروز میر حسین موسوی رییس جمهور منتخب مردم ایران توانست از مردم تنفیذ حکم ریاست جمهوری اش را بگیرد و متقلبان را سر جای خود بنشاند. او مردم را با رهبر عوض کرد و این راهی است که از این پس ایران باید پیش بگیرد. رییس جمهور منتخب و محبوب ایران میر حسین موسوی تاریخ جدیدی را برای ایران رقم خواهد زد. تا قطعی شدن این تغییر مردم نباید از صحنه بیرون بروند.

لیاقت احمدی نژاد و رهبرش: کره شمالی به احمدی نژاد تبریک گفت

همین الان خبر آمد که اتحادیه اروپا هم بیانیه داده و به خشونت ها اعتراض کرده است. وزیر امور خارجه ی فرانسه و انگلیس هم معترض شده اند. سفیر ایران در آلمان و فرانسه هم به وزارت امور خارجه ی این کشورها احضار شده اند. از طرف دیگر جو بایدن (معاون اوباما) در درستی انتخابات ابراز تردید کرد. و در یک تحول دیگر هم سفر احمدی نژاد به روسیه که قرار بود امروز انجام بشه لغو شده است (راهش نداده اند). 

تبریک گوها اما نصرالله، رییس جمهور عراق، رییس جمهور افغانستان و دولت کره شمالی بود ه اند.

یک توصیه ی مهم برای مبارزه ی موثر

ما بیشماریم و وفاداران به کودتا کم شمار. باید از هر راه ممکن کودتاخواهان را در محلی که هستید مشغول کنید تا این ها نتوانند نیروهایشان را برای سرکوب مردم متمرکز کنند. مثلا وقتی سایت های اینان مورد حمله قرار می گیرد آن وقت نیروی فنی آن ها صرف رفع مشکل می شود و نخواهند توانست برای سایت های مردمی مشکل ایجاد کنند. و یا اگر مثلا در یک اداره در جاهای مختلف شعار نویسی شود نیروهای بسیج و حراست از ترس اوج گرفتن اعتراضات سعی می کنند در اداره بمانند تا کنترل اوضاع را از دست ندهند و نمی توانند به کمک دیگر سرکوبگران بروند. یا اگر در هر کوی و برزن و مسجد و دانشگاه و ... به هر ترتیبی مشغولیتی برای نیروهای سرکوبگر و یا طرفدار کودتا ایجاد شود آن ها نخواهند توانست به دیگر سرکوبگران ملحق شوند. برای همین هم اعتراضات در تمام شهرها و روستاها و تمام صحنه های ممکن (روز و شب) برای مشغول کردن و خسته کردن نیروها لازم و ضروری است. تاکید می کنم مبارزه ی شبانه برای کسانی که نمی توانند در روز به مردم ملحق شوند در خسته کردن و فرسایش روحیه ی سرکوبگران تاثیر بسیار زیادی دارد. شما هم پیش نهاد بدهید که چگونه می شود اینان را مشغول نگه داشت.

وعده های خامنه ای این بار مردم را گول نمی زند

در حادثه ی 18 تیر که رهبر ایران آن را «جنایت» نامید و با بغض و تمنا از مردم می خواست آرام باشند و حتی گفت که اگر عکس او را پاره کردند کسی به مردم کار نداشته باشند در نهایت ختم شد به دزدی یک ریش تراش توسط یک مامور! و تبرئه ی عاملان این جنایت و غلتیدن ایران به دامن استبداد. از آن زمان تا امروز نیروهای لباس شخصی دمکراسی را به ریشخند گرفته اند و زندگی را به کام مردم تلخ کرده اند.

این بار ایشان با وقاحت تمام، رای مردم و اعتماد مردم را تارج کرده و حالا می گوید که شورای نگهبان همچون دوره های قبل!! به شکایت ها رسیدگی می کند! خود شورای نگهبان دست دیگر این تقلب است آن وقت ایشان قول رسیدگی شورای نگهبان منصوب خودش را می دهد! واقعا که «ولایت مطلقه ی وقیح» حقیقتا شایسته اوست.

اخبار درگیری های شب گذشته در خرم آباد و قطع کردن برق خیابان های اصلی

در خرم اباد جوون ها درگیر شدن با مامورا . میگن «فقط موسوی» و پلیس همه رو میگیره. بعد از درگیری های امشب که جوانان با شعار فقط موسوی به خبایون های لرستان ریختن الان برق خیابون های شهدا و مطهری و قاضی اباد خرم اباد رو قطع کردن پلیس هر دو پسر جوون که با هم باشن رو دستگیر می کنه گشت ویژه گذاشتن در وردی شقایق که به مرکز شهر میرسه همه جوون ها رو دستگیر می کنن لطفا اطلاع رسانی کنید


(این ایمیل 5 ساعت قبل فرستاده شده است برای من که متاسفانه دیر متوجه شدم)

سازگارا: مردم! رییس جمهور منتخب خودتان را فردا تنها نگذارید!

سازگارا در مصاحبه با رادیو آمریکا می گوید که میر حسین موسوی گفته است چه مجوز بدهند و چه مجوز ندهند ایشان فردا در میدان انقلاب خواهد بود تا به همراه مردم تا میدان آزادی راهپیمایی صلح آمیز کند. سازگارا می گوید که به ا ین ترتیب میر حسین از مردم خواسته است تا رییس جمهور منتخبشان را تنها نگذارید. اما از طرف دیگر سحرخیز می گوید که آقای موسوی مجوز را گرفته است و این کار یک کار قانونی است چون حق با میر حسین است. ایشان می گوید یک جنگ قدرت در سطح بالا قرار دارد میان خامنه ای و احمدی نژاد و اکثریتی از دیگر شخصیت های سیاسی کشور.

نترسیم نترسیم، ما همه با هم هستیم

در فیلمی که بی بی سی از اعتراضات مردم در میدان کاج تهران نشان داد مردم یکصدا داد می زدند که نترسیم نترسیم ما همه با هم هستیم.
به نظرم این ویدئو که از داشنجویان دانشگاه اصفهان گرفته شده نشون می ده مردم ما ترس رو کنار گذاشته اند و حاضر نیستند از حق خود بگذرند.
حتما این ویدئو را نگاه کنید تا اثر باتون های الکتریکی و غیر الکتریکی را بر بدن جوانان ایرانی ببینید.


یکی دیگر از نکات مورد توجه این بود که یک خانم در تماس تلفنی می گفت قیافه ی بعضی از یگان های ویژه عربی بود.

هشدار: ابطال این نتخابات پر تقلب است حداقل خواسته ی ماست

هر دو کاندیدای اصلاح طلب و حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اعلام کرده اند که این انتخابات را قبول ندارند و باید شورای نگهبان آن را باطل اعلام کند.  خواسته ی مردم هم همین  است اما باید به دو نکته ی مهم توجه داشت:

1. هر دو کاندیدا و نیز این احزاب به هر حال روابطی با قدرت دارند و ممکن است به مصالحه هایی برسند که مثلا نظام در خطر نیافتد! مردم اما باید جلوی این گونه معامله های احتمالی را بگیرند. مردم باید تا وقتی که حداقل از ابطال انتخابات اطمینان حاصل نکرده اند از پای ننشینند.

2. نباید بیش از حد روی کمک کشورهای خارجی حساب کرد چون برای آن ها زیاد مهم نیست که کی رییس جمهور باشد. چه بسا آن ها ترجیح می دهند احمدی نژاد زخم خورده از این تظاهرات و تقلب رییس جمهور بماند تا هر چه می خواهند بارش کنند. بنابراین نباید گذاشت دیگران با سرمایه ی مردم معامله کنند.

3. اگر مردم محکم بایستند نه تنها رژیم به خواسته ی مردم احترام خواهد گذاشت که از ا