header-photo

آموزه های اشتباه و سوء استفاده از ایثار

۱. ایثار: «گذشتن از حق خود و یا متحمل زحمت و سختیی شدن برای آنکه دیگری (دیگران) به آسایش، برخورداری و یا رضایتی برسند». اگر این معنا درست باشد آنوقت اگر کسی مطمئن باشد که در مقابل این از خودگذشتگی پاداش بهتری دریافت می کند کار او ایثار نیست هر قدر هم که چشمگیر و سخت باشد.


۲. ایثار رفتار معمول آدمیان نیست و نباید و نمی تواند باشد. اصلا اگر ایثار رفتار معمول بود که به عنوان کنشی استثنایی شناخته و ستایش نمی شد. بنابراین هر ملت و فرهنگی که مبنای پیشرفتش را بر اساس ایثار گذاشته باشد شکست می خورد. گاهی قهرمان پرستی و قهرمان طلبی (به منظور رفع مسئولیت از خود) نیز نمود دیگری از ایثارخواهیست.


۳. در تجربه بشری ایثار فردی (به عنوان یک روش و نه یک استثناء) در برابر کارکرد گروهی و یا حرفه ای گری بی ارزش است. قانونش ساده است: اگر جامعه ای دارای ۶۰ میلیون جمعیت باشد و ۱۰۰ هزار نفر آن ایثارگرانه هر کدام مثلا 5 کیلو بار پیشرفت مملکت را بردارند در مجموع می توانند ۵۰۰ هزار کیلو گرم بار بردارند. اما اگر ۶۰ میلیون بدون ایثار ولی با برنامه هر کدام فقط ۲۵۰ گرم (یعنی یک بیستم ایثارگران) بار بردارند مجموعاً می توانند سی برابر ایثارگران یعنی ۱۵٬۰۰۰٬۰۰۰ کیلو بار بردارند.


۴. ایثار یک حادثه ی رفتاری است و نه یک فرهنگ. غلبه دادن ایثار زمانی که خود افراد ضرورت تاریخی آن را احساس نکنند (مثلا در هنگام جنگ آنهم به مدتی محدود) از یک سو باعث خستگی مفرط مردم و از سوی دیگر باعث رواج ریا و معامله گری به اسم ایثار می شود.


5. از معایب دیگر اتکا به ایثار٬ نامطمئن بودن آن است. چرا که ایثارگر همیشه باید بیش از حد ظرفیت های معمول دیگران سختی بکشد، شجاعت بخرج بدهد، بجنگد و .... که البته بارها و بارها این توقعات محقق نشده و نتیجه ای جز ناکامی و سرخوردگی به جا نمانده. از سوی دیگر، گرچه ایثار (رفتار پیش بینی نشده در برنامه) گاهی به پیش بردن سریع تر امور کمک می کند ولی گاهی هم باعث آسیب زدن به جریان طبیعی عمومی می شود.


6.ایثار زمانی تبدیل به رفتار غالب یک جامعه می شود که قضاوت عمومی این باشد که شرایط معمولی نیست و جز با تلاش ایثارگرانه نمی توان آن را به حالت معمولی برگرداند. اما باید توجه داشت که اولا این رفتار در صورت بودن عزمی ملی و خواستی واقعی صورت می گیرد و نه با بخشنامه و حقوق و مزایا دادن. دوم اینکه رفتار ایثارگرانه فقط برای بازگرداندن حالت معمولی صورت می گیرد و نه برای باقی ماندن و یا لذت بردن از این رفتار. و هرگاه شرایط به مدت طولانی و به صورت مصنوعی غیر طبیعی نشان داده شود تا از دوپینگ رفتار ایثارگرانه برای مدیریت یک جامعه استفاده کرد نتیجه آن علاوه بر از پا انداختن شرکت کنندگان در این تلاش، باعث بی اعتمادی تاریخی به کل مفهوم ایثار و مدیران ایثارطلب می شود. (مثلا دشمن تراشی همیشگی نظام جمهوری اسلامی ایران).


7. حقیقت این است که مدیریت موثر و درست چیزی بیشتر از انجام وظیفه متناسب با تواناییهای ذاتی و مهارتی یک فرد از او نمی خواهد. در چنین مدیریتی نیازی نیست که حتماً اعضای یک سیستم تعلق ایدئولوژیک به سیستم داشته باشند و برای آن فداکاری و ایثار کنند (همان که ما به عنوان «تعهد» می شناسیم). در این مدیریت تعهد ابتداً طراحی عالمانه ی سیستم و چیدمان درست و دقیق اعضای موثر در کارکرد آن سیستم (شايسته سالاری) است. هر گاه در چنین حالتی هر کسي٬ بدون احتیاج به ایثار٬ «وظیفه ی جزیی» خود را انجام دهد «کل سیستم» به تعهد خود که رسیدن به هدف از پیش تعیین شده می باشد می رسد و احتیاجی به توقع ما لایطاق از مردم و یا گزینش و آزمایش نیت و تعهد که اموری غیر اندازه گیری و بسیار درونی اند نیز نخواهد بود.


( به نظر می رسد که گفته ی معین که «باید بحث زرگری تعهد و تخصص را کنار گذاشت» و این که او معتقد به «سیستم سالاری» بود نشانه ای از اگاهی به سوی رهایی از تحمیل فرهنگ ایثارگری اجباری بود.)


*این نوشته باز نویسی و ویرایش یک نوشته ی قدیمی ام است.


3 comments:








human being

گفت...

در روابط اشخاص با یکدیگر گاه ایثارگری های یک فرد برای دیگر اعضای خانواده یا گروه، در واقع یک بازی است که فرد معمولا به صورت نیمه آگاه درگیر آن می شود...0
معمولا فرد ایثار می کند تا همیشه بتواند دیگران را مدیون خود نگاه دارد و به این ترتیب به صورت نابالغانه جلب توجه کردن و تنها نشدن و در نتیجه حذف نشدن خود را تضمین کرده...در ابعاد بزرگتر اجتماعی هم می بینی گروه هایی درگیر همین بازی هستند.0

بسیار نکته سنجانه و تحلیلی بود . خیلی استفاده کردم.0





ghasedak

گفت...

بابک دادبخش ، زنداني اعتصابي در آستانه مرگ
امروز اين خبر را حامل هستم براي نجات جانش بنويسيد

کلمات قابل فهم آنچه در فايل صوتي ايراد ميشود در ذيل درج ميگردد : ( من باب .. بابک دادبخش هستم بعد از چهل و چند روز اعتصاب از تمام.. کسايي که در اين مدت برخلاف -- رذالت داره-از من حمايت کردند متشکرم و سپاس گذارم ، تمام فعالهاي سياسي و حقوق بشري ، دوستان ، مبارزان و فعالان اميدوارم که باز روز ... اين جنايتکارها ..... از دستشان خارج بشويم ... نابود بشوند ..... اگر کسي --------- از اينجا ميگم با اين وضعيت زنده باد آزادي ، زنده باد دموکراسي ، مرگ بر ديکتاتوري )

اخرين جملات يک فرد زنده که با بي توجهي به کام مرگ فرستاده ميشود





حرف حساب

گفت...

انسان جان بخصوص من هم با این قسمت مدیون کردن خیلی مشکل دارم. این مشکل در غرب خیلی کمتر وجود داره مشکلات هم کمتره (از این نظر) ارادت:»ء




Blog Widget by LinkWithin