بی شک مصدق بزرگ کوششش این بود که نفت سرمایه ای ملی باشد و نه سلطنتی یا ولایت فقیهی. اما دولت پر میوه او کوتاه زیست و با کودتای آمریکایی 28 مرداد جریان ملی شدن نفت نیز از راه اصلی خارج شد و درآمد نفت بجای ملت در اختیار سلطنت قرار گرفت.باری انقلاب 57 با این ادعا پیروزی یافت که مردمان (که اتفاقا از رفاه نسبی قابل قبولی هم برخوردار بودند) زندگی معنوی و مادی اشان بهبود یابد و ثروت ملی به همگان برسد و خرج تانک و توپ و هواپیما نظامی و ماشین ضد گلوله و قصر نشود. حتی آیت الله خمینی قول آب و برق مجانی را داد. حال که 30 سال گذشته است تنگدستی و تباهی و نابرابری زندگی را بر مردمان از همیشه تلخ تر کرده است و نفت که قرار بود سر سفره مردمان باشد شده است خزانه ی سرکوبگران و کودتاچیان. در بازه ی چهار سال 300 میلیارد دلار پول نفت بی سند و مدرک خرج بی لیاقتی های دولت نهم و مجلس هشتم و مقدمات کودتای 23 خرداد 88 شد. نفت ایران، امروز تامین کننده ی پول سرکوب، ستمگری، اختناق، دشمن تراشی، ترساندن، زندانی و شکنجه کردن و قرار دادن مردم ایران در برابر یکدیگر است. پول نفت امروز بر سر سفره ی دیکتاتوری است.
پی نوشت: نفت را دولتی کردیم افتخار هم می کنیم
*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید. سبز یعنی استقامت تا بهار*




