header-photo

بعضی وقتا که می‏بینم هیچ غلطی نمی‏تونم بکنم یاد آمریکا می‏افتم ...

می‏گویند یکی از بهترین جاهایی که می‏توان تفسیر سیاسی درست - و نه دروغین همچون گزارش‏های ۲۰:۳۰ سیمای ج.ا.- شنید تاکسی است. جایی که مردم نگاه و قضاوت خود از سیاست را در گفت‏وگویی کوتاه و بی آلایش با همسفران و راننده تاکسی در میان می‏گذارند و پاسخ می‏گیرند و پاسخ می‏دهند.

از سوی دیگر، لطیفه‏ها نیز همچون نقدی که پربها و معتبر است - که البته حتما از ریال معتبرتر است - گویای قضاوت جمعی و احساس گروهی مردم نسبت به جریان زندگی و سیاست و اقتصاد و فرهنگ است. مثلا جوک زیر تفاوت در آنچه که مردم ناچارند به حکومتیان نشان دهند و آنچه که در خلوت خانه خود می‏گویند را نشان می‏دهد.
یک نفر می‏ره نیروی انتظامی و می گه: اومدم بهتون بگم طوطیم گم شده.مامور نیروی انتظامی  با تعجب می‏گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.یارو هم می‏گه: نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!
نمونه دیگر، نوشته‏ای است که یک وبلاگ نویس به عنوان لطیفه و بیانیه زیر نوشته‏ی اصلی‏اش گذاشته است و بهانه این نوشته نیز شد. حال این نوشته را در کنار واکنش مقامات ج.ا. (از جمله خوش رهبر ج.ا.) به قطع‏نامه‏ها و تحریم‏ها (که یک زمانی فقط کاغذ پاره بودند) و تهدیدها از نظر بگذرانید و نوشته کوچکترش را در سایه نمایش مسخره مثلا انتخابات  بخوانید. 
(روی عکس کلیک کنید تا آن را در اندازه بزرگ ببنید)

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

جمع کردن پول برای اینتکتوئل‌های ایرانی در انگلیس!

گویی آبروی ایران و ایرانی ارزان‏ترین متاعی است که هر کسی می‏خواهد آن را بفروشد و با آن پولی جمع کند! بعد از حراج حکومتی آبروی ایران، امروز شنیدم یک انگلیسی می‏گفت که دو ایرانی به سراغش آمده‏اند و درخواست کمک مالی کرده‏اند برای گروهی از انتکلتوئل‏های (intellectuals) ایرانی که در بندند. برایم غریب آمد. بیشتر پرسیدم. گفت همان‏ها که بیشتر از ۳۰۰۰ نفرند و در عراق در بند مانده‏اند و تازه دانستم که باز مجاهدین در حال خرج کردن از آبروی ایرانند و برای ماندن خود از هیچ کاری فرو نمی‏گذارد. و آن انگلیسی نمی‏دانست که اینان برای یک سازمان تروریستی پول جمع می‏کنند.

بله، همان مجاهدین وطن‏نادوستی که تا یاد داریم دست به اسلحه داشته‏اند؛ در هنگام جنگ با عراق در خانه دشمن خانه داشتند و کمک‏های اطلاعاتی به دشمن می‏دادند. همان‏هایی که با تانک و نفربر به ایران حمله‏ور شدند و حالا نام خود را انتلکتوئال ایرانی گذاشته‏اند تا پول جمع کنند و به کمک آن خون‏ریزی و خیانت را ادامه دهند. آیا خون‏ریزی بس نیست؟ آیا وقت آن نیست که توهم را کنار بگذارند و از گذشته سیاه خود دست بردارند و راه پیوستن به مردم را تمرین کنند؟

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

دلیل سوم ماندگاری خامنه‌ای بر احمدی‌نژاد

مدتی است همه در شگفتند که: چرا سید علی خامنه‏ای جانب تجربه‏مندانی چون رفسنجانی، نیکانی چون خاتمی،  بزرگانی چون میرحسین موسوی، شیردلانی چون کروبی، و ناصحانی چون آیات جوادی آملی، دستغیب، و ... را رها می‏کند و به دامان بی‏مایه، شرور، بی‏مقدار، زبون، و نابابی چون احمدی‏نژاد دست انداخته است؟

دو دلیل طبیعی شاید این‏ها باشند: یک: با کنار نهادن احمدی‏نژاد، علی خامنه‏ای عملا به درستی رفتار، گفتار و هشدارهای همانانی که کنار گذاشته و زندان انداخته اعتراف کرده است (او حالت زمین خورده‏ای را پیدا کرده که نمی‏خواهد به افتادن خود معترف باشد و می‏خواهد تا آخر مسیر را سینه خیر برود). دو: احمدی‏نژاد بدلیل همان صفات پیش‏گفته و با جمع کردن مدرک و پرونده از تمام خاندان و اذناب خامنه‏ای و دوستانش آشکارا گفته است که اگر قرار باشد من بروم، شما را هم با خود خواهم برد.

 اما سخنرانی اين جمعه علی‏ خامنه‏ای که گروهی گمان می‏کردند شايد راه عاقلی را جسته باشد نکته ديگری را هم روشن کرد که شايد دليل سوم جذب اوليه خامنه‏ای به احمدی‏نژاد و ماندگاری او بر اين رابطه باشد: خامنه‌ای همانند احمدی‌نژاد متوهم است و خواب‏های بزرگ‏تر از گليمش می‏بيند. آقای خامنه‏ای که گويا متوهمانه لقب "ولی امر مسلمين" را باور کرده است، در اين خطبه‏ها آشکارا از حمايت ايران درجنگ‏های ۲۲ روزه و ۳۱ روزه غزه و لبنان سخن گفت بدون اينکه به تبعات اين گفته از زبان بالاترين مقام رسمی کشور برای مردم ايران اهميتی بدهد. او گفته‏های حماقت آميز شش سال پيش احمدی‏نژاد در محو اسراييل از نقشه جهان را به زبان خود در میانه تهدیدهای حمله به ایران تکرار کرد تا نشان دهد او در توهم ده‏ها متر پيش‏تر از احمدی‏نژاد قدم می‌زند. آيا اگر او را يک شبه آيت‏الله نمی‏کردند و لقبی دروغين را به او نمی‏چسباندند امروز سرنوشت کشور اين بود؟ 

آیا ماندگاری خامنه‏ای بر احمدی‏نژاد در حقیقت نشان‌دهنده خوی و شخصیت اصلی او نیست که سال‌ها بر مردم پوشیده مانده بود؟ 

*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

دیروز لگد بر سر صدام، امروز بر قذافی، فردا سر کدام دیکتاتور با لگد مردم ذلیل خواهد شد؟


صدام حسینی که سال‏ها سردار قادسیه بود و همگان جز اطاعت از اوامرش گریزی نداشتند، بن علی که سالیان یک تنه بر تونس حکومت رانده بود و مخالفان را زندانی و آواره کرده بود تا کلامی بر خلافش نگویند، مبارک که با قامتی کوتاه ولی با قد بلندی کردن حمایت‏گری آمریکا، مردمانش را برای سه دهه به سخره گرفته بود و همچون صدام حسین انتخابات دروغین صد در صدی برگزار می‏کرد، و قذافی که 42 سال بر همه قواعد بین المللی و احترام و عزت داخلی خندید و بارها کشورش را تا مرز انهدام کامل پیش راند همه یک چیز را مشترک دارند: اینان همگان سال‏ها با رویای شکست ناپذیری و ثبات پایه‏های استبدادشان هر چه خواستند کردند، هر عیشی را بر خود حلال کردند و ولایت خود را بر عزت مردم ترجیح دادند، بستگان و نزدیکان خود را بالا کشیدند و اراده مردمشان را خوار کردند، و خود را از قانون برتر و تصمیم خود را فصل الخطاب اداره حکومت‏هایشان می‏دانستند.

در اصطلاح سیاسی اینان تمام تصمیم‏هایشان را بر مردم خود دیکته کردند (تحمیل کردند) و برای همین به این‏ها دیکتاتور می‏گویند. دیکتاتورهایی که از تمام نمایش‏های ممکن استفاده کردند: انتخابات، دین، تجدد، ترس از دشمن، جنگ آفرینی، مصرف زدگی و زرق و برق‏های دروغین. 

پایان همه این‏ها و دیکتاتورهای دیگری که در کوچه تاریخ به صف ایستاده‏اند (چه در زمان حیاتشان سرنگون شده باشند و چه حتی با توهم دیکتاتوریشان به خاک رفته باشند) چیزی جز خفت و خواری و لعنت و ناسزا نیست. همان‏ها که بر سر مجسمه صدام و عکس‏های مبارک و تندیس‏های قذافی لگد می‏زدند و می‏زنند، فردا بر سر یک متکبر و متوهم دیگر در گوشه‏ی دیگری از کره خاکی لگد خواهند زد. 



*دکتـرعلی شـریعتی: در ممکلتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید*
*رسـانه شمایید: این نوشتـه را برای دیگران هم بفرستید.  سبز یعنی استقامت تا بهار*
*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*

گوگل پلاس چیست و چگونه در آن عضو می‌شوند؟


بیش از یک هفته از راه‌اندازی «گوگل پلاس» می‌گذرد و در همین مدت کوتاه که شمار کمی از علاقمندان توانسته‌اند به آن بپیوندند توانسته است هیجان زیادی میان کاربران استفاده کننده ایجاد کند. این هیجان، بخشی ناشی از خدمات کاربرپسندی است که گوگل پلاس ارائه می‌دهد و بخشی نیز به سبب سربرآوردن یک رقیب جدی و جدید برای فیسبوک است. به همین دو دلیل نیز بیشتر مطالب به اشتراک گذاشته شده در این مدت در باره ویژگی‌های گوگل پلاس و یا هم‌آوردی آن با فیسبوک بوده است.

استقبال کاربران ایرانی و کوچ آن‌ها از شبکه‌های دیگر نظیر فیسبوک، گوگل ریدر و فرندفید نیز کاملا آشکار است و گفت‌وگوهای بین آن‌ها نیز گاهی به مقایسه خدمات ارائه شده در گوگل پلاس و سرویس‌های دیگر است. گفتنی‌ها در باره گوگل‌پلاس بسیار است (که در آینده بیشتر به آن می‌پردازم) اما شاید مهمترین گفتنی در باره این شبکه تازه اجتماعی این باشد که گوگل پلاس نه شبیه فرندفید است و نه شبیه فیس بوک و گودر ولی ویژگی‌هایی تمام این شبکه‌ها را تا حدودی داراست.

مهمتر این‌که اینگونه به نظر می‌رسد که گوگل پلاس از همه این شبکه‌ها بین المللی‌تر باشد. یعنی امکان ارتباط بین المللی، بخصوص به دلیل سرویس‌های دیگر گوگل، در پلاس بهتر از هرجای دیگری برقرار است. به همین دلیل گوگل پلاس را باید یک میدان عالی برای حضور بهتر و با کیفیت ایرانیان در جامعه جهانی مجازی دانست. مثلا گاهی در طول این یک هفته، شمار زیادی سعی کرده‌اند از ترجمه گوگل استفاده کنند تا خطوط فارسی پست‌ها را بخوانند و رابطه برقرار کنند و یا اینکه کاربران فارسی زبان با زبان‌ انگلیسی یا دیگر زبان‌ها با دیگر کاربران ارتباط برقرار کرده‌اند.
گوگل پلاس فعلا در مرحله آزمایشی محدود به سر می‌برد و عضویت در گوگل پلاس فعلا با دعوت دیگر کاربران عضو صورت می‌گیرد اما در همین مدت کوتاه برخی آمارها حکایت از عضویت نزدیک به پنج میلیون در این شبکه اجتماعی دارد.

دو نکته: 
1. چنانچه مایل به عضویت هستید ایمیل خود را بگذارید تا دعوت شوید. اگر نمی‌خواهید ایمیلتان دیده شود در پیامتان لطفا بنویسید منتشر نشود تا در نظر گرفته شود. 

*«حرف حساب» ف-ی-ل-ت-ر است از دیگران بخواهید از اینجـــــــــــــــــا مشترک شوند*
Blog Widget by LinkWithin